«انتظار»، جوهره اصلی یهودیت و موجب پویایی انسان در همه زمانهاست.
ظهور منجی موعود ( ماشیَح ) در آن، نشانه برقراری عدالت الهی است.
هر چند بیان ویژگیهای این موعود و آنکه چه هنگام و در کجا ظهور خواهد کرد، در همه ادیان یکسان نیست؛ آنچه در این اندیشه مشترک است اینکه او نجات دهنده ای از خاندان نبوت خواهد بود و این منجی به خوی پسندیده، تقوی، دانش و همه صفات نیکو آراسته و از بدیها و زشتیها مُبَراست.
یکی از پایه های اساسی و اصول مهم آیین یهود، ایمان به ظهور ماشیح و دوره نجات یا گِئولاست. طبق نظر هارامبام، هر فرد (یهودی)که به ماشیح اعتقاد نداشته باشد یا چشم به راه آمدن او نباشد، منکِر سخنان حضرت موسی و دیگر انبیای بنی اسرائیل است؛ زیرا همان طور که ذکر خواهد شد، موضوع ماشیح پیاپی در متون مقدس عنوان گشته است.
بخشی از وقایع عصر گِئولا (نجات نهایی)
1- احیای سنتهای اولیه عبادت یهود
اساس عبادت یهود بر تقدیم قربانیها قرارگرفته است که امروزه این عبادات با خواندن تفیلا (نماز) جایگزین شدهاند. با ظهور ماشیح، آن مراسم دوباره اِحیا خواهند شد.
2- پایان بدی و گناه
« خد.اوند صاحب قدرت میفرماید : در آن روز (نجات)، من اسامی بتها را از زمین منقطع خواهم کرد و آنها دیگر یادآوری نخواهند شد»
3- درک ا.لهیت و آگاهی واقعی از وجود خد.اوند
« زمین از دانش ا.لهی مملو خواهد شد، همانند آبهایی که دریا را میپوشانند»5
« خد.اوند میفرماید : پس از آن ایام، دانش خود را در نهاد آنها گذارده و تعالیم خود را بر قلب آنها خواهم نوشت... (به گونهای که) دیگر کسی همنوعش را تعلیم نخواهد داد و کسی برادرش را درس نخواهد داد که: «خد.ا را بشناسید»، زیرا همه (انسانها) مرا خواهند شناخت از کوچکترین تا بزرگترین آنها»6 .
4- پرستش و ستایش جهانی خد.اوند
« خد.اوند بر تمامیزمین پادشاه خواهد بود. در آن روز، خد.اوند یکتا و نامش یکتا خواهد بود»
5- همزیستی مسالمتآمیز و صلح جهانی
« آنها شمشیرهای خود را شکسته و به گاوآهن (تبدیل خواهند کرد) و نیزههای خود را به قیچیهای شاخهزنی (مبدل میکنند). ملتی بر ملت دیگر شمشیر نخواهد کشید و دیگر جنگ نخواهند آموخت»8
ماهیت ماشیح
1- ماشیح: بشر خاکی
طبق آنچه در متون مذهبی یهود آمده است، موضوع ماشیح و گئولا (نجاتنهایی) از جمله اهداف اولیه آفرینش جهان است که آن اشارهای به موضوع ماشیح و روح اوست. اما از نظر فیزیکی و جسمانی، «ماشیح، انسانی است خاکی از اولاد بشر که به گونه عادی متولد شده است». اصل و نسب او به حضرات داوود و سلیمان میرسد. از دیگر نشانههای وی این است که صداقت و پارسایی او از آغاز تولد به بعد، مدام در حال افزایش بوده و به سبب فضیلت و اعمال شایسته خود، به عالیترین و والاترین درجات تکامل روحانی دست خواهد یافت.
