✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

فانوس-23

چرا عیسی را از محلی بردند که ازدحام مردم در آن بشود.و مردم به دیدن آن بیایند مگر از ازدحام هراس نداشتند.زمانی که ترور شخصیتی انجام شد و این منجی را به تحریک ریش سفیدان رد کردند کار به جایی رسید که گفتند جنایتکاری را به نام  باراباس که زندانی بود را آزاد کنند  و جایش مسیح را مصلوب کنند مسیح که خدمت میکرد شفا میداد و اثبات کرده بود که مسیح هست.فرش قرمز آن روز تبدیل به مسیر خون شد.مثالن یعنی مسیری که زنده باد میگفتند تغییر کرد.جمعیت افزان میشدن پیروان مسیح با تبلیغات منفی و تحت سلطه آنها تبدیل شد به جمعیتی که شاهد یک مجازات سخت برای منجی شد .زیرا ترس. تحت تعالیم غلط آنها با آن همه امکانات. زیرا حتی مسیح در قضیه پیداکردن آن خر که سوار بر آن شد حواریون را سفارش کرد بروند و خری را بیابند که بی صاحب باشد و ببینید امکانات دست آنها بود. حال چگونه مسیح ممکن بود در  کسب مال یا اندوخته بوده باشد که برای پیدا کردن وسیله سواری آن زمان آنگونه جستجو کنند.گرسنه نگهداشتن سربازان رومی از شراب سرکه تا وحوشیت آنها تا امکانات کم برای نیروهایشان از نظر مادی یک نوع سیاست به شمار میرفت که حتی لباس خونی و پاره شده بر شکنجه را غارت کنند و چند تکه کنند قرعه انداختن این نشان گرسنه بودن آنها بوده چرا ؟چون این امر باعث میشود برای کوچکترین جیره مواجب هر کاری دست بزنند.اما محل بردن مسیح تا تصلیب شلوغ بوده که این ازدحام حتی به نفع آنها بوده زیرا اگر مسیح دیگری برخیزد چهار میخ همینگونه میشود و پادشاهی آن زمان آنها حفظ شود پس منجی از کجا باید میامده دیگر مگر الیاس بیاید و از صلیب پایین آوردش که اگر الیاس هم می آمد از آسمان هم می آمد تصلیبش میکردند  اصلان مبحثشان منجی نبوده مبحث آنها نفع منافع خود از آیین و کتاب بوده.پس همان داوود پادشاه نبی هم آن زمان که دیدند  مسح شد توسط سموئیل تا رسیدن به پادشاهی  و حکومت برقرار کردنش آن هم داوود که در جنگاوری و قدرت بدنی و آن تایید سموئیل آن زمان سموئیل حرف اول و آخر را میزده باز همان زمان هم از ترس شائول یواشکی داوود را در مکانی با ازدحام اندک مسح کرده. پس آن زمان هم با سختی دشواری بسیار و خوار شدن ها و مسائل رذالت های بسیار داوود به فتح صهیون رسید و آنجا را شهر کرد و بعد پادشاهیش گسترده شد و زمان ی بود که باز منتظر منجی بودند اما تحت قدرت آن زمان زمانی که داوود به پادشاهی رسید مردم قبلش مخالف و بعد آن که شد پادشاه آنقدر محبوب شد و الا قبلش اینگونه نبود و حتی رد میکردند غیر قبیله یهودا که قبیله ای از  یهودای قوم یهود خواندن و این طرفداری اندک بود بلکه با پادشاه شدن داوود بود که مردم حمایتشان کم کم افزانی یافت اما به رسیدن آن خواست خدا بود.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد