✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

موبد-موبد موبدان

عکاس-حسام الدین شفیعیانحسام الدین شفیعیانعکاس-حسام الدین شفیعیانعکاس-حسام الدین شفیعیانحسام الدین شفیعیانعکاس-حسام الدین شفیعیان



موبَد در کیش زرتشت یا آیین مزدیسنا به فرد روحانی اطلاق می‌شود. این واژه در شاهنامه کارکرد بسیار دارد ولی اصطلاح موبد در منابع دیگر نظیر اوستا و دیگر متونِ کهن به صورت مغ یا مغان دیده می‌شود. ریشهٔ این واژه ممکن است معرّب مُغبَد به معنی فرمانده و مِهتر مغان (روحانیان) باشد که محتمل به نظر نمی‌رسد، زیرا واژه‌های دیگری مانند هیربَد و سپهبَد نیز بر همین وزن و با پیشوند «بَد» هستند؛ و برزگترین موبد دوران ساسانیان کرتیر بود و موبدِ موبدان به‌شمار می‌آمده‌است.[۱]


موبدِ موبدان یا موبدانْ موبد نام بزرگترین پیشوای روحانی آئین زرتشتی، در دورهٔ ساسانی به‌شمار می‌رفت.

واژهٔ موبد در اوستا به صورت موغو یا مگه و در فارسی باستان موگو و در پهلوی «موگ پت» گفته می‌شد.

ریاست همه امور روحانی، با موبد موبدان بود که در جمیع مسائل به اجرای دین و اصول و فروع عملی آن فتوی می‌داد و ریاست روحانی را در دست داشت.


راهب




در کلیسای کاتولیک، راهب یک عضو یک نظام مذهبی است که در یک صومعه، یا معابد تحت سلطه کلیسای بالاتر زندگی مشترکی دارند. زندگی روزمره آنها تحت یک حکومت صومعه‌ای مانند سنت بندیکت نرسیا (۴۸۰–۵۴۳ یا ۵۴۷ میلادی) است که بنیانگذار رهبانیت غرب بود.

پیمان‌های مذهبی گرفته شده در غرب نخستین بار توسط سنت بندیکت انتشار یافت. این پیمان‌ها سه عدد بود: اطاعت، تبدیل زندگی و ثبات. اطاعت از راهب فراخوان اطاعت از مسیح است، همان‌طور که از شخص برتر صومعه، که یک راهب بزرگ است. تبدیل زندگی به معنای کلی این است که راهب خود را به راه یک راهب تبدیل کند. ثبات بیان این است که راهب بقیه عمرش خودش را متعهد به صومعه می‌داند.

سرانجام نذرهایی، در سایر جوامع مذهبی، بعنوان نذرهای اطاعت تأسیس شد، فقر و عفاف. فقر مستلزم آن است که آنها از هرگونه مالکیت در دارایی یا املاک خودداری کنند، مگر مواردی که از طرف برترشان به آنها اجازه داده شود (مانند عادات مذهبی، یا کفش، ردا و غیره)، و زندگی فقیرانه داشته و هر چه ممکن است با فقرا به اشتراک بگذارد. عفاف مستلزم این است که از آنجا که آنها مایل بودند زندگی خود را وقف خدا کنند، آنها عشق بین زن و مرد را قربانی می‌کردند و ازدواج نمی‌کردند. همچنین، آنها از هرگونه رفتار جنسی خودداری می‌کنند.

برای راهب شدن، ابتدا باید به داوطلبی آن برگزیده شود. در این مدت مرد در صومعه زندگی می کند تا ارزیابی کند که آیا راهب شده است یا نه. به عنوان یک فرد جبران کننده، هیچ قید و شرطی ندارد و در هر زمان آزاد است صومعه را ترک کند. اگر داوطلب و جامعه توافق کنند که داوطلب باید راهب شود، مرد به عنوان یک تازه کار پذیرفته می شود، در آن زمان به او لباس مذهبی داده می شود، و شروع به شرکت کاملتر در زندگی صومعه می کند. پس از یک دوره به عنوان یک تازه کار، معمولاً شش ماه تا یک سال، تازه کار تعهد موقت می پذیرد، که می‌تواند برای یک دوره یک سال تمدید شود. راهب آنگاه تعهدات دائمی را می‌پذیرد، که برای زندگی الزام آور است.

