✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

حسام الدین شفیعیان-شعر

چون نفس میرود زندگی میرود

حاصل این نفس بهر چه میرود

چون تفکر کنی در  همین خود نفس

پی بری کین چنین هم انسان میرود

جسم در پی زندگی خود کجا میرود

خاک گر شوی کیمیا میرود

کیمیای خرد بهر خاک بذر شود

بذر این از خرد در خاک کی رود

چون تفکر زخاک نه جسم میرود

چون تفکر کنی حاصلش پر کنی

جسم اگر خود رود روح به کجا میرود

جسم در خاکدان گر بپوسد انسانها تفکر زآن ماند در این جهان

گر تفکر زخوبی زحاصل مهربانی شود تفکر خوب بماند اگر جسم میرود

...

طاووسی را کرکسی بدید گفت چو زیبا تویی

چو زیبایی تو پر رنگین تویی

چو هر پر تو یادگار  گر بیفتد بماند بهر آدمی

کرکس نه پر نه زیبایی از او  ولی طاووس چه زیبا هست بر کرکس که گفت

زمن چون پر زیبا  داد خدا زتو هم حیات داد تا چون بپری

که چون آفرینش بیهوده نیست مثالی زصحبت کردند این به دو

که کرکس هیچ چیز زبیهوده نیست زخلقت همه بهر کاری کنند

چو کرکس شدی چو طاووس چو گنجشک یا بلبل  همی هر خلقتی دارد نشان از همان

که در آن چو خلقت توجه کنی در آن چو زیبا چه پر رنگین یا نه زآن

در آنچه تو هستی  همان مثال چه زیبا چه  در خود به زشتی تو یادی کنی

درونت چو زیبا کنی تو صورت نه سیرتی زیبا کنی

که این نقش و نگار اگر هست مرا چون توجه ولیکن خطر هست بر آن در پرم

پرم را  خدا و جانم را خدا حفظ کند اگر غرور در پی زیبایی رود 

به بادی همین پر چو کنده شوی نماند چو طاووسو کرکس نه هر کسی که غرور زبر درون پر کنی

...

آنکه دوست هست زیاد زدوست چون توجه کند

زدوستی زدوستان خود توجه کند

زاحوال دوستان اگر گر بپرسد آدمی

زدوستان همی خود زاحوال خوش کند

همی هست انسان زبر ادب اگر کوزه همان به شود که چرخش خوش کند

زدست کوزه گر فوت کوزه گری اگر درون آن خالی ولی پر کند

پر زگل زآب یا  زیبایی کوزه آن که در کوزه پر زتجسم کند

اگر گر هنر بهر آدم بماند چرا آن را زخوبی درونش تفکر پر کند

که حاصل زهر فن و ابیات زآن چو شعری خوش زجوشش کند

...

ای  کشتی زطوفان اگر رد کنی

زساحل چو لنگر اگر  پرت کنی

زاستحکام کشتی مشو کاپیتان غرور

اگر ورطه طوفان زخدا یاد کنی

زآن در ورطه موجی غمین

زخوشحالی زآن چون رد کنی

زبهر خطر اگر این خطر رد کنی

همیشه زخدا چون توجه کنی

ببینی که دریا همی  ساحلست

که از آن تا به آن چون چو برگردی زدریا موجو طوفان به یاد خدا چون توجه کنی

در آن گر موجو گر آن خطر زبهر توکل زیاد خدا در آن موج سهمگین چو در بر رد کنی

خطر را ز خود و مسافران چون بر موج ها رد کنی

زآن در توجه همیشه زآن که نجات بخشد آنکه به او توجه کنی

که هست در پی نجات  انسان چون  انسان توجه زجلال قدرت او کند

همی در جلال خدا  انسان چو  عاقبت بخیری پر کند

زقوت زاو پر شود در زمین

صعودی خوش چو رنگین کمان پر کند


فانوس-16

جمال آدمی در طول زمان فرسوده میشود اما کمال آدمی خیر.شما در طی سختی ها و  رنج ها اگر زود فرسوده شدید یعنی در تلاش بودید.و در این تلاش مهم این نیست که  شما داغون شوید زیرا خداوند اگر بخواهد شما را سرپا میکند و اما آنان که در این مسیر سخت خواب آلوده هستند و پر از رذالت بر عکس.پس در حکمت خدا  مسائل زیاد هست. پس در پی کمال درونی بودن یعنی صافی و صافی یعنی آنهایی که در بر اصل هستند نه در امورات زمینی.جهان مادی گرایی و مقام گرایی که هیچ کسی از ان یک کفن بیش نبرده با هر  فرمول و کاربردی برای هر شخصی زمانی دارد.و در پی آن اگر این امر غیر حق و حق طلبی بدست آید مانند باد پراکنده در اسمان میرود اما در حق حقیقت ماندگاری آن به خیر بشریت.و ضرر آن را افراد در آن بازخورد میبرند. پس در راه رضایت خداوند هست که به درستی و آن ملکوت بی زوال در کوله بار زندگی میشود از این زمین صعود کرد.زیرا آنانی که در این شیفتگی زمین غرق شوند در یک بیداری خسران انگیزی خواهند بود.و آنهایی که در  بی معرفتی غرق میشوند در خصلت خود به آنچه  میرسند بیداری و حیرت هست. پس آنی که نیاز به ناراحتی و افسردگی و سرخوردگی ندارد آنی هست که در اتصال خدا باشد. زیرا در این  زنجیره خواری نیست زیرا اصل آن مهم هست که انسان سرافراز در پیشگاه خدا حاضر شود.اما در این راه حتی به تعداد انگشتان دست هم صافی بماند آنانی که میمانند آنانی هستند که هر تعداد آن برابر با صد ها هزار هستند. مهم بنیاد قوی هست  زیرا اگر به تعداد انگشتان دست  به حقیقت برسند آنانی هستند که با هیچ چیزی فرو نمیریزند زیرا  مثال آن منظورن افرادی که به دنبال نتیجه درست هستند و این تعداد که میمانند سود میبرند آن هم سود معنوی و راه درست و سرانجام درست.