✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

هاویه

مکان صحیح درهٔ هینوم مورد گفتگو است. تفسیرهای کهن جای آن را زیر دیوار جنوبی اورشلیم باستانی، کشیده از پای کوه صهیون به سوی شرق، و گذشتن از دره تیروپائون Tyropoeon تا دره کدرون گفته‌اند. با این همه دره تیروپائون دیگر با دره هینوم مرتبط نیست، زیرا در دوره آحاز [۳] و منشه (پسر حزقیال نبی) دره تیروپائون این سوی دیوار بود و کودکان را آن‌سوی دیوار قربانی می‌کردند. اسمیت (۱۹۰۷)، دالمن (۱۹۳۰)، بیلی (۱۹۸۶)، و واتسون (۱۹۹۲) بر اساس اطلاعات یوشع نبی -که هینوم از شرق تا غرب گسترده و بیرون از دیوار بوده‌است- وادی ار ربابی را درهٔ هینوم دانسته‌اند. مطابق نوشته‌های یوشع دره از عین‌روجیل En-rogel آغاز می‌شده‌است. اگر بئرایوب امروزی همان عین‌روجیل باشد، پس وادی‌ار ربابی که از آن آغاز می‌شده همان هینوم است. این گزاره سیزده بار و در یازده آیه از انجیل نگارش شاه‌جیمز به گونه‌های "دره هینوم"، دره پسر هینوم"، یا "دره فرزندان هینوم" آمده‌است. در اسطوره آن را جهان زیرین زمین (یوحنا ۲:۷) یا جهان زیرین دریاها (ایوب ۲۶:۵) گفته‌اند. دره هینوم در پای کوه صهیون است.

هین‌نوم Ge Hinnom عبری که برگردان گفتاری آن "دره هینوم" است. درعهد عتیق برگردان گِی بِن هینوم "درهٔ پسران هینوم" است

چاه هاویه چاه هاویه یا چاه بی انتها، مکانی است که شیطان بدرون آن انداخته شده است

(( هاویه )) چاهی است عمیق و جایی است که در پایین ترین نقطه ی جهنم قرار دارد

در این مدت، شیطان را هزار سال می‌بندند و به چاه ‌هاویه می‌افکنند تا در سر تا سر این مدت از فعالیت او جلوگیری شود

چاه هاویه چاه هاویه یا چاه بی انتها، مکانی است که شیطان بدرون آن انداخته شده است، بوضوح یک زندان موقت برای ارواح شریر است

۲ و چاه هاویه را گشاد و دودی چون دود تنوری عظیم از چاه بالا آمد و آفتاب و هوا از دود چاه تاریک گشت

وقتی عذاب هاویه رو میبینند بلافاصله دست به دامن مالک جهنم میشن
...


دره هینوم 


منجی موعود در ادیان‌-اسلام

منجی موعود در اسلام نامش امام زمان (عج) است.255 در سامراء عراق متولد شده و از 5 سالگی بعد از خاکسپاری پدرش در مراسم حضور داشه و دیگر دیده نشده.و غیبت رفته که این را به وضعیت آن زمان و دشمنی  حکومت وقت آن زمان میدانستند.طبق اعتقاد شیعیان او 1185 سال از تاریخ تولد سن دارد و  طبق حدیث در ظاهر جوانی بین 30 تا 40 ساله ظهور میکند.در بازارها رفت و آمد دارد و در مجالس آنها روی فرش آنها قدم میگذارد ولی او را نمیشناسند تا زمانی که اذن ظهور از جانب خداوند به او برسد که این را در تفاسیر به شرایط ظهور در امر مردم و زمانه تطبیق میدهند.معجزاتی دارد. شخصی قوی نام برده شده که در سنین بالا که طبق اعتقادات شیعه 255 و فریادش صخره شکن و در دل کوه فریاد برآورد صخره ها میلرزد و طبق حدیث سبب امان زمین و آسمان نامبرده شده.جشنی  به نام میلاد امام زمان (عج) که با  مولودی و ایستگاه های تبلیغی و  انتظار برای او و ظهورش برپا میسازند و مسجدی بنام جمکران در قم  هم در این خصوص هست. بر پایه اینکه امام غایب چه میکند گفته شده که کارهایی را انجام میدهد بدون آنکه رد پایی از خود بجای گذارد و اموراتی را حل و کمک میکند.و گفته شده که موقع ظهورش همه با صدایی از آسمان  ندایی شکه یا تعجب زده میشوند و میگویند با خود این  آقا را ما میشناختیم و در مجالس یا فلان مکان دیدیم. یا نمادی از صدای آسمانی یا ندای آسمانی میدانند از  حیرت آن و البته در اسلام احادیث و زندگینامه و اینکه منجی هست از سمت پدر  به اجداد طاهرین و از مادر به نسل شمعون حواری مسیح میرسد.و به دلایل نام در تطبیق آن با آنچه در نامبردن اسامی حواریون برده میشود آن شمعون که گفته میشود تطبیق آن اسم شمعون پطرس هست.که در واتیکان دفن هست.

