✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

فانوس راهنما-زمانه عیسی ناصری-مسیح

چرا عیسی را از محلی بردند که ازدحام مردم در آن بشود.و مردم به دیدن آن بیایند مگر از ازدحام هراس نداشتند.زمانی که ترور شخصیتی انجام شد و این منجی را به تحریک ریش سفیدان رد کردند کار به جایی رسید که گفتند جنایتکاری را به نام  باراباس که زندانی بود را آزاد کنند  و جایش مسیح را مصلوب کنند مسیح که خدمت میکرد شفا میداد و اثبات کرده بود که مسیح هست.فرش قرمز آن روز تبدیل به مسیر خون شد.مثالن یعنی مسیری که زنده باد میگفتند تغییر کرد.جمعیت افزان میشدن پیروان مسیح با تبلیغات منفی و تحت سلطه آنها تبدیل شد به جمعیتی که شاهد یک مجازات سخت برای منجی شد .زیرا ترس. تحت تعالیم غلط آنها با آن همه امکانات. زیرا حتی مسیح در قضیه پیداکردن آن خر که سوار بر آن شد حواریون را سفارش کرد بروند و خری را بیابند که بی صاحب باشد و ببینید امکانات دست آنها بود. حال چگونه مسیح ممکن بود در  کسب مال یا اندوخته بوده باشد که برای پیدا کردن وسیله سواری آن زمان آنگونه جستجو کنند.گرسنه نگهداشتن سربازان رومی از شراب سرکه تا وحوشیت آنها تا امکانات کم برای نیروهایشان از نظر مادی یک نوع سیاست به شمار میرفت که حتی لباس خونی و پاره شده بر شکنجه را غارت کنند و چند تکه کنند قرعه انداختن این نشان گرسنه بودن آنها بوده چرا ؟چون این امر باعث میشود برای کوچکترین جیره مواجب هر کاری دست بزنند.اما محل بردن مسیح تا تصلیب شلوغ بوده که این ازدحام حتی به نفع آنها بوده زیرا اگر مسیح دیگری برخیزد چهار میخ همینگونه میشود و پادشاهی آن زمان آنها حفظ شود پس منجی از کجا باید میامده دیگر مگر الیاس بیاید و از صلیب پایین آوردش که اگر الیاس هم می آمد از آسمان هم می آمد تصلیبش میکردند  اصلان مبحثشان منجی نبوده مبحث آنها نفع منافع خود از آیین و کتاب بوده.پس همان داوود پادشاه نبی هم آن زمان که دیدند  مسح شد توسط سموئیل تا رسیدن به پادشاهی  و حکومت برقرار کردنش آن هم داوود که در جنگاوری و قدرت بدنی و آن تایید سموئیل آن زمان سموئیل حرف اول و آخر را میزده باز همان زمان هم از ترس شائول یواشکی داوود را در مکانی با ازدحام اندک مسح کرده. پس آن زمان هم با سختی دشواری بسیار و خوار شدن ها و مسائل رذالت های بسیار داوود به فتح صهیون رسید و آنجا را شهر کرد و بعد پادشاهیش گسترده شد و زمان ی بود که باز منتظر منجی بودند اما تحت قدرت آن زمان زمانی که داوود به پادشاهی رسید مردم قبلش مخالف و بعد آن که شد پادشاه آنقدر محبوب شد و الا قبلش اینگونه نبود و حتی رد میکردند غیر قبیله یهودا که قبیله ای از  یهودای قوم یهود خواندن و این طرفداری اندک بود بلکه با پادشاه شدن داوود بود که مردم حمایتشان کم کم افزانی یافت اما به رسیدن آن خواست خدا بود.

عکاس-حسام الدین شفیعیان

فانوس راهنما-زمانه عیسی ناصری-مسیح

در زمانه عیسی مسیح .عیسی ناصری زاده بیت اللحم  و که در مصر و بعد ناصره دو محل دیگر و جلیل که  ناصره مثال استان و بخش میباشد در آن زمان در یهودیه از هر نژاد و ملل جمع شده بودند مردم از ملل مختلف بسته به اوضاع آن موقع که حتی از سرزمین عربستان هم در آنجا بودند تحت آن بودند که فریسیان و صدوقیان که بسیار نفوذ داشتند هم در بین عالمان یهود و علمای یهود و نفوذ در امپراطوری روم که در ان زمان بر یهودیان فرمانروایی میکردند. قبل آن بسیار زمینه سازی ظهور مسیح شده بود و نفع آن بسیار بر آنها بود اما زمانی که مسیح منجی وعده داده شده آمد و با آنها و منافع آنها دیدند تضاد دارد از معبد ساخت معبد سلیمان.تا تغییر تعالیم آنها.و منافع آنها که آنها را ریاکار خطاب میکرد عیسی مسئله به آن رسید که بگویند مگر از جلیل نبی بر میخیزد.مگر مسیح آنگونه و آنگونه و تعالیم در رد مسیح جریان پیدا کرد. و  تحت این امر کنیسه ها و معابد و محافل را افزانی دادند و یک نوع محل جمع مردم و به نحوی که این افراد از مسیح بودن عیسی را تایید کنند از آنجا اخراج شوند یک نوع برایشان هم ارزش بود هم محافل بود. زیرا شرایط پیرامون زندگی تحت نفوذ آنها بود و به نحوی که مسیح آمد و فهمیدند که معجزات او و آن جمعیت کثیر شود در فکر پادشاهی و خطر افتادن قدرت زمینی انکار کردند قبل آن زمینه ها و تبلیغات آمدن ماشیح-مسیح و منجی بود و بسیار کاربرد داشت در یهودیان و سرزمین و رومیان اما همین که آمد انگار خود شخص مد نظر نبود بلکه سایه یا همان متن ها کاربرد داشت .پس برای ترور شخصیتی او دست بکار شدند که در مراحل آن کمک از شیاطینو  بیرون راندن شیاطین به کمک شیاطینو حتی تبلیغات منفی بعد آن در زمانی که پطرس  در بازار آن گدا را شفا داد  مرد فقیر را و به نحوی بود که مردم کوچه خیابان آن شخص و اشخاص مسیح را دیوانه خطاب میکردند حال آنکه تبلیغات منفی یعنی اینکه بتوانند با ابزار همان زمان  شخص را از آنچه که پیروانش افزوده شود دور کنند تا آنچه خود میخواهند عملی شود.برای همین جعلیات  افزان میشود که پیروان شخص افزان نشود و ظهور او در آن زمان رد شود زیرا اینکار به اصطلاح گفته میشود ظهور خود شخص نه  بلکه  سایه یا همان منافع منجی در آن زمان که مسیح وعده داده شده با منافع آنها تضاد پیدا کرد و رد کردند هر چند این مسئله بازهم با فتح و پیروزی برای مسیح بود آن هم  نجات دهنده را مصلوب کردند منجی که منتظرش بودند را مصلوب کردند.و گفت بروید برای فرزندانتان گریه کنید زیرا  تا به امروز شاهد این  نبود صلح و ویرانی ها و مسائل یهود هستیم در آن سرزمین قوم برگزیده تا زمانی که مخالفت امر نکنند و بعد آن اصلاح نشوند نزول میکنند مگر آنکه به درستی در آیند یعنی هر زمینی و زمانی که این وضعیت در  تاریخ بوده آنجا که رد انجام میشده ضرر به خود همان سرزمین بوده. این  یعنی در هر سرزمینی افراد صالح و درست باشند و درستی باشد  به شرط دغدغه آنها و  کسب  مدارج معنوی در این امر خداوند بسیار عادل در وجه تمایز هاست مگر  ترس ها و  غلبه تاریکی پس نور همیشه بر تاریکی غلبه میکند اما منظر مادی زمینی آن بسیار رذالت هست تا نور پیروز شود آن هم به معنای  اصل آن و خدایی آن.

آیاتی از کتاب مقدس

11  خداوند سخن را می‌دهد. مبشرات انبوه عظیمی می‌شوند.

11  امّا پادشاه در خدا شادی خواهد کرد و هر که بدو قسم خورَد، فخر خواهد نمود، زیرا دهان دروغ‌گویان بسته خواهد گردید.

13  که نه از خون و نه از خواهش جسد و نه از خواهش مردم، بلکه از خدا تولّد یافتند.

7  جهان نمی‌تواند شما را دشمن دارد و لیکن مرا دشمن می‌دارد زیرا که من بر آن شهادت می‌دهم که اعمالش بد است.
17  اگر کسی بخواهد ارادهٔ او را به عمل آرد، دربارهٔ تعلیم خواهد دانست که از خدا است یا آنکه من از خود سخن می‌رانم.
28  و عیسی چون در هیکل تعلیم می‌داد، ندا کرده، گفت، مرا می‌شناسید و نیز می‌دانید از کجا هستم و از خود نیامده‌ام بلکه فرستنده من حقّ است که شما او را نمی‌شناسید.

39  امّا این را گفت دربارهٔ روح که هر که به او ایمان آرد او را خواهد یافت زیرا که روح‌القدس هنوز عطا نشده بود، چونکه عیسی تا به حال جلال نیافته بود.
52  ایشان در جواب وی گفتند، مگر تو نیز جلیلی هستی؟ تفحّص کن و ببین زیرا که هیچ نبی از جلیل برنخاسته است.
21  و چون می‌خواستند او را در کشتی بیاورند، در ساعت کشتی به آن زمینی که عازم آن بودند رسید.
33  زیرا که نان خدا آن است که از آسمان نازل شده، به جهان حیات می‌بخشد.
45  در انبیا مکتوب است که همه از خدا تعلیم خواهند یافت. پس هر که از پدر شنید و تعلیم یافت نزد من می‌آید.
54  و هر که جسد مرا خورد و خون مرا نوشید، حیات جاودانی دارد و من در روز آخر او را خواهم برخیزانید.
66  در همان وقت بسیاری از شاگردان او برگشته، دیگر با او همراهی نکردند.
17  عیسی در جواب ایشان گفت که، پدر من تا کنون کار می‌کند و من نیز کار می‌کنم.
28  و از این تعجّب مکنید زیرا ساعتی می‌آید که در آن جمیع کسانی که در قبور می‌باشند، آواز او را خواهند شنید،
44  شما چگونه می‌توانید ایمان آرید و حال آنکه جلال از یکدیگر می‌طلبید و جلالی را که از خدای واحد است طالب نیستید؟

پیامبر دروغین

ـ پیامبر دروغین به دنبال قطع ارتباط پیروانش با دیگران است و از کسب آگاهی واهمه دارد. (۱ تیموتی ۳: ۷)



ـ پیامبر دروغین خود را با افراد ترسو،

 ناشایست، بی‌عقل، متملق و خائن احاطه خواهد کرد. (۳، متی ۶: ۷)

تطبیق آیه
متی3
«آنچه مقدس است، به سگان مدهید
 و نه مرواریدهای خود را پیش گرازان اندازید،
 مباداآنها را پایمال کنند و برگشته، شما را بدرند.



«سوال کنید که به شما داده خواهد شد؛
بطلبید که خواهید یافت؛ بکوبید
 که برای شما بازکرده خواهد شد.

ـ در حکومت تحت امر پیامبر 

دروغین از روزهای خوب گذشته

 صحبت می‌شود و هیچ‌کس امیدی به آینده ای 

درخشان ندارد. (متی ۷: ۲۲–۲۳)

تطبیق آیه
متی7
22
بسا در آن روز مرا خواهند گفت:
"خداوندا، خداوندا، آیا به نام تو نبوت ننمودیم
و به اسم تو دیوها را اخراج نکردیم و
 به نام تو معجزات بسیار ظاهرنساختیم؟"
23
آنگاه به ایشان صریح خواهم گفت
 که "هرگز شما را نشناختم!
 ای بدکاران از من دور شوید!"

ـ پیامبر دروغین ممکن است 

معجزاتی را نظیر پیشگویی

 به شما نشان دهد، اما باید دقیق بنگرید

 که آیا آن معجزات باعث رفاه و خوشبختی هستند

 یا بدبختی. (۱ قرنتیان ۳: ۵–۷، ۱ قرنتیان ۴: ۶–۷، اعمال ۸: ۱۸–۲۳)

...
تطبیق آیه تا بعدان اصل ماجرا؟؟!!
زیرا که تا به حال جسمانی هستید،
 چون در میان شما حسد و نزاع و جدایی‌ها است.
آیا جسمانی نیستید و
 به طریق انسان رفتار نمی نمایید؟
پس کیست پولس و کیست اپلس؟
جزخادمانی که بواسطه ایشان ایمان آوردید
 و به اندازه‌ای که خداوند به هرکس داد.
لهذانه کارنده چیزی است و
 نه آب دهنده بلکه خدای رویاننده.
زیرا که در خود عیبی نمی بینم،
لکن ازاین عادل شمرده نمی شوم،
بلکه حکم کننده من خداوند است.
اما‌ای برادران، این چیزها را بطور
 مثل به خود و اپلس نسبت دادم
 به‌خاطر شما تا درباره ماآموخته شوید
که از آنچه مکتوب است تجاوزنکنید
 و تا هیچ‌یکی از شما تکبر نکند برای یکی بر دیگری.
زیرا کیست که تو را برتری داد وچه چیز داری که نیافتی؟
 پس چون یافتی، چرافخر می‌کنی که گویا نیافتی.
اما پولس بعد از آن روزهای بسیار
در آنجاتوقف نمود پس برادران را وداع نموده،
 به سوریه از راه دریا رفت
 و پرسکله و اکیلا همراه او رفتند.
 و درکنخریه موی خود را چید
چونکه نذر کرده بود.
و مدتی در آنجا مانده، باز به سفر توجه نمود
 و در ملک غلاطیه و فریجیه جابجا می‌گشت
و همه شاگردان را استوار می‌نمود.

ـ پیامبر دروغین خود را با افراد ترسو، ناشایست،

 بی‌عقل، متملق و خائن احاطه خواهد کرد. (۳، متی ۶: ۷)

تطبیق آیه تا اصل ماجرا چیست؟!
متی3
6
و به گناهان خود اعتراف کرده،
در اردن از وی تعمیدمی یافتند.
7
پس چون بسیاری از فریسیان و صدوقیان رادید
 که بجهت تعمید وی می‌آیند، بدیشان گفت:
 «ای افعی‌زادگان، که شما را اعلام کرد
 که از غضب آینده بگریزید؟

In August 1999, he gave the sermon he called:

 ‘I want to show you how to love in a 

beautiful way’. And he asserted that a man can have as

 many wives as he wants “for the sake 

of the submissiveness of women”. From that moment

, love triangles began to appear in the commune 

and men were allowed to change their wives

. Some families could not bear this

 kind of psychological onslaught and fell apart. Then,

 Vissarion himself parted from his wife

 and took a new wife - a 16-year-old.

Furthermore, the make-up of the
 ‘Vissarionites’ became less homogenous 
with the passing years: Fewer and
 fewer followers believed in the end of the
 world and more and more simply liked
 living in a commune with its
 own rules and laws - in an ecological settlement 
where everyone is “family”. Even those who were extremely
 sceptical of Vissarion stayed on in the commune
. “He told us to shun money, 
but he himself would travel to
 Israel or to Taiwan for medical treatment. 
Why should Christ require medical treatment?!” 
said one of the “disillusioned” residents
 of the commune, Tatyana Kholyavko. 
علاوه بر این، ترکیب «ویساریونیت‌ها» 
با گذشت سال‌ها کمتر همگن شد:
 پیروان کمتر و کمتری به پایان جهان اعتقاد داشتند
 و بیشتر و بیشتر دوست داشتند در کمونی
 با قوانین و قوانین خاص خود زندگی کنند 
- در یک محیط زیست‌محیطی. 
سکونتگاهی که در آن همه «خانواده» هستند. 
حتی کسانی که به شدت نسبت 
به ویساریون بدبین بودند در کمون ماندند. 
او به ما گفت که از پول دوری کنیم،
 اما خودش برای معالجه به اسرائیل یا تایوان می‌رود. 
چرا مسیح باید به درمان پزشکی نیاز داشته باشد؟»
 یکی از ساکنان "سرخورده"
 کمون، تاتیانا خولیاوکو، گفت.