یک ظرف را مد نظر بگیرید شما ظرف را میبینید و درون محتویات ظرف را یک پسته یک فندق یک مسئله سربسته را ظرف دانش انسانی در جسم بر ظرف دانش خدا در ظرفیت بی نهایت نور همان ظرف بسته هست که از دانش آن حاصل درون این ظرف را پر گشتن میشود افزایش دانش اسرار الهی را مد نظر بگیرید گنجایش آن آنقدر هست که در همان نور بینهایت در تجسم مادی انسانی در بعد استخوان اسکلت و بدن از گوشت پوست در مغز ظرف و اسرار ظرف بزرگ ظرف بزرگ در ضعف انسان بر قوت در محدوده اندازه آنچه خدا مصلحت بداند هست پس این اسرار الهی بسیار زیادست و اگر کسی بگوید من همه آن ظرف را میدانم میشود واحد که فقط خدا واحد هست.یعنی خداوند در همه کتب واحد هست.واحد یعنی بی نهایت در دانش دانای کل محسوب میشود. پس خداوند واحد هست یعنی بی مثال هست مثال یعنی مثل او کسی نیست و کسی بگوید من به تمام زمانبندی های خدا واقفم چگونه میتواند بر تمامی اسرار الهی از امور حیات زمینی امور حیات بعد موت و امور حیات در هر بعد آن و اسرار آن جز خدا آگاهی کامل داشته باشد.پس مسئله روح القدس پیش می آید.روح القدس که دارای شخصیت الهی و ظرف شخصیتی مستقل هست.بسیار هم قدرت و اختیارات دارد در ظرف ورای مادی به تجسم پرنده ای که ورای آن پرنده ها در ورای نماد آن واقعیت همان شکل میگیرد اما آن نیست.پس بصورت بعد فرشته الهی مد نظر گرفته شود باید شکل فرشتگان را دانست.و اگر از دریافت آنچه شکل میگیرد باید ربط ثبت آن را دانست.اگر فرشتگان را دارای بال بدانیم باید بال آن را دانست و بعد جسمی روح القدس را دانست که در بر آن رو شخصیت مستقل میگیرد و در بعد آن بال آن را دانست. پس روح القدس شخصیت الهی و دارای اختیارات بدون مرز بندی مادی هست. در فلان نقطه یا فلان نقطه جهان در بعد حضور این شخصیت دارای عواطف بسیار انسجام اتحاد و صفات خوب و الهی.و جبرئیل پیام آور همانطور که بر مریم مقدس اول جبرئیل آمد و خبر داد یک پیام آور وحی الهی قوی در امانت وحی هست و ماموریت های خاص خود را دارد وقتی میگوییم روح خدا سطح آبها را فرا گرفت یعنی خداوند با آن عظمت در این آفرینش از روح بر سطح گستره آن در ماموریت بزرگ پیدایش استفاده کرده.وقتی به عیسی مسیح گفته میشود کلمه بود یعنی اینکه از ازل در پیدایش و بعد گفته میشود به شکل انسان شد و در رحم مریم مقدس بر روح القدس در آن ظرف از ظرفیت قرار گرفت یعنی این ظرفیت والا را داشته که خداوند او را برگزیده در این امر مهم و وقتی ازل معنی پیدا میکند که این اتحاد حفظ شود و وقتی معنی اتحاد حفظ شود معنی رسالت معنی پیدا میکند رسالت یعنی امری که به انجام برسد و این از پیدایش در بعد آن معنی پیدا کند وقتی خداوند روح القدس را که نفس قدسی یعنی نفس الهی دارد را درست بشناسیم این معنی ازل و ماموریت خدا بر این امر مشخص میشود.و اینجا در مباحث گفتمان ها اینکه کسی بگوید خدای شما خدای ما خدای دیگری معنی ندارد فقط خدا واحد در ادیان هست خدای من و خدای تو و اون معنی پیدا نمیکند الله خواندن پدر خواندن اهورا مزدا یا هر نامی گذاشته شود خدا واحد هست غیر این شرک میشود کفر میشود که اگر خدا را خدای تقسیم بندی در واژه کرد زبان گفتاری همه یک معنی میدهد و خدای واحد را خواندن همانگونه که مثلان مردگان در ترجمه انجیل برخاسته ابن الله میگویند تو را با ما چکارست همچین یا در قرآن عیسی بن مریم روح الله گفتن مسلمانان روح الله یعنی چه یعنی روح خدا ابن یعنی چه و پدر و پسر و روح القدس را معنی کردن میشود رسیدن به اتحاد بهتر.وقتی میگوییم کلمه با خدا بود و جسم شد و بصورت انسان آمد معنی کلمات و جمله باید درست معنی پیدا کند.وقتی عیسی میگوید به فریسیان زمان ابراهیم را بوده معنای آن چگونه ترسیم شود.مثلان در قرآن گفته میشود آنهایی که در راه خدا کشته یا شهید شدند مرده نپندارید بلکه زنده به حیات ابدی در بعد معنای آن.وقتی به موسی گفته میشود تو نمیتوانی خدا را ببینی وگرنه زنده نمیمانی و دیدار الیاس و موسی در کوه با عیسی مسیح و بعد الهی آن در ظرف انسانی مسیح توانست ببیند وحشت آن چه بود خداوند وحشت ندارد بلکه آن جنبه ملکوتی هست که چون انسان میبیند در بعد انسانی حیرت و وحشت به معنی حیرت در بعد همان روح الله گفتن پدر پسر و اسامی دیگر. پس وقتی گفته میشود که انسان شد و گفته میشود در کتب واحد هست این ظرف و مسح و این اندازه پر شدن در بعد انسانی و اینکه واسطه بین خدا و عیسی روح القدس بود.که ابتدا در رحم مریم و بعد در رود اردن که یحیی تمعید میداد به شکل آنچه گفته شده قرار گرفت چه اندازه بوده که آنقدر روح پرگشته که مرده را به امر خدا زنده کرده.نفس قدسی گویند.و گفته میشود که عیسی در باغ آنجا از خداوند خواسته این جام را از او دور کند یا در تصلیب.پس دارد با خدا صحبت میکند.و گفته میشود که در کتب مقدس اگر عیسی گفت خدا بود و گوید برداشت خوانندگان نیست دروغ گفته باید معنی آنکه عیسی به شکل انسان شد دانسته شود اتحاد او در تثلیت شناخته شود و وقتی در کتاب مقدس واحد خواندن خدا گفته میشود فهمیده شود.آن موقع معنی روح الله. پدر پسر و ابن الله همه واضح تر میشود مسئله سنگین میشود چون پیچ میخورد و سنگین تر که همان خدا شناسی در کلام پدر پسر و معانی استفاده شده در خواندن عیسی مسیح والا مسئله سر راست هست.وقتی گفته میشود قدرت خدا زیاد هست و پسر آنچه پدر میکند انجام میدهد و قدرت هر چیزی را دارم در او که نیرو میبخشد این اتحاد معنی پیدا میکند جلال عیسی جلال خداست جلال روح القدس جلال خداست و در زنجیره هست که این نیرو توان افزایی میشود در عیسی مسیح که به شکل انسان شد و در بین انسانها ساکن شد.سخت کردن مسائل و پیچیده کردن از برداشت ها سر چشمه میگیرد که در توضیح آن بتوان توضیح منطقی داد.والا مسئله پیچیده میشود.خب در قرآن گفته میشود خدا منزه تر از آن هست که فرزندی داشته باشد.یعنی خدا همسر فرزند داشته باشد.ولی در بعد آن در رسالت روح القدس در رحم مریم قرار دادن عیسی و روح الله یعنی روح خدا و بعد شناخت روح القدس روح الهی و جایگاه او و شخصیت او و از ازل را شناختن در خواندن کتب مختلف و مسئله داوری و قیامت. پس اسرار الهی زیاد هست انسان در بعد جسم و مادی هر چقدرم عالم باشد در پر شدن یا در مطالعه افزان میشود تا آنجا که قوت اوست فهم کند و بفهماند به دیگران بیش از آن تکلیف از انسان خواستن میشود مثال آنچه که از یک عالم بگوییم مثال به ما بگو دقیقن ساعت به ساعت آفرینش چگونه بوده و در لحظه فلان در زمین در پیدایش چه اتفاقی افتاده میخندد معنی آنست .یعنی میگوید مرا دوربین فیلمبرداری آفرینش فرض کردید یا آدمی یا عالم انسان.وقتی گفته میشود از او چیزهایی میپرسیدند که میگفته آنچه بوده که اتفاق افتاده معنی آن در بعد رسولان درک نمیشده چون فرق رسولان با عیسی را مد نظر بگیرید رسولان برگزیده عیسی بودند و برگزیدگان اجر و منزلت در پیشگاه خدا بواسطه مسیح قرار میگرفتند حالا مثلان از رسولان خواسته شود مثل عیسی فکر کنند دقیقن بدانند عیسی چه میگفته و عیسی در بعد انسانی آن اسرار کامل زمانبندی کاملو همه را گفته شود میشود واحد در رکن یک پس وجه تمایز اینکه گفته میشود پدر پسر روح القدس یعنی جلال پدر و خداوند بالاتر هست و اینکه در تثلیت گفته میشود در سه باید اختیارات سه را دانست تا جایگاه را فهمید والا کج راهه و انحراف فکری میشود و بعد کفر دانستنو و پیراهن چاک دادن حتی در بعد اینکه عیسی گفت پسر انسان را میبینید که می آید را فهمیدن.پس آن عالمی که گوید یا مفسری که از کتاب های مقدس گوید اگر عیسی گفت و غیر آن باید اول جایگاه و سه و اینکه هر کدام را و اختیارات را بداند معنانی آن و هر سه در اتحاد و اختیارات را بداند والا برداشتش برداشت رسول آن میشود که با آنکه رسول بوده و برگزیده در امر هدایت از جانب مسیح میشود ظرف واحد دانستن خود در همه فهم آن رسولان خود مثال ها را از عیسی سوال میکردند نمیگفتند ما همه چی میدانیم حتی جایی بوده که از مثلی که بعد اتفاق می افتد باز می ایستادند و بعد در جریان می آمدند زیرا میدانستند زمانبندی در اختیار عیسی بواسطه زنجیره الهی دارد درست پیش میرود و این پر شدن همان سر حد اعلی مسح در رود اردن و جریان تولد عیسی مسیح هست .اینجا اگر در هر ادیانی دانسته شود معانی آن نه کفر میشود نه کافر خواندن هم. همانگونه که زرتشتیان را فکر میکنند عده ای آتش پرست هستند در حالی که باید معنای جشن ها و آتش و معبد را بدانند و تحقیقات کامل کنند تا بدانند معانی را.پس همه چیز از دانش میرسد به آنچه در ظرفیت انسانی از فهمیدن و افزایش دانش هاست.

