چرا عیسی را از محلی بردند که ازدحام مردم در آن بشود.و مردم به دیدن آن بیایند مگر از ازدحام هراس نداشتند.زمانی که ترور شخصیتی انجام شد و این منجی را به تحریک ریش سفیدان رد کردند کار به جایی رسید که گفتند جنایتکاری را به نام باراباس که زندانی بود را آزاد کنند و جایش مسیح را مصلوب کنند مسیح که خدمت میکرد شفا میداد و اثبات کرده بود که مسیح هست.فرش قرمز آن روز تبدیل به مسیر خون شد.مثالن یعنی مسیری که زنده باد میگفتند تغییر کرد.جمعیت افزان میشدن پیروان مسیح با تبلیغات منفی و تحت سلطه آنها تبدیل شد به جمعیتی که شاهد یک مجازات سخت برای منجی شد .زیرا ترس. تحت تعالیم غلط آنها با آن همه امکانات. زیرا حتی مسیح در قضیه پیداکردن آن خر که سوار بر آن شد حواریون را سفارش کرد بروند و خری را بیابند که بی صاحب باشد و ببینید امکانات دست آنها بود. حال چگونه مسیح ممکن بود در کسب مال یا اندوخته بوده باشد که برای پیدا کردن وسیله سواری آن زمان آنگونه جستجو کنند.گرسنه نگهداشتن سربازان رومی از شراب سرکه تا وحوشیت آنها تا امکانات کم برای نیروهایشان از نظر مادی یک نوع سیاست به شمار میرفت که حتی لباس خونی و پاره شده بر شکنجه را غارت کنند و چند تکه کنند قرعه انداختن این نشان گرسنه بودن آنها بوده چرا ؟چون این امر باعث میشود برای کوچکترین جیره مواجب هر کاری دست بزنند.اما محل بردن مسیح تا تصلیب شلوغ بوده که این ازدحام حتی به نفع آنها بوده زیرا اگر مسیح دیگری برخیزد چهار میخ همینگونه میشود و پادشاهی آن زمان آنها حفظ شود پس منجی از کجا باید میامده دیگر مگر الیاس بیاید و از صلیب پایین آوردش که اگر الیاس هم می آمد از آسمان هم می آمد تصلیبش میکردند اصلان مبحثشان منجی نبوده مبحث آنها نفع منافع خود از آیین و کتاب بوده.پس همان داوود پادشاه نبی هم آن زمان که دیدند مسح شد توسط سموئیل تا رسیدن به پادشاهی و حکومت برقرار کردنش آن هم داوود که در جنگاوری و قدرت بدنی و آن تایید سموئیل آن زمان سموئیل حرف اول و آخر را میزده باز همان زمان هم از ترس شائول یواشکی داوود را در مکانی با ازدحام اندک مسح کرده. پس آن زمان هم با سختی دشواری بسیار و خوار شدن ها و مسائل رذالت های بسیار داوود به فتح صهیون رسید و آنجا را شهر کرد و بعد پادشاهیش گسترده شد و زمان ی بود که باز منتظر منجی بودند اما تحت قدرت آن زمان زمانی که داوود به پادشاهی رسید مردم قبلش مخالف و بعد آن که شد پادشاه آنقدر محبوب شد و الا قبلش اینگونه نبود و حتی رد میکردند غیر قبیله یهودا که قبیله ای از یهودای قوم یهود خواندن و این طرفداری اندک بود بلکه با پادشاه شدن داوود بود که مردم حمایتشان کم کم افزانی یافت اما به رسیدن آن خواست خدا بود.