عرفان

عکاس-حسام الدین شفیعیان ===================== خضر عذر موسی را پذیرفتعکاس-حسام الدین شفیعیاندسته‌بندی حسام الدین شفیعیان-عکاسی - حسام الدین شفیعیانعکاس-حسام الدین شفیعیان - حسام الدین شفیعیان

عکاس-حسام الدین شفیعیان - حسام الدین شفیعیان


عرفان در تعریفی جامع و جهان‌شمول، به مفهوم شناختی «رازگونه و نهانی» خمیرمایه افکار بلند و آداب تأثیرگذاری است برای یافتن و پیوستن به حقیقت، از طریق «شهود»، «تجربه درونی» و «حال» که نشانه‌های آن، در مکاتب مختلف جهان، اعم از عقاید برهمنها، بودائی‌ها، رواقیان، نسطوریان، مهریان (میترائیسم)، عقاید مسلمانان زاهد، عقاید افلاطونیان جدید، فرامین زرتشت، در فرقه کابالا از آیین یهود و اعتقادات سرخپوستان آمریکا به چشم می‌خورد. مصداق حقیقت در عرفان الهی، وجود خداست. عرفان، شناختی حقیقت‌گرایانه و تلاشی عملگرایانه فراتر از واقع‌گرایی حسی-عقلی و آرمانگرایی تصوری است؛ از این رو این مرام با رازگونگی و غیب‌باوریِ[۱] آمیخته از «عشق» و «ذوق» و «اشراق»، همراه است.

عرفان، نوعی روش برای حصول به حقیقت است که بر این فرض، بنا شده‌است که عقل و حواس پنجگانه، به دلیل خطاهای ادراکی، قابل اتکا نیستند و به تنهایی، قادر به درک حقیقت نمی‌باشند و از این رو، به نوعی تلاش برای ادراک بی‌واسطه حقایق، نیاز است که بدان، عرفان می‌گویند.

همچنین گفته می‌شود که عرفان، شناخت قلبی است که از طریق کشف و شهود، نه بحث و استدلال، حاصل می‌شود و آن را علم وجدانی هم می‌خوانند. کسی را که واجد مقام عرفان است، عارف گویند. عرفان در بسیاری از اقوام و ملل و مذاهب مختلف جهان و حتی مکاتب فلسفی، شایع و رایج است.

عرفان که در لغت به معنای شناختن است در اصطلاح به ادراک خاصی اطلاق می‌شود که از راه متمرکز کردن توجه به باطن نفس (نه از راه تجربهٔ حسی و نه از راه تحلیل عقلی) به دست می‌آید و در جریان این سیر و سلوک معمولاً مکاشفاتی حاصل می‌شود که شبیه به «رؤیا» است و گاهی عیناً از وقایع گذشته یا حال یا آینده حکایت می‌کند.

در عرفان‌های منتسب به ادیان، حقیقت وجود خداست و رسیدن به او غالباً از طریق زهد (و جذبه) می‌باشد.

توجه به امور معنوی، زهد و پرهیزگاری و بی‌اعتنایی به امور مادی و انصراف و بی‌توجهی به دنیا از ویژگی‌های عمومی مذاهب و ادیان است، در برخی ادیان مانند دین موسوی نشانه‌های این مطلب اندک است، ولی در بعضی آیین‌ها مانند مسیحیت و آیین بودایی و تائوگرایی و دیگران این مطلب قوی‌تر است. در تورات، انجیل و قرآن و کلمات بودا، لائوتسه، مانی و مزدک نیز چنین مطالبی به وفور یافت می‌شود.[۲]

در اسلام نیز آیات گوناگون در قرآن زهد و پارسایی و بی‌اعتنایی به امور دنیوی را مایه خشنودی خدا از بنده و سبب وصول او به مراتب و مقامات برتر و نزدیکی به پروردگار شمرده‌است. پیامبر اسلام، روش زاهدان و پارسایان را داشت و در برخی اوقات از ترس خدا به خود می‌پیچید و مردم را نیز بدین راه می‌خواند اما آن‌ها را از گوشه‌گیری و سختگیری بر خود برحذر می‌داشت. خلفای راشدین در آغاز اسلام نیز در نهایت سادگی به سر می‌بردند؛ و عرفان و به‌خصوص تصوف اسلامی اگرچه متأثر از خارج خود بوده اما بن مایه‌های درونی داشته‌است.[۲] به اعتقاد مسلمانان، عرفان اسلامی عالی‌ترین روش، علم [یا جهان‌بینی] خداجویی است و حقیقت آن برآمده از متن اسلام است که در دامن فرهنگ اسلامی، رشد و تکامل پیدا کرده‌است. مسلمانان اعتقاد دارند که عرفان اسلامی کامل‌ترین نوع عرفان را در جهان به وجود آورده‌است. مسلمانان معتقدند، عرفان اسلامی، در میان مکاتب [روش‌ها] و دیگر علوم اسلامی جهانبین‌نگر مانند فلسفه، کلام و اخلاق به مراتب با تعالی و جدیت بیشتر به دنبال حقیقت و خداجویی است و می‌توان از آن به عنوان علمی یاد کرد.[نیازمند منبع]

عرفان مسیحی نیز دنبالهٔ عرفان یهود است. ریشه و اساس این تعالیم را در زندگی مسیح

 و حواریان او در روح‌القدس، 

در انجیل یوحنا و در اعمال رسولان می‌توان یافت. گذشته از این،

 غسل تعمید و عشاء ربانی و قیام مردگان 

نیز خود از عناصر عرفانی خالی نیست.[۲]


روحانی (اسلام)


دسته‌بندی حسام الدین شفیعیان-عکاسی - حسام الدین شفیعیانعکاس-حسام الدین شفیعیانعکاس-حسام الدین شفیعیانعکاس-حسام الدین شفیعیانعکاس-حسام الدین شفیعیان - حسام الدین شفیعیان


روحانی یا آخوند در اسلام به کسانی گفته می‌شود که تحصیل کرده حوزه علمیه و ملبس به لباس روحانیت هستند. همچنین به کسانی که در حوزه‌های علمیه به تحصیل علوم اسلامی مشغول هستند طلبه هم گفته می‌شود. گاهی دو عنوان روحانی و طلبه به صورت همزمان بر یک نفر صدق می‌کند. کاربرد واژه طلبه، معادل کاربرد واژه‌های دانش آموز یا دانشجو در مدارس و دانشگاه‌ها است. اگر چه این واژه در زبان عربی جمع واژهٔ طالب می‌باشد، ولی در زبان فارسی به صورت مفرد به‌کار رفته و آن را به صورت طُلّاب جمع می‌بندند.

سطح یک حوزه علمیه دارای شش پایه است که در هر پایه نسبت به شهر و مرکزهای حوزه دروس متفاوتی خوانده می‌شود. هر پایه در طول یک سال تحصیلی و در دو ترم خوانده میشود. در سه سال ابتدایی ورود به حوزه، ادبیات عرب (صرف، نحو، معانی، بیان، بدیع، لغت)، احکام، تجوید، کلام، منطق، اخلاق، تفسیر، تاریخ و... خوانده می شود. در سه سال دوم ورود به حوزه با مبانی و کلیات فقه و اصول فقه آشنا می‌شوند. کتاب الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة (شرح لمعه) در فقه و اصول فقه مرحوم مظفر در اصول فقه از مهم‌ترین کتبی است که در گذرانده می‌شود.

طلاب حوزهٔ علمیه که بر اساس مدرک صادرشده مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، دوره سطح ۱ را طبق برنامه گذرانده‌اند از کلیه مزایای علمی و استخدامی فارغ‌التحصیلان دوره کاردانی دانشگاه‌ها برخوردار خواهند بود.

گذراندن سطح ۲ به‌طور متوسط حدود دو سال (پایه ۷ و ۸) که شامل امتحانات کتبی و شفاهی است، طول می‌کشد.

در سطح دو نیز دروس اصول فقه و فقه و فلسفه به صورت تخصصی علاوه بر سایر دروس مانند رجال، تفسیر و کلام خوانده می‌شود.

طلاب حوزهٔ علمیه که بر اساس مدرک صادره مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، دوره سطح ۲ را طبق برنامه گذرانده‌اند از کلیه مزایای علمی و استخدامی فارغ‌التحصیلان دوره کارشناسی دانشگاه‌ها برخوردار خواهند بود. فارغ‌التحصیلان این دوره می‌توانند در آزمون ورودی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه‌ها در تمامی رشته‌های علوم انسانی شرکت کنند و در صورت پذیرفته‌شدن، ادامه تحصیل دهند.

اتمام سطح ۳ بدون احتساب مدت نگارش پایان‌نامه دو سال طول می‌کشد(پایه ۹ و ۱۰). با نگارش پایان‌نامه سطح ۳ به اتمام می‌رسد.

طلاب حوزهٔ علمیه که بر اساس مدرک صادرشده مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، دوره سطح ۳ را طبق برنامه گذرانده‌اند از کلیه مزایای علمی و استخدامی فارغ‌التحصیلان دوره کارشناسی ارشد دانشگاه‌ها برخوردار خواهند بود. طلاب حوزه‌های علمیه فارغ‌التحصیل این دوره می‌توانند در امتحان ورودی مقطع دکترای درتمامی رشته‌های علوم انسانی شرکت کنند و در صورت پذیرفته‌شدن برحسب تشخیص گروه آموزشی، دروس پیش‌نیاز را تا سقف تعداد واحدهای مجاز در دو نیم سال تحصیلی بگذرانند.

طلاب در سطح ۲ و ۳ بیشتر وقت خود را صرف فقه (مکاسب مرتضی انصاری) و اصول فقه (فرائد الاصول مرتضی انصاری و کفایة الاصول آخوند خراسانی) و فلسفه (نهایت الحکمت) می‌کنند. زمان باقی‌مانده باید صرف تحصیل در کلام، رجال و درایه (مصطلح‌الحدیث) و تفسیر شود.

به مجموع سطح دو و سطح سه سطح عالی گفته می‌شود که با اتمام آن طلاب دیگر امتحانات کتبی را به اتمام رسانده‌اند و پس از آن کتاب به خصوصی را خوانده و امتحان نمی‌دهند. بلکه با شرکت در درس خارج به تناسب استعداد و تحقیقی که انجام می‌دهند تا حد اجتهاد به پژوهش ادامه می‌دهند.

پس از اتمام سطح عالی که طلاب کلیه امتحانات مبتنی بر کتبی که خوانده‌اند را دادند برای تحقیقات و پژوهش بیشتر و آموختن روش اجتهاد و استنباط و نظریه‌پردازی در علوم دینی در علاوه بر تحقیقات و پژوهش‌های فردی در درس خارج هم شرکت می‌کنند.

طلاب حوزهٔ علمیه که براساس مدرک صادرشده مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، دوره سطح ۴ را طبق برنامه از کلیه مزایای علمی و استخدامی فارغ‌التحصیلان دوره دکتری دانشگاه‌ها برخوردار خواهند بود.[۱]

در این دوره طلاب درس خاصی را نمی‌خوانند و امتحان کتبی ندارند. بلکه به‌طور دوره‌ای در مصاحبه علمی درس خارج شرکت می‌کنند (چهار دوره) و در اتمام چهار دوره مصاحبه علمی مدرک سطح چهار را اخذ می‌کنند.