چه چیز موجب خصومت و دشمنیست امور مادیات و منافع امور مادی بر امور منافع زمینی.چه چیزی مانع حقایق هست اموری که بند منافع مادیت است و چه چیزی بر مادیت در بر منافع شخصیست منافع قلمروی چرخه هرمی از بعد چرخه چرخاننده امور منافع زمینی و چه اموری بند زنجیر چرخش امور همه بطالت هاست بند اسارت و بند چرخه در اسارت آوردن چرخه های درون چرخشی چرخ دنده ای و چه اموری بر آنست بر امورات کوچک از دست دادن امورات بزرگ. و بر چه اموری بطالت هست بطالت در خورد کننده روح انسانی.و چه چیزی خورد میکند روح انسانی را امور مادیت صرف مطلق امور چرخش چرخ دنده زمینی. و چه امری ادمی را بی ارزش میکند بند امورات خوش آیند امور چرخ دنده حرکت کردن بند امور منافع زمینی.هرم را در نظر بگیرید یک هرم یعنی قفل شدن در زیر مجموعه بند بند تا زیر مجموعه که باید گردش افکار در آن زنجیره قفل شود. حال وقتی این هرم حرکت میکند از رتبات بالا تا زیر مجموعه آن میچرخد تا افکار عمومی و تریبون قوی یعنی کلیت امور زمینی بدست هرم بچرخد. حال چرخه خدایی خداوند قدرت بی نهایت عظیم چرخه روشنایی میچرخد روشنایی پخش میشود مقابل تاریکیست سیاهی مقابله میکند.چرخه تاریکی حرکت میکند و چرخه روشنایی . چرخه تاریکی بر قدرت زمینی پربار از بیهودگی در برابر قدرت خدا قد علم میکنند.چرخه به مدار سخت آن میرسد.و اینجا چرخه آخر میشود که خدا مستقیما وارد عمل میشود دیگر هیچ چرخه تاریکی هرم باقی نمیماند.زیرا آنقدر قدرت عظیم و سرشار از عملکرد هست که همه بندها را زنجیرهای بیهودگی را میبرد و عملان ارتباطات بیهوده زمینی قطع از تاریکی میشود و روشنایی بر آن را میگیرد .قدرت عظیم خدا در طرح نجات بشریت در نور.این جنگ آخر جنگ خیر و شر هست نبرد قدرت در برابر روشنایی.که خداوند در نبرد نهایی نبرد قوت و خنده از آنچه ترسیم نمادین از فوت باد ببرد میشود.خالق کل هستی و جهان و بی نهایت های کشف نشده کهکشانها و کشف شده های آن و خلقت هایی که بی مثال هست.باد مثال فوت در جریان مادیت ببرد. پس آنکه جلال یابد در نام خدا آنیست که در خداوند روشنایی را یابد و آنی که در تاریکی ماند سراب آن را زیرا مقابل نقشه حکیمانه خدا تمام قدرت زمین صفر میشود .خداوند بی نهایت دقیق در زمانبندی خود عمل میکند زیرا برای هر امری زمانی هست که در ید وقت زمان زمین یعنی زمان زمینی و زمان آسمانی آن در بر خداست زیرا در بر این حکمات حکیمانه حکمت هاست و در حکمت ها اسرار الهی سر الهی یا اسرار دانای کل در ظرفبندی زمانبندی خاص خود به حرکت در زمان خدایی جلو میرود و آنست آن زمانی که به آن روشنایی حق و حقیقت ها میگویند آن چیزی که از آن تاریکی هراسان و آن رازهای نقشه حکیمانه خدا در بر شگرف آن شگفتی ها و خشنودی هست زیرا آنی خشنود هست که صبور هست و آنی که عجول هست و در تاریکی ناخشنود هست.
