خداوند از غیب آسمانها و زمین آگاه است، و آنچه را در درون دلهاست مىداند! (38)
بگو: «اگر مىدانید، چه کسى حکومت همه موجودات را در دست دارد، و به بى پناهان پناه مىدهد، و نیاز به پناهدادن ندارد؟!» (88)
گویى (در سرعت و کثرت) همچون شتران زردرنگى هستند (که به هر سو پراکنده مىشوند)! (33)
از اینرو آنها باید کمتر بخندند و بسیار بگریند! (چرا که آتش جهنم در انتظارشان است) این، جزاى کارهایى است که انجام مىدادند! (82)
بنا بر این، آنها که بعد از این به خدا دروغ مىبندند، ستمگرند! (زیرا از روى علم و عمد چنین مىکنند). (94)
هرگاه نیکى به تو رسد، آنها را ناراحت مىکند; و اگر مصیبتى به تو رسد، مىگویند: «ما تصمیم خود را از پیش گرفتهایم.» و بازمىگردند در حالى که خوشحالند! (50)
هنگامى که عیسى از آنان احساس کفر (و مخالفت) کرد، گفت: «کیست که یاور من به سوى خدا (براى تبلیغ آیین او) گردد؟» حواریان ( شاگردان مخصوص او) گفتند: «ما یاوران خداییم; به خدا ایمان آوردیم; و تو (نیز) گواه باش که ما اسلام آوردهایم. (52)
اى کسانى که ایمان آوردهاید! هنگامى که زنان باایمان بعنوان هجرت نزد شما آیند، آنها را آزمایش کنید -خداوند به ایمانشان آگاهتر است- هرگاه آنان را مؤمن یافتید، آنها را بسوى کفار بازنگردانید; نه آنها براى کفار حلالند و نه کفار براى آنها حلال; و آنچه را همسران آنها (براى ازدواج با این زنان) پرداختهاند به آنان بپردازید; و گناهى بر شما نیست که با آنها ازدواج کنید هرگاه مهرشان را به آنان بدهید و هرگز زنان کافر را در همسرى خود نگه ندارید (و اگر کسى از زنان شما کافر شد و به بلاد کفر فرار کرد،) حق دارید مهرى را که پرداختهاید مطالبه کنید همانگونه که آنها حق دارند مهر زنانشان را که از آنان جدا شدهاند) از شما مطالبه کنند; این حکم خداوند است که در میان شما حکم مىکند، و خداوند دانا و حکیم است! (10)