✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

پولس رسول

با مطالعه کتابهای عهد جدید به این نتیجه میرسیم که اختلافاتی بین پولس و حواریون عیسی وجود داشته. در نگاه اول به نظر میرسد این اختلافات جزئی و زود گذر بوده. ولی با مطالعه دقیق تر میتوان پی برد که این اختلافات نه جزئی بلکه عمیق و عقیدتی بوده. کوچک نشان دادن این اختلافات میتواند به چند صورت باشد.

اول: اینکه طرفداران پولس (که امروزه شامل تمام کلیساهای کاتولیک، پروتستان، و ارتدکس میشود) و خود پولس، سعی در پنهان کردن یا کوچک کردن آن اختلافات داشتند تا دیده گاهی را به وجود آورند بر اینکه گویا حواریون ،افکار و باور های پولسی را تایید و آنان را می پسندیدند.

دوم: از میان 21 نامه موجود در عهد جدید 13 رساله آن به پولس تعلق دارد و حال آنکه مثلاً پطرس که اولین حواری و پیشوای اولیه آنها بوده تنها دو رساله به او تعلق دارد.

سوم: تعدادی از کتابهای عهد جدید ،تحت نظر پولس و بوسیله ی شاگردان وی نوشته شده است-از آن جمله کتاب "اعمال رسولان"است که نویسنده آن "لوقا"میباشد که نه حواری بود و نه از مسیحیان کلیسای اورشلیم تحت رهبری یعقوب، یا مسیحیان میانه رو تحت نظر پطرس، بلکه یک مسیحی پیرو پولس بشمار می آمد. بنابراین طبیعی است که نویسنده به جزئیات ریشه ای آن نپردازد. در ادامه با این دیدگاه به شرح اختلافات پولس با بعضی از حواریون میپردازیم.

نویسندهٔ کتاب «انجیل برنابا» (که به باور اکثر محققان، اثری است از قرن ۱۴ یا ۱۵ میلادی و نویسندهٔ آن شخصی غیر از برنابا، و به باور برخی از محققان یک شخص مسلمان بوده[۴۶]) برخی حواریون و رسولان مسیح، از جمله پطرس را در چندین نوبت سرزنش کرده[۴۷] و به ویژه پولس را عامل تحریفِ تعالیم عیسی معرفی می‌کند و در کتابش به مخالفت با آرای او پرداخته‌است؛[۴۸] به این کتاب (انجیل برنابا) از سوی محققان به دیدهٔ تردید نگاه شده، زیرا در نامه ای بسیار کُهن (نگاشته شده در قرن دوم میلادی)، که آن را نیز به برنابا منسوب می‌کنند (رسالهٔ برنابا و البته آن هم نویسنده ای غیر از برنابا داشته)، در دفاع از الوهیت مسیح، مصلوب شدن و رستاخیز مسیح نوشته و شباهتی بین "رسالهٔ برنابا و انجیل برنابا وجود ندارد. ولی به غیر از انجیل برنابا در سایر کتب عهد جدید شواهدی وجود دارد که نشان دهنده اختلافات شدید این دو میباشد.

در کتاب اعمال رسولان،که نویسنده اش لوقا است،بیان شده که برنابا و پولس هر دو سفرهای تبلیغی داشتتند که بالآخره با هم مخالفت نموده و از هم جدا شدند. و به قول ویلدورانت [۴۹] ] . تاریخ با کاستن نابجای سهم برنابا آن را نخستین سفر تبلیغی پولس مینامد.

"و بعد از ایام چند، پولس به برنابا گفت، برگردیم و برادران را در هر شهری که در آن ها به کلام خداوند اعلام نمودیم، دیدن کنیم که چگونه باشند. اما برنابا چنان مصلحت دید که یوحنای ملقب به مرقس را همراه نیز بردارد. لیکن پولس چنین صلاح دانست که شخصی را که از پمفلیه از ایشان جدا شده بود،و با ایشان در کار همراهی نکرده بود،با خود نبرد. پس نزاعی سخت شد بحدی که از یکدیگر جدا شده،برنابا مرقس را برداشته به قبرس از راه دریا رفت. اما پولس سیلاس را اختیار کرد و از برادران به فیض خداوند سپرده شده، رو به سفر نهاد. و از سوریه و قیلقیه عبور کرده،کلیسا ها را استوار نمود.[۵۰]

منافق خواندن برنابا توسط پولس،نشان میدهد که علت اختلاف و جدایی بزرگتر بوده،و اختلافات برسر عقاید اساسی و اصولی بوده است که پولس را وادار به "منافق خواندن برنابا و پطرس"نموده است. نه فقط به دلیل بردن و نبردن یک شخص.

