1- سمت بالاتر.یک گوش کردن صحیح
2-بسیار مهربانست.این ظرفیت گنجایشی در هر انسانی میزانی دارد
3-چاله بکنید خودتان در چاله میفتید.زیرا کسی که در سختی هست گشایش را از خدا باید بخواهد
4-اگر در تکامل افراد توانا قرار گیرد و اگر این توانایی بالا رود تدافع ها خنثی.پس مهم اصل درست در کاری هست و کوشش
5-مانده عمر را درست تعریف کرد در مقوله دیگر آن نه تسلسل نه دیگر آنی
6-انسان را نخورید زدید بدون نوشته فقط یک انسان ضربدر.آن افراد ضربدر را چه معنا میکنند مثل غیر

1- انتقال دهنده به ذهن و فکر تمیز دهنده آن.
2-وجدانیت جسم او در انجام کردار و رفتار هست.
3-ذهن شما اگر مثبت نگر درست شد.
4- جاری سازد هر جاندار را با مهربانی برخورد میکند اما بذر فکر او میتواند شامل اشتراک بذر فکر دیگری شود
5- گفتن آن.بذر خشک نشده بلکه بذر همیشگی ماندگار در پرورش آن در نمودار آن در ذهنیت رشد کردنست

1-زیرا آنانی که در این شیفتگی زمین غرق شوند در یک بیداری خسران انگیزی خواهند بود.و آنهایی که در بی معرفتی غرق میشوند
2-هم از دید در آفرینش با دقت و امورات را با دقت دیدن
3- پس زیبایی آفرینش خود نمودار خالقی هست که دوستدار زیبایی ها هست.
4-جوشش نداشته باشد مثال یک حرف نزده یا یک حرف فقط زده میشود
5- مثال کوزه ای درست تاب نخورده میشکند.
6-مبحث سنگین و اسرار الهی.
7- کم کم بعد از مدتی زمین خالی و بدون مصرف میشود.
8-یعنی دقایقم امروزم با فردایم فرق نو شدن در سمت
درست را نمودار بهتر کنم.در جا زدن برگشتن هست
یعنی من در همان کلام نو میشوم.
9-این یعنی در کمال گرفتن پیشرفت کردید.
زیرا نیش زبان زدن و روح دیگری را آسیب رساندن ظرفیت کوچک درونست.
10-مزرعه زندگی ما محصول کاشت و برداشت خودمان هست.
11-برای کمک به انسانهای دیگر. ایده ها مهم هستند
ایده همسان یا ایده متفاوت.اصلان ایده سازی خودش مهم هست.
12-و خدا کند این پذیرش از برخورد تاثیر پذیر شما روشن در چراغدان اطراف شود.
13-رشدش بهتر میشود.حال یک گیاه در اول رشد بی توجهی به آن شود خشک میشود.
14-در زمینه های مختلف پرورش میابد.
15-وجدان کجای بدن هست. وجدان انسان
هم در مغز انسان هست که رفتارش نشان
وجدانیت جسم او در انجام کردار و رفتار هست.
16-در اسکلت انسانی که جسم روکشی و روح درون بسیار حساس هست

4. شریران چنین نیستند، بلکه مثل کاهند که باد آن را پراکنده میکند
5. ای خد.اوند مرا دریاب و جانم را خلاصی ده، به رحمت خویش مرا نجات بخش
5. زیرا تو خد.ایی نیستی که به شرارت راغب باشی، و گناهکار نزد تو ساکن نخواهد شد
6. قربانیهای عدالت را بگذرانید، و بر خد.اوند توکل نمایید
6. و اما من خسبیده بخواب رفتم و بیدار شدم، زیرا خد.اوند من را تقویت میدهد
7. فرمان را اعلام میکنم خد.اوند به من گفته است، تو فرزند من هستی امروز تو را متولد کردم
5. خد.اوند مرد عادل را امتحان می کند، و اما از شریر و دوستدار ظلم ذات او نفرت میدارد
6. دست تو همة دشمنانت را خواهد گرفت، یمین تو آنانی را که از تو نفرت دارند خواهد دریافت

چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت
حقوق خدمت ما عرضه کرد بر کرمت
به نوک خامه رقم کردهای سلام مرا
که کارخانه دوران مباد بی رقمت
نگویم از من بیدل به سهو کردی یاد
که در حساب خرد نیست سهو بر قلمت
مرا ذلیل مگردان به شکر این نعمت
که داشت دولت سرمد عزیز و محترمت
بیا که با سر زلفت قرار خواهم کرد
که گر سرم برود برندارم از قدمت
ز حال ما دلت آگه شود مگر وقتی
که لاله بردمد از خاک کشتگان غمت
روان تشنه ما را به جرعهای دریاب
چو میدهند زلال خضر ز جام جمت
همیشه وقت تو ای عیسی صبا خوش باد
که جان حافظ دلخسته زنده شد به دمت

