✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

فانوس-17

یکی دیگر از مراحل خودسازی کنترل خشم  است.خشم یعنی مثال دونفر با هم بحث کنند  و دعوا کنند در این حین ابلیس خشم را  در آنها جریان میدهد و بدترین تصمیم فاجعه بار هست.پس کنترل خشم یعنی هر انسانی که بتواند خشمش را کنترل کند میتواند به یکی از مراحل خودسازی برسد زیرا حسد و خشم و غرور و تکبر و  بدبینی بدون قضاوت درست میشود ابزار ابلیس.پس در خود سازی روی  اینها باید کنترل شود زیرا کنترل هر کدام از  آنها میتواند انسان را به روشنایی بهتر برساند.شکست هر کدام از این خصلت های  درون انسانی که از  جریان سازی آن توسط ابلیس بیدار میشود به مداوا کردن آن در روح انسانی که روحی از خلقت خوب هست به آن میرسد که به مرحله بالاتر روحی برسد زیرا بعد این مرحله خودسازی انسان به دگر سازی میرسد. و مراحل روحی او به بخشش بخشیدن سخاوت در روح کمک کردن به دیگری مهربانی بدون در نظر گرفتن منافع شخصی و  چشم داشتی و  خادم شدن برای انسانها جهت زنجیره انسانی میرسد خود شاد کردن دیگران خود کوچکترین کارها بزرگترین کارها میشود که انسان فکر میکند چه کاری از دستش بر می آید برای دیگری بکند.بی تفاوتی جایش را به انگیزه دار شدن در نیکی میدهد پیرامون انسانها پر از فرصت های مناسب برای کمک به دیگرانست.رضایت خدا در اینست که از مرز بی تفاوتی ها به مرز  حس زنجیره انسانی رسیدن بشود.زیرا از چرخه منیت به ما شدن میرسد انسان و جمع از یک خانواده شروع و جامعه و جهان به سمت روشنایی میرود.

آیاتی از کتاب مقدس

25  و از آنجا که احتیاج نداشت که کسی دربارهٔ انسان شهادت دهد، زیرا خود آنچه در انسان بود می‌دانست.

43  پس دربارهٔ او در میان مردم اختلاف افتاد.
30  من از خود هیچ نمی‌توانم کرد بلکه چنانکه شنیده‌ام داوری می‌کنم و داوری من عادل است زیرا که ارادهٔ خود را طالب نیستم بلکه ارادهٔ پدری که مرا فرستاده است. عیسی ادعای خود را ثابت می‌کند
37  و خود پدر که مرا فرستاد، به من شهادت داده است که هرگز آواز او را نشنیده و صورت او را ندیده‌اید،
13  و کسی به آسمان بالا نرفت مگر آن کس که از آسمان پایین آمد، یعنی پسر انسان که در آسمان است.
42  لکن با وجود این، بسیاری از سرداران نیز بدو ایمان آوردند، امّا به‌سبب فریسیان اقرار نکردند که مبادا از کنیسه بیرون شوند.
14  من شبان نیکو هستم و خاصّان خود را می‌شناسم و خاصّان من مرا می‌شناسند،
19  بدو گفتند، پدر تو کجا است؟ عیسی جواب داد که نه مرا می‌شناسید و نه پدر مرا. هرگاه مرا می‌شناختید پدر مرا نیز می‌شناختید.
29  و او که مرا فرستاد، با من است وپدر مرا تنها نگذارده است زیرا که من همیشه کارهای پسندیده او را بجا می‌آورم.
32  اینک، ساعتی می‌آید بلکه الآن آمده است که متفرّق خواهید شد هریکی به نزد خاصّان خود و مرا تنها خواهید گذارد. لیکن تنها نیستم زیرا که پدر با من است.
26  لیکن چون تسلّی‌دهنده که او را از جانب پدر نزد شما می‌فرستم آید، یعنی روح راستی که از پدر صادر می‌گردد، او بر من شهادت خواهد داد.
26  لیکن تسلّی‌دهنده یعنی روح‌القدس که پدر او را به اسم من می‌فرستد، او همه‌چیز را به شما تعلیم خواهد داد و آنچه به شما گفتم به یاد شما خواهد آورد.
23  و یکی از شاگردان او بود که به سینه عیسی تکیه میزد و عیسی او را محبّت می‌نمود؛
14  و ما دیده‌ایم و شهادت می‌دهیم که پدر پسر را فرستاد تا نجات‌دهندهٔ جهان بشود.
32  پسبا یکدیگر گفتند، آیا دل در درون ما نمیسوخت، وقتی که در راه با ما تکلّم می‌نمود و کتب را بجهت ما تفسیر می‌کرد؟