پولس مینویسد: "لیکن تیطس نیز که همراه من و یونانی بود،مجبور نشد که مختون شود. و این بسبب برادران کذبه بود که ایشان را خفیه در آوردند و خفیه در آمدند تا آزادی ما را که در مسیح عیسی داریم،جاسوسی کنند و تا مارا به بنده گی در آورند. که ایشان را یک ساعت هم به اطاعت در این امر تابع نشدیم تا راستی انجیل در شما ثابت بماند
Paul spent much of the first half of his life persecuting the nascent Christian movement, an activity to which he refers several times. Paul’s motivations are unknown, but they seem not to have been connected to his Pharisaism. The chief persecutors of the Christian movement in Jerusalem were the high priest and his associates, who were Sadducees (if they belonged to one of the parties), and Acts depicts the leading Pharisee, Gamaliel, as defending the Christians (Acts 5:34). It is possible that Paul believed that Jewish converts to the new movement were not sufficiently observant of the Jewish law, that Jewish converts mingled too freely with Gentile (non-Jewish) converts, thus associating themselves with idolatrous practices, or that the notion of a crucified messiah was objectionable. The young Paul certainly would have rejected the view that Jesus had been raised after his death—not because he doubted resurrection as such but because he would not have believed that God chose to favour Jesus by raising him before the time of the Judgment of the world.
Whatever his reasons, Paul’s persecutions probably involved traveling from synagogue to synagogue and urging the punishment of Jews who accepted Jesus as the messiah. Disobedient members of synagogues were punished by some form of ostracism or by light flogging, which Paul himself later suffered at least five times (2 Corinthians 11:24), though he does not say when or where. According to Acts, Paul began his persecutions in Jerusalem, a view at odds with his assertion that he did not know any of the Jerusalem followers of Christ until well after his own conversion (Galatians 1:4–17).
Paul was on his way to Damascus when he had a vision that changed his life: according to Galatians 1:16, God revealed his Son to him. More specifically, Paul states that he saw the Lord (1 Corinthians 9:1), though Acts claims that near Damascus he saw a blinding bright light. Following this revelation, which convinced Paul that God had indeed chosen Jesus to be the promised messiah, he went into Arabia—probably Coele-Syria, west of Damascus (Galatians 1:17). He then returned to Damascus, and three years later he went to Jerusalem to become acquainted with the leading apostles there. After this meeting he began his famous missions to the west, preaching first in his native Syria and Cilicia (Galatians 1:17–24). During the next 20 years or so (c. mid-30s to mid-50s), he established several churches in Asia Minor and at least three in Europe, including the church at Corinth.
The Apostle Paul, c. 1615. Found in the collection of State

St. Paul the Apostle

چهارده بخش عهد جدید به پولس نسبت داده می‌شود. رسالهٔ رومیان، اول قرنتیان، دوم قرنتیان، گالاتیان (غلاطیان)، فیلیپیان، اول تسالونیکیان، افسسیان، کولوسیان، دوم تسالونیکیان و فیلمون به‌طور قطع نوشته او هستند. در مورد چهار بخش دیگر بیشتر محققان معتقدند نوشته او نیست که این قسمت‌ها عبارتند از: اول تیموتائوس، دوم تیموتائوس، تیتوس.

Paul was a Greek-speaking Jew from Asia Minor. His birthplace, Tarsus, was a major city in eastern Cilicia, a region that had been made part of the Roman province of Syria by the time of Paul’s adulthood. Two of the main cities of Syria, Damascus and Antioch, played a prominent part in his life and letters. Although the exact date of his birth is unknown, he was active as a missionary in the 40s and 50s of the 1st century CE. From this it may be inferred that he was born about the same time as Jesus (c. 4 BCE) or a little later. He was converted to faith in Jesus Christ about 33 CE, and he died, probably in Rome, circa 62–64 CE.
In his childhood and youth, Paul learned how to “work with [his] own hands” (1 Corinthians 4:12). His trade, tent making, which he continued to practice after his conversion to Christianity, helps to explain important aspects of his apostleship. He could travel with a few leather-working tools and set up shop anywhere. It is doubtful that his family was wealthy or aristocratic, but, since he found it noteworthy that he sometimes worked with his own hands, it may be assumed that he was not a common labourer. His letters are written in Koine, or “common” Greek, rather than in the elegant literary Greek of his wealthy contemporary the Jewish philosopher Philo Judaeus of Alexandria, and this too argues against the view that Paul was an aristocrat. Moreover, he knew how to dictate, and he could write with his own hand in large letters (Galatians 6:11), though not in the small, neat letters of the professional scribe.
Until about the midpoint of his life, Paul was a member of the Pharisees, a religious party that emerged during the later Second Temple period. What little is known about Paul the Pharisee reflects the character of the Pharisaic movement. Pharisees believed in life after death, which was one of Paul’s deepest convictions. They accepted nonbiblical “traditions” as being about as important as the written Bible; Paul refers to his expertise in “traditions” (Galatians 1:14). Pharisees were very careful students of the Hebrew Bible, and Paul was able to quote extensively from the Greek translation. (It was fairly easy for a bright, ambitious young boy to memorize the Bible, and it would have been very difficult and expensive for Paul as an adult to carry around dozens of bulky scrolls.) By his own account, Paul was the best Jew and the best Pharisee of his generation (Philippians 3:4–6; Galatians 1:13–14), though he claimed to be the least apostle of Christ (2 Corinthians 11:22–3; 1 Corinthians 15:9–10) and attributed his successes to the grace of God.
The apostle Paul by Italian School-Neapolitan (17) on artnet

پولس

در روایت پولس در غلاطیان آمده است که 14 سال پس از تغییر دین، او دوباره به اورشلیم رفت.[۱۱] مشخص نیست که در این مدت چه اتفاقی افتاده است ،در پایان این زمان ، برنابا به یافتن پولس رفت و او را به انطاکیه آورد. [۱۲] در آنجا بودکه برای اولین بار کلمه مسیحی به پیروان مسیح اطلاق شد. و اولین سفر تبلیغی پولس از انطاکیه شروع میشود. در سفرتبلیغی اول برطبق کتاب اعمال پولس و بارنابا و مرقس از انطاکیه به سمت قبرس حرکت میکنند. سپس مرقس از آن دو جدا میشود و پولس و بارنابا به شهر دیگری که نام آن هم انطاکیه بود میروند (انطاکیه پسیدیا) و همچنین در چند شهر دیگر نیز در همان مناطق تبلیغ کرده و به انطاکیه باز میگردند.

علیرغم توافق به دست آمده در شورای اورشلیم، پولس می‌گوید که چگونه بعداً به دلیل عدم تمایل پطرس به صرف یک وعده غذایی با مسیحیان غیر یهودی در انطاکیه، به دلیل عدم پایبندی دقیق آنها به آداب و رسوم یهودیان.[۱۷] علناً با پطرس وارد نزاع می‌شود، که بعضاً این نزاع «واقعه انطاکیه» نامیده می‌شود.

30 Images of Paul the Apostle ideas | paul the apostle, apostles, saint paul

پولس رسول

پولُس (عبری:שאול התרסי شائول طرسوسی، یونانی:Σαούλ شائول و Σαῦλος سوئولوس و Παῦλος پولوس)، نام‌آور به پولس رسول، از مبلغان مسیحیت بود؛ برخلاف حواریون، پولس هرگز با عیسی دیدار مستقیم نداشته‌است، در کتاب اعمال رسولان، پولس پیشوای غیریهودیان[۱] و یعقوب پیشوای یهودیان[۲] خوانده شده‌اند.

سنت پولس رسول، نام اصلی شائول تارسوسی، (متولد 4 پ. مسیحیان که اغلب به عنوان مهمترین شخص پس از عیسی در تاریخ مسیحیت شناخته می شوند. در زمان خود، اگرچه او یک شخصیت اصلی در جنبش بسیار کوچک مسیحی بود، اما دشمنان و مخالفان بسیاری نیز داشت، و احتمالاً معاصرانش به اندازه‌ای که به پیتر و جیمز می‌دادند، برای او احترام قائل نبودند. پولس مجبور شد برای تثبیت ارزش و اقتدار خود مبارزه کند. با این حال، نامه‌های باقی‌مانده او تأثیر زیادی بر مسیحیت بعدی داشته است و جایگاه او را به‌عنوان یکی از بزرگترین رهبران دینی در تمام دوران تضمین می‌کند.
Of the 27 books in the New Testament, 13 are attributed to Paul, and approximately half of another, Acts of the Apostles, deals with Paul’s life and works. Thus, about half of the New Testament stems from Paul and the people whom he influenced. Only 7 of the 13 letters, however, can be accepted as being entirely authentic (dictated by Paul himself). The others come from followers writing in his name, who often used material from his surviving letters and who may have had access to letters written by Paul that no longer survive. Although frequently useful, the information in Acts is secondhand, and it is sometimes in direct conflict with the letters. The seven undoubted letters constitute the best source of information on Paul’s life and especially his thought; in the order in which they appear in the New Testament, they are Romans, 1 Corinthians, 2 Corinthians, Galatians, Philippians, 1 Thessalonians, and Philemon. The probable chronological order (leaving aside Philemon, which cannot be dated) is 1 Thessalonians, 1 Corinthians, 2 Corinthians, Galatians, Philippians, and Romans. Letters considered “Deutero-Pauline” (probably written by Paul’s followers after his death) are Ephesians, Colossians, and 2 Thessalonians; 1 and 2 Timothy and Titus are “Trito-Pauline” (probably written by members of the Pauline school a generation after his death).
Pin on Trust Without Borders

فانوس راهنما

هرگاه قومی  در خواب ماندو در غفلت در عذاب بلند میشوند و هر گاه در خواب مانندو در  شک در یوق بندگی در اورده میشوند و همه اینها در ایام های تاریخ اتفاق افتاده هست و اما بدترین نوع غفلت  غفلتی هست که  در شرمندگی از بیدار شدن در شخص دیگر از پیام خواهد بود.زیرا  در این غفلت ماندگی در خواب و همه اینها بصورتی در هم پازل خواهد بود و البته دشمن تیز دندان منتظر خواب غفلت هاست تا شاد شوند در اراده زمینیشان.و البته در این  امر آنی که خواب ماند  در انکار ماند انکار شود. و البته آن ایمان سود ندهد و فایده ای جز  در یدک کشیدن نداشته باشد مگر آنکه در قبل آن بیدار شود و البته امورات واقف بودن در بهر کشیدن پرده غفلت کشیده از بهر بیداری میشود و همانگونه که  سست ایمانی مثال خانه عنکبوت میشود زیر یوق دنیا در سپردن زیر چکمه های یوق در برابر  اراده خدا ایستادن میشود و هر کسی خود را خدایان نامد بر  اراده خدا سبقت گیرد و از خدا داناتر و حکمت را در  و طرح و کار را فقط متن باشد در  اینکه بیشتر از خدا میفهمند خواستگاه شده  قوم میشوند در انکار و اما  آن پیام آور  بسیار افشاگر در امورات میگوید و  تعاقب کننده هست و اصول فکری و عملی و آنچه به او محول هست کاملان فرق دارد.پس آنکه در آسمان انکار ماند در زمین هم انکار ماند و هفت طبقه زیرو رو شود باز آنان  که در شک بی ایمانی انکار بمانند در تعاقب بیدار شوند و فرمانبرداری پیام آور فرق با خط مستقیم از همانچه که میداند و عمل میکند خواهد بود.

عکاس-حسام الدین شفیعیانعکاس-حسام الدین شفیعیاندسته‌بندی حسام الدین شفیعیان-عکاسی - حسام الدین شفیعیانعکاس-حسام الدین شفیعیانعکاس-حسام الدین شفیعیانعکاس-حسام الدین شفیعیان