امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) امام اول شیعیان، چهارمین خلیفه نزد اهل سنت
این بار تصمیم به ترور شخصیتی امام(ع) گرفتند.
پس اولین کار ممنوعیّت نقل حدیث و حدیث نگاری بود.
در این میان کسانی هم که حدیث نقل می کردند، همچون ابوذر و ابودرداء برای مدتی زندانی می شدند.
خلیفه دوم در زمان حکومتش به همه شهرها نامه نوشت که نزد هر کس اگر حدیث هست، باید نابودش کند.(۱)
إِیَّاکَ أَنْ یَبْلُغَنِی أَنَّکَ تُظْهِرُ شَیئًا مِنْ فَضْلِ عَلِیِّ!
وَأَمَّا عَلَانِیةً فِی الْمَسْجِدِ فَإِنَّ هَذَا لَا یحْتَمِلُهُ الْخَلِیفَةُ لَنَا!
ولکِن هَذا السُلطانُ قَد ظَهَرَ وَقَد أخَذنَا بِإظهَارِ عَیبِ عَلیِّ لِلنَّاسِ!》
مبادا از تو بشنوم که چیزی از فضائل علی برای من بگویی!
اگر فضایل علی در مسجد علناً بیان شود خلیفه ما را معذور نمی دارد.
من از تو به آن آگاه تر هستم؛ امّا حکومت از ما خواسته است که عیب او را برای مردم بگوییم.(۲)
ابن ابی الحدید معتزلی می گوید:
تا اینکه این سنتی شد در ایام حکومت بنی امیه تا زمانی که عمر بن عبدالعزیز بر حکومت نشست.(۳)
جمعی از بنی امیه به معاویه گفتند:
تو که به آرزویت رسیدی، اگر از لعن این مرد دست برداری بهتر است!
فلاَ وَ اَللَّهِ حَتَّی یرْبُوَ عَلَیهِ اَلصَّغِیرُ وَ یهْرَمَ عَلَیهِ اَلْکبِیرُ》
کانَ بَنُو أمیةِ إذَا سَمَعوا بِمَولُودِِ اسمُهُ عَلی قَتَلُوهُ》
بنی امیه هنگامی که متوجه می شدند که نام کودکی را علی گذاشته اند، او را می کشتند.(۵)
امام علی(ع) در طول تاریخ هم ترور شخصی شدند و هم ترور شخصیتی!
حضرت علی(ع) در خطبه ی شقشقیه می فرماید:
فَصَبَرتُ، وفِی العَینِ قَذی، وفِی الحَلقِ شَجَاً》
من ۲۵ سال صبر کردم، در حالی که خاری در چشم و استخوانی در گلو داشتم.(۶)
امام علی(ع) منبر نمی رفتند، مگر اینکه در آخر کلام خویش، در حق خود می فرمودند:
۱)کنزالعمال متقی هندی، ج۵، ص۳۷
۳)شرح نهج البلاغة ابن أبی الحدید، ج ۴، ص۵۷
۴)بحارالأنوار مجلسی، ج۳۳، ص۲۱۴
۵)تهذیب التهذیب ابن حجر، ج۷، ص۲۸۱
۶)بحار الانوار مجلسی، ج ۲۹، ص۵۱۶
۷)مناقب آل أبی طالب ابن شهر آشوب، ج۲، ص۱۱۵