منجی موعود در ادیان‌-مسیحیت

ظهور دوم یا پاروسیا[۱] در مسیحیت به پیش‌بینی ظهور دوباره عیسی برای بازگرداندن و گسترش صلح و درستی بر روی زمین[۲] است. این باور یا اعتقاد بر پایه مبحث نبوت در انجیل‌های شرعی است و بخشی‌از فرجام‌شناسی یا معادشناسی مسیحی است. پدیده ظهور در پیشبینی‌های دارای اعتقاد به منجی مربوط به کتاب مقدس عنوان شده‌است هرچند نظر در مورد شیوه و ماهیت فرا آمدن دوم عیسی در میان فرقه‌های مسیحی و در میان مسیحیان فردگرا متفاوت است اما در بین فرقه‌هایی همچون کلیسای مسیح قدیسان آخرالزمان و بنا بر نوشته انجیل یوحنا جزو باورهای اصلی بشمار می‌رود.[۳]

به غیر از پاروسیا از ظهور دوم باعنوان اِپیفانی هم یاد شده‌است

در این  ظهور از مسیح به عنوان شخصی که سر ابلیس را  میکوبد و  نماد جنگ با  اژدها و ضد مسیح که به شدت ضد مسیحیت هست نام برده شده.در عنوان این جنگ تفاسیر مختلفی گفته میشود که ضد مسیح جریان یا شخصی هست که به شدت  با مسیح و دین او مخالف و مسیح را انکار میکند. که این تفسیر به جریان یا شخص که تشنه خون مسیحیان و دشمن مسیح هست  تفسیر میشود.در  نحوه آمدن مسیح و سر الهی او که گفته شده مسیح را فقط خدا میشناسد و حتی در یهودیت از اینکه منتظر الیاس باشند تا بیاید و مسیح را بشناساند  تفسیر میشود در این جنگ مسیح با ضد مسیح  که در جریان شناسی از نماد ابلیس و امورات جریانی که در این تحریفات عمیق در طول تاریخ بر ضد خدا و جریان جنگ نبرد نهایی ابلیس هست گسترده ترین تحریفات بر پایه تخریب مسیحیت و مسیح هست پیروز میشود.ضد مسیح را جریان یا شخصی خطرناک میدانند که این جریان به ظهور  مسیح های جعلی و دروغین مینجامد که با شگرد کذابانه ای طرفداران زیادی را جمع میکنند.و همه آنها شکست خواهند خورد.و جریان ضد مسیح و شخص هرم آن در این جریان شکست نهایی و شکست نهایی تر آن ابلیس.ضد مسیح یا جریان آن از سرمایه زیاد و تریبون و نفوذ بالایی برخوردارند.و در این جنگ مسیح را افسانه و تکذیب میکنند.که با شگرد خاصی از تکذیب پادشاهی داوود تا هر چه هست به او تکذیب نهایی رسد.جریانی حیله گر و فریبنده و دروغگوی اصلی هستند که شکست سنگینی در این نبرد میخورند.

منجی در ادیان-منجی موعود در اعتقادات دینی یهود

«انتظار»، جوهره اصلی یهودیت و موجب پویایی انسان در همه زمانهاست.


ظهور منجی موعود ( ماشیَح ) در آن، نشانه برقراری عدالت الهی است.



هر چند بیان ویژگیهای این موعود و آنکه چه هنگام و در کجا ظهور خواهد کرد، در همه ادیان یکسان نیست؛ آنچه در این اندیشه مشترک است اینکه او نجات دهنده ای از خاندان نبوت خواهد بود و این منجی به خوی پسندیده، تقوی، دانش و همه صفات نیکو آراسته و از بدیها و زشتیها مُبَراست.

یکی از پایه های اساسی و اصول مهم آیین یهود، ایمان به ظهور ماشیح و دوره نجات یا گِئولاست. طبق نظر هارامبام، هر فرد (یهودی)که به ماشیح اعتقاد نداشته باشد یا چشم به راه آمدن او نباشد، منکِر سخنان حضرت موسی و دیگر انبیای بنی اسرائیل است؛ زیرا همان طور که ذکر خواهد شد، موضوع ماشیح پیاپی در متون مقدس عنوان گشته است.

بخشی از وقایع عصر گِئولا (نجات نهایی)

1- احیای سنتهای اولیه عبادت یهود

اساس عبادت یهود بر تقدیم قربانیها قرارگرفته است که امروزه این عبادات با خواندن تفیلا (نماز) جایگزین شدهاند. با ظهور ماشیح، آن مراسم دوباره اِحیا خواهند شد.