طلاب چه در مدتی که مدرک سطح چهار را اخذ می‌کنند و چه پس از آن صرفاً به تحقیق و پژوهش می‌پردازند و شرکت در کلاسهای درس خارج به هدف آموختن روش اجتهاد و به نوعی تمرین عملی اجتهاد می‌باشد. دوره‌ای که طلاب در کنار تحقیق و پژوهش روش استنباط و نظریه‌پردازی در علوم دینی را فرامی‌گیرند.

اتمام سطح چهار بدون احتساب مدت نگارش رساله دکتری، حدود چهار تا شش سال طول می‌کشد و با نگارش رساله دکتری و دفاع از آن سطح چهار به اتمام می‌رسد.

درس خارج بالاترین سطح حوزه است و به آن «خارج سطح» هم می‌گویند. دارا بودن سطح چهار حوزه به معنای اجتهاد مطلق نیست.

درس خارج بالاترین سطح حوزه است و به آن «خارج سطح» هم می‌گویند. دارا بودن سطح چهار حوزه به معنای اجتهاد مطلق نیست.

بعضی تصور می‌کنند، طلاب زمانی را نیز صرف فراگیری ریاضیات (عمدتاً نجوم کروی که همان هندسه سطح کره است به خاطر کاربرد فقهی آن از چهار شاخه ریاضی که عبارتند از هیئت و حساب و هندسه و موسیقی) و پزشکی (طب اخلاطی که از لحاظ پایه و اساس با طب اسلامی یکی است) و عرفان می‌کنند که با مرور در برنامه درسی حوزه‌های علمیه معلوم می‌شود این درس‌ها هیچ جایگاه رسمی در این برنامه ندارند. اما این دروس در مراکز تخصصی حوزه علمیه به صورت ویژه مورد بررسی و آموزش قرار گرفته و مدارک سطح دو سه و چهار تخصصی این مراکز از اعتبار بیشتری نسبت به مدارک دیگر حوزه نزد طلاب و جامعه برخوردار است.


حاخام


به معنی لغوی فرد دارای حکمت} اصطلاحی در یهودیت بوده و به معنای حکیم و عنوانی است مربوط به پیشوای مذهبی و کسی که استاد تورات است.

این لغت به‌طور کلی برای فرد دانا به کار می‌رود حتی اگر آن فرد یهودی نبوده و جنتیل باشد. در تلمود به افراد دانای جنتیل حاخام اموت هاعولم اطلاق می‌شود. سفاردی‌ها که در میان اعراب زندگی می‌کردند برای عدم استفاده از لغت ربی که در عربی به معنی خدای من است از لغت حاخام استفاده می‌کنند.

حاخام در اصل واژه‌ای عبری و هم‌ریشه با «حکیم» در عربی است و به کسی گفته می‌شود که دانش کاملی از تورات دارد به عبارتی دیگر در دین یهود٬ حاخام، خاخام یا حاکام یعنی معلم تورات و این واژه اولین‌بار در سنهدرین آورده شده‌است. تلفظ خ به جای ک در زبان عبری که از قدیم‌الایام متون مقدسه یهود به این زبان بوده‌است

از دوره وجود سنهدرین واژه حاخام در متون یهودی یافت می‌شود. به‌طور کامل مشخص نیست که وظیفه حاخام دقیقاً در آن زمان چه بوده‌است ولیکن حاخام فردی بوده‌است که سئوالهای شرعی را پاسخ می‌داده است. بعضی متون یهودی به این مساله اشاره می‌کنند که احتمالاً حاخام رئیس مدرسه شرعی یهودی، بیت هامیدراش بوده‌است.

لغت حاخام در تلمود معمولاً به صورت جمع به شکل حاخامیم به کار می‌رود. معادل این کلمه در صورت استفاده از ربی به جای حاخام ربانان است.