در زمانه عیسی مسیح .عیسی ناصری زاده بیت اللحم و که در مصر و بعد ناصره دو محل دیگر و جلیل که ناصره مثال استان و بخش میباشد در آن زمان در یهودیه از هر نژاد و ملل جمع شده بودند مردم از ملل مختلف بسته به اوضاع آن موقع که حتی از سرزمین عربستان هم در آنجا بودند تحت آن بودند که فریسیان و صدوقیان که بسیار نفوذ داشتند هم در بین عالمان یهود و علمای یهود و نفوذ در امپراطوری روم که در ان زمان بر یهودیان فرمانروایی میکردند. قبل آن بسیار زمینه سازی ظهور مسیح شده بود و نفع آن بسیار بر آنها بود اما زمانی که مسیح منجی وعده داده شده آمد و با آنها و منافع آنها دیدند تضاد دارد از معبد ساخت معبد سلیمان.تا تغییر تعالیم آنها.و منافع آنها که آنها را ریاکار خطاب میکرد عیسی مسئله به آن رسید که بگویند مگر از جلیل نبی بر میخیزد.مگر مسیح آنگونه و آنگونه و تعالیم در رد مسیح جریان پیدا کرد. و تحت این امر کنیسه ها و معابد و محافل را افزانی دادند و یک نوع محل جمع مردم و به نحوی که این افراد از مسیح بودن عیسی را تایید کنند از آنجا اخراج شوند یک نوع برایشان هم ارزش بود هم محافل بود. زیرا شرایط پیرامون زندگی تحت نفوذ آنها بود و به نحوی که مسیح آمد و فهمیدند که معجزات او و آن جمعیت کثیر شود در فکر پادشاهی و خطر افتادن قدرت زمینی انکار کردند قبل آن زمینه ها و تبلیغات آمدن ماشیح-مسیح و منجی بود و بسیار کاربرد داشت در یهودیان و سرزمین و رومیان اما همین که آمد انگار خود شخص مد نظر نبود بلکه سایه یا همان متن ها کاربرد داشت .پس برای ترور شخصیتی او دست بکار شدند که در مراحل آن کمک از شیاطینو بیرون راندن شیاطین به کمک شیاطینو حتی تبلیغات منفی بعد آن در زمانی که پطرس در بازار آن گدا را شفا داد مرد فقیر را و به نحوی بود که مردم کوچه خیابان آن شخص و اشخاص مسیح را دیوانه خطاب میکردند حال آنکه تبلیغات منفی یعنی اینکه بتوانند با ابزار همان زمان شخص را از آنچه که پیروانش افزوده شود دور کنند تا آنچه خود میخواهند عملی شود.برای همین جعلیات افزان میشود که پیروان شخص افزان نشود و ظهور او در آن زمان رد شود زیرا اینکار به اصطلاح گفته میشود ظهور خود شخص نه بلکه سایه یا همان منافع منجی در آن زمان که مسیح وعده داده شده با منافع آنها تضاد پیدا کرد و رد کردند هر چند این مسئله بازهم با فتح و پیروزی برای مسیح بود آن هم نجات دهنده را مصلوب کردند منجی که منتظرش بودند را مصلوب کردند.و گفت بروید برای فرزندانتان گریه کنید زیرا تا به امروز شاهد این نبود صلح و ویرانی ها و مسائل یهود هستیم در آن سرزمین قوم برگزیده تا زمانی که مخالفت امر نکنند و بعد آن اصلاح نشوند نزول میکنند مگر آنکه به درستی در آیند یعنی هر زمینی و زمانی که این وضعیت در تاریخ بوده آنجا که رد انجام میشده ضرر به خود همان سرزمین بوده. این یعنی در هر سرزمینی افراد صالح و درست باشند و درستی باشد به شرط دغدغه آنها و کسب مدارج معنوی در این امر خداوند بسیار عادل در وجه تمایز هاست مگر ترس ها و غلبه تاریکی پس نور همیشه بر تاریکی غلبه میکند اما منظر مادی زمینی آن بسیار رذالت هست تا نور پیروز شود آن هم به معنای اصل آن و خدایی آن.

11 خداوند سخن را میدهد. مبشرات انبوه عظیمی میشوند.
11 امّا پادشاه در خدا شادی خواهد کرد و هر که بدو قسم خورَد، فخر خواهد نمود، زیرا دهان دروغگویان بسته خواهد گردید.

ـ پیامبر دروغین به دنبال قطع ارتباط پیروانش با دیگران است و از کسب آگاهی واهمه دارد. (۱ تیموتی ۳: ۷)
| چنانکه هنگامی که عازم مکادونیه بودم، به شما التماس نمودم که در افسس بمانی تا بعضی را امر کنی که تعلیمی دیگر ندهند، |
| و میخواهند معلمان شریعت بشوند و حال آنکه نمی فهمند آنچه میگویند و نه آنچه به تاکید اظهار مینمایند. |
ـ پیامبر دروغین خود را با افراد ترسو،
ناشایست، بیعقل، متملق و خائن احاطه خواهد کرد. (۳، متی ۶: ۷)
| «آنچه مقدس است، به سگان مدهید و نه مرواریدهای خود را پیش گرازان اندازید، مباداآنها را پایمال کنند و برگشته، شما را بدرند. |
| «سوال کنید که به شما داده خواهد شد؛ بطلبید که خواهید یافت؛ بکوبید که برای شما بازکرده خواهد شد. ـ در حکومت تحت امر پیامبر دروغین از روزهای خوب گذشته صحبت میشود و هیچکس امیدی به آینده ای درخشان ندارد. (متی ۷: ۲۲–۲۳) |