2- پایان بدی و گناه

« خد.اوند صاحب قدرت میفرماید : در آن روز (نجات)، من اسامی بتها را از زمین منقطع خواهم کرد و آنها دیگر یادآوری نخواهند شد»

3- درک ا.لهیت و آگاهی واقعی از وجود خد.اوند

« زمین از دانش ا.لهی مملو خواهد شد، همانند آبهایی که دریا را میپوشانند»5

« خد.اوند میفرماید : پس از آن ایام، دانش خود را در نهاد آنها گذارده و تعالیم خود را بر قلب آنها خواهم نوشت... (به گونهای که) دیگر کسی همنوعش را تعلیم نخواهد داد و کسی برادرش را درس نخواهد داد که: «خد.ا را بشناسید»، زیرا همه (انسانها) مرا خواهند شناخت از کوچکترین تا بزرگترین آنها»6 .

4- پرستش و ستایش جهانی خد.اوند

« خد.اوند بر تمامیزمین پادشاه خواهد بود. در آن روز، خد.اوند یکتا و نامش یکتا خواهد بود»

5- همزیستی مسالمتآمیز و صلح جهانی

« آنها شمشیرهای خود را شکسته و به گاوآهن (تبدیل خواهند کرد) و نیزههای خود را به قیچیهای شاخهزنی (مبدل میکنند). ملتی بر ملت دیگر شمشیر نخواهد کشید و دیگر جنگ نخواهند آموخت»8

ماهیت ماشیح

1- ماشیح: بشر خاکی

طبق آنچه در متون مذهبی یهود آمده است، موضوع ماشیح و گئولا (نجاتنهایی) از جمله اهداف اولیه آفرینش جهان است که آن اشارهای به موضوع ماشیح و روح اوست. اما از نظر فیزیکی و جسمانی، «ماشیح، انسانی است خاکی از اولاد بشر که به گونه عادی متولد شده است». اصل و نسب او به حضرات داوود و سلیمان میرسد. از دیگر نشانههای وی این است که صداقت و پارسایی او از آغاز تولد به بعد، مدام در حال افزایش بوده و به سبب فضیلت و اعمال شایسته خود، به عالیترین و والاترین درجات تکامل روحانی دست خواهد یافت.

2- ماشیح در هر دوره

امکان آمدن ماشیح در هر دوره وجود دارد؛ اما نه به این معنی که او در وقت مناسب برای ظهور از آسمانها پایین آمده و در زمین ظاهر خواهد شد. بلکه او همیشه روی زمین است، بشری خاکی با پایه و مقام بسیار مقدس و روحانی (صدیق) که در هر دوره وجود داشته و حاضر و ناظر است. «در هر دوره، فرزندی از خاندان یهودا به دنیا میآید که برای مقام ماشیح، برازنده است». روزی که زمان گئولا (نجات نهایی) فرا رسد، نشامای (روح) مخصوص و از قبل آمادة ماشیح، پایین آمده و به آن فردِ «صدیق» اهدا خواهد شد.

یکی از علمای یهود9 این موضوع را چنین توضیح مدهد:

«مُشه (حضرت موسی) منجی اول بنیاسرائیل به هشتاد سالگی رسید و هنوز از اینکه بنیاسرائیل را نجات خواهد داد، آگاهی نداشت و آن را احساس نمیکرد. حتی هنگامیکه خد.اوند به او گفت: « بیا و من تو را به نزد فرعون میفرستم...»، او در ابتدا از این امر سرباز زد و حاضر به قبول این مأموریت نشد. دربارة شائول (اولین حاکم بنیاسرائیل) نیز مشاهده شد که روح مقدسی را که قبلاً در وجود خود اصلا احساس نکرده بود، پس از اینکه به نام پادشاه، او را مسح کردند، بر او واقع شد. همین قضیه دربارة منجی نهایی (ماشیح) نیز صدق میکند.

3- شخصیت و صفات خاص ماشیح

«روح خد.اوند بر او خواهد آمد، روح عقل و فهم، روح تدبیر و توانایی، روح دانش و ترس ا.لهی. و او با ترس ا.لهی الهام میگیرد، با دید چشمانش قضاوت نخواهد کرد و با شنیدة گوشهایش فتوا نخواهد داد. تهیدستان را با عدالت داوری کرده و برای افتادگان زمین، با تساوی حقوق تصمیم خواهد گرفت، و (ظالمان) زمین را با عصای (سخن) دهان خود میکوبد و شریران را با نَفَسِ (نسیم) لبهای خود از بین خواهد برد».

برابر عقیدة هارامبام (موسی بن میمون):

«عقل و دانش وی از حضرت سلیمان نیز بیشتر خواهد بود. او از پدران قوم یهود (ابراهیم، اسحق و یعقوب) و نیز از همة انبیای بنیاسرائیل که پس از حضرت موسی برانگیخته شدند، از نظر درجه نبوت بلندمرتبهتر خواهد بود».

تاریخ ظهور ماشیح

تاریخ واقعی آمدن ماشیح، رازی است که از بشر خاکی پوشیده مانده است. در کتاب یشعیای نبی چنین آمده است:

«من خد.ایی هستم که ( نجات را) در زمان خودش، تسریع خواهم کرد»

در این پاسوق (آیة تورات)، دو مفهومِ در ظاهر متضاد بیان شده است:

1- در زمان خودش : این زمان موعود بدون قید و شرط است؛ یعنی این وقت از ابتدای آفرینش تعیین گشته و ربطی به لیاقت و شایستگی مردم هر دوره نخواهد داشت.

2- آن را تسریع خواهم کرد: یعنی نجات نهایی و ظهور ماشیح ممکن است که زودتر از زمان تعیین شدة فوق، واقع شود.

در تلمود، این قضیه چنین تعبیر شده است که اگر مردم هر دوره از خود آمادگی و شایستگی لازم را نشان دهند، ظهور ماشیح تسریع شده و در زمان آنها واقع خواهد شد و در غیر آن، در وقت مناسبی که از ابتدای آفرینش در نظر گرفته شده است، او به هر حال خواهد آمد.

در مزامیر داوود چنین آمده است: «امروز (خواهد آمد)، اگر به ندای او گوش دهید»

تسریع در ظهور ماشیح:

علمای یهود، برای تسریع ظهور ماشیح و نجات نهایی، انجام دادن فرمانهای دینی ویژهای را به این شرح توصیه کردهاند:

1- تِشووا (توبه)

طبق عقیدة یشعیای نبی، صبح آزادی و نجات در حضور خد.اوند دمیده شده و ماشیح آمادة ظهور است، و در پاسخ این سؤال که او چه وقت میآید، خد.اوند میفرماید: هر گاه او را طلب کنید! و آن چیست که مانع نجات میشود؟ نبودن توبه و تشووا ! پس «بازگشته و بیایید».

بنابراین، بهترین و سادهترین روش برای آمدن ماشیح، پشیمانی ساده و خالصانه، تأثر به سبب خلافهای گذشته و تصمیمی قاطع برای بهبود در رفتار آینده است که این، توبهای کامل به شمار میآید.

2- شبات (مراسم روز مقدس شنبه)

در تلمود آمده است که یکی از راههای تسریع ظهور ماشیح، رعایت دقیق و کامل قوانین روز شنبه (تعطیل و عبادت آن روز) است. زیرا رعایت آن، یکی از نشانههای ایمان یک فرد یهودی به احکام تورا است.

3- مطالعه تورا و علوم دینی

جملة معروفی در تلمود به این مضمون ذکر شده است:

«مطالعه و فراگیری تورا و شریعت ا.لهی، همارزش اجرای تمام فرایض دینی است»

به همین دلیل است که اهمیت دادن افراد به علوم ا.لهی و اختصاص اوقات روزانه و هفتگی به فراگیری آن، موجبات تسریع ظهور را فراهم میسازد.

4- صِداقا (صدقه)

گفته شده است که ترحم انسانها بر فقرا و مستمندان، به طور متقابل، موجب برانگیخته شدن ترحم آسمانی (از جانب خد.اوند) شده و در نتیجه، آمدن ماشیح و فرارسیدن ایام نجات تسریع میشود.

5- اتحاد و دوستی افراد جامعه

در تلمود آمده است که در زمان آبادی معبد دوم بتهمیقداش، با آنکه مردم تشریفات و مراسم مذهبی را در حد کمال اجرا میکردند، نفاق و دشمنیِ بیجهت و بیاساس بین آنها، باعث ویرانی معبد و پراکندگی و بروز مصیبت برای آنان شد که رفع این مسأله، موجب فرا رسیدن نجات و سعادت نهایی میشود. حضرت یعقوب پیش از درگذشت خود به فرزندانش چنین گفت: «جمع شوید تا آنچه در آخر ایام برای شما اتفاق خواهد افتاد، به آگاهی شما برسانم، جمع شوید و بشنوید...»

او ضمن بر حذر داشتن فرزندان خود از هرگونه اختلاف و دودستگی، این پیام را اعلام کرد:

«گر چه معلوم نیست که روز نهاییِ قضاوت ا.لهی چه موقع خواهد بود، ولی من به شما میگویم که هرگاه شما گرد هم آمده و با هم متحد و یکدل شوید، نجات خواهید یافت».