2- ماشیح در هر دوره
امکان آمدن ماشیح در هر دوره وجود دارد؛ اما نه به این معنی که او در وقت مناسب برای ظهور از آسمانها پایین آمده و در زمین ظاهر خواهد شد. بلکه او همیشه روی زمین است، بشری خاکی با پایه و مقام بسیار مقدس و روحانی (صدیق) که در هر دوره وجود داشته و حاضر و ناظر است. «در هر دوره، فرزندی از خاندان یهودا به دنیا میآید که برای مقام ماشیح، برازنده است». روزی که زمان گئولا (نجات نهایی) فرا رسد، نشامای (روح) مخصوص و از قبل آمادة ماشیح، پایین آمده و به آن فردِ «صدیق» اهدا خواهد شد.
یکی از علمای یهود9 این موضوع را چنین توضیح مدهد:
«مُشه (حضرت موسی) منجی اول بنیاسرائیل به هشتاد سالگی رسید و هنوز از اینکه بنیاسرائیل را نجات خواهد داد، آگاهی نداشت و آن را احساس نمیکرد. حتی هنگامیکه خد.اوند به او گفت: « بیا و من تو را به نزد فرعون میفرستم...»، او در ابتدا از این امر سرباز زد و حاضر به قبول این مأموریت نشد. دربارة شائول (اولین حاکم بنیاسرائیل) نیز مشاهده شد که روح مقدسی را که قبلاً در وجود خود اصلا احساس نکرده بود، پس از اینکه به نام پادشاه، او را مسح کردند، بر او واقع شد. همین قضیه دربارة منجی نهایی (ماشیح) نیز صدق میکند.
3- شخصیت و صفات خاص ماشیح
«روح خد.اوند بر او خواهد آمد، روح عقل و فهم، روح تدبیر و توانایی، روح دانش و ترس ا.لهی. و او با ترس ا.لهی الهام میگیرد، با دید چشمانش قضاوت نخواهد کرد و با شنیدة گوشهایش فتوا نخواهد داد. تهیدستان را با عدالت داوری کرده و برای افتادگان زمین، با تساوی حقوق تصمیم خواهد گرفت، و (ظالمان) زمین را با عصای (سخن) دهان خود میکوبد و شریران را با نَفَسِ (نسیم) لبهای خود از بین خواهد برد».
برابر عقیدة هارامبام (موسی بن میمون):
«عقل و دانش وی از حضرت سلیمان نیز بیشتر خواهد بود. او از پدران قوم یهود (ابراهیم، اسحق و یعقوب) و نیز از همة انبیای بنیاسرائیل که پس از حضرت موسی برانگیخته شدند، از نظر درجه نبوت بلندمرتبهتر خواهد بود».
تاریخ ظهور ماشیح
تاریخ واقعی آمدن ماشیح، رازی است که از بشر خاکی پوشیده مانده است. در کتاب یشعیای نبی چنین آمده است:
«من خد.ایی هستم که ( نجات را) در زمان خودش، تسریع خواهم کرد»
در این پاسوق (آیة تورات)، دو مفهومِ در ظاهر متضاد بیان شده است:
1- در زمان خودش : این زمان موعود بدون قید و شرط است؛ یعنی این وقت از ابتدای آفرینش تعیین گشته و ربطی به لیاقت و شایستگی مردم هر دوره نخواهد داشت.
2- آن را تسریع خواهم کرد: یعنی نجات نهایی و ظهور ماشیح ممکن است که زودتر از زمان تعیین شدة فوق، واقع شود.
در تلمود، این قضیه چنین تعبیر شده است که اگر مردم هر دوره از خود آمادگی و شایستگی لازم را نشان دهند، ظهور ماشیح تسریع شده و در زمان آنها واقع خواهد شد و در غیر آن، در وقت مناسبی که از ابتدای آفرینش در نظر گرفته شده است، او به هر حال خواهد آمد.
در مزامیر داوود چنین آمده است: «امروز (خواهد آمد)، اگر به ندای او گوش دهید»
تسریع در ظهور ماشیح:
علمای یهود، برای تسریع ظهور ماشیح و نجات نