10 زیرا دشمنانم بر من حرف میزنند و مترصّدان جانم با یکدیگر مشورت میکنند
21 بزرگیِ مرا مزید خواهی کرد و برگشته، مرا تسلی خواهی بخشید.
12 زیرا چون مسکین استغاثه کند، او را رهایی خواهد داد و فقیری را که رهانندهای ندارد.
8 استهزا میکنند و حرفهای بد میزنند و سخنان ظلمآمیز را از جای بلند میگویند.
5 خویشتن را برای کار زشت تقویّت میدهند. دربارهٔٔ پنهان کردن دامها گفتگو میکنند. میگویند، کیست که ما را ببیند؟
6 ای خدا دندانهایشان را در دهانشان بشکن. ای خداوند دندانهای شیران را خرد بشکن.



سوره مریم
قسم به خدای تو که البته آنها را که در کفر و انکارند با شیاطین در قیامت محشور می گردانیم آن گاه همه را احضار خواهیم کرد تا گرد آتش جهنم به زانو در آیند.
سوره توبه
کافران میخواهند که نور خدا را که چراغ رخشنده علم و دین و کتب وحی الهی است به نفس تیره و گفتار جاهلانه خود خاموش کنند و خدا نگذارد تا آن که نور خود را (یعنی دین اسلام و معارف قرآن و حقایق الهی را) در منتهای ظهور و حد اعلای کمال برساند هر چند کافران ناراضی و مخالف آن باشند.





سوره نساء
خدا مقدار ذره ای به کسی ستم نکند و هر عمل نیکی را زیاد گرداند و به نیکان از جانب خود مزدی بزرگ عطا کند.
سوره انعام
و اوست خدا در همه آسمانها و زمین که از نهان و آشکار و کلی و جزئی امور شما با خبر است و بدانچه می کنید آگاه است.





(آیه 26)- حکم به عدالت کن و از هوای نفس پیروی منما! به دنبال داستان داود، و به عنوان آخرین سخن، وی را مخاطب ساخته و ضمن بیان مقام والای او، وظائف و مسؤولیتهای سنگین وی را با لحنی قاطع و تعبیراتی پر معنا شرح داده، میفرماید: «ای داود! ما تو را خلیفه (و نماینده خود) در زمین قرار دادیم پس در میان مردم بحق داوری کن، و از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف سازد، کسانی که از راه خداوند گمراه شوند عذاب شدیدی به خاطر فراموش کردن روز حساب دارند» (یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوی فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ).
محتوای این آیه که از مقام والای داود و وظیفه مهم او سخن میگوید نشان میدهد که افسانههای دروغینی که در باره ازدواج او با همسر «اوریا» به هم بافتهاند تا چه اندازه بیپایه است «1».
این آیه نشان میدهد که حکومت در زمین باید از حکومت الهی نشأت گیرد و هر حکومتی از غیر این طریق باشد حکومتی است ظالمانه و غاصبانه.
یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ «26»
چون حضرت داود علیه السلام توجه تمام نمود به حضرت حق و از ماسواى سبحانه منقطع شد، منصب خلافت به او ارزانى شد:
یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ: اى داود بدرستى که ما قرار دادیم تو را، خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ: جانشین در زمین، یعنى تدبیر امور بندگان را به کف با کفایت تو نهادیم تا تو را خلف انبیاى گذشته گردانیدیم. فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِ: پس حکم کن میان مردمان به راستى و درستى، یعنى بر وفق امر ما بجا آور، وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى: و پیروى مکن هواى نفس و آرزوها را که اگر تابع نفس شوى به خلاف حق حکم کنى، فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ: پس گمراه سازد هواى نفس تو را از راه خدا و طریق حق که آن جاده شریعت است، یا دلایل واضحه است بر اثبات طریق حق. إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ: بدرستى که آنانکه گمراه شوند از راه خدا و طریق حق و عمل نکنند به آن، لَهُمْ عَذابٌ شَدِیدٌ: مر ایشان راست عذابى سخت، بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ: به سبب آنکه فراموش کردند روز حساب و جزاى اعمال را و اعراض نمودند از ذکر آن، یعنى به جهت مخالفت
جلد 11 - صفحه 191
حق و ملازمت هوى که مشعر است بر نسیان نشأه آخرت که اگر متذکر آن بودى، ملازمت حق و مخالفت هوى نمودى نه بعکس.
تنبیه:
در آیه شریفه دلالتى است:
1- آنکه جعل خلیفه بر خدا لازم است نه خلق، زیرا باید واجد صفات کمالیه باشد که یکى از آن، عصمت و آن را جز علام الغیوب کسى دانا نخواهد بود؛ بنابراین نصب خلیفة اللّه تخصص باشد نه تخصیص، یعنى از اول خداوند او را معین فرماید.
2- امر به حکم حق که در کلیه امورات صادره به میزان راستى و درستى نسبت به مردم رفتار کند از مخالطت و مصاحبت و معاشرت و مشارکت و مجالست، چنانچه در مکارم الاخلاق- از حضرت پیغمبر صلّى اللّه علیه و اله فرمود: اعطوا المجالس حقّها، قیل: و ما حقّها؟ قال: غضّوا ابصارکم و ردّوا السّلام و ارشدوا الاعمى و امروا بالمعروف و انهوا عن المنکر: عطا کنید مجالس را حقش.
عرض شد: حق مجالس چیست؟ فرمود: بپوشید چشمان خود را، و رد کنید سلام را، و ارشاد نمائید کوردلان را، و امر کنید به معروف و نهى نمائید از منکر «1».
3- نهى از پیروى هواى نفس نسبت به عموم، زیرا پیروى آن موجب گمراهى از صراط مستقیم و ورود به عذاب الیم؛ و احادیث بسیار در نهى متابعت هوى وارد شده، از جمله در کافى- از حضرت صادق علیه السلام فرمود:
لا تدع النّفس و هواها فانّ هواها فى رداها و ترک النّفس و ما تهوى اذاها و کفّ النّفس عمّا تهوى دواها: «2» وا نگذار نفس را با خواهشهاى آن، بدرستى که هواى نفس در هلاکت باشد؛ و واگذاشتن نفس و آنچه خواهد اذیت کند انسان را از مرض یا مکروه، و بازداشتن نفس از آنچه خواهد دواى آن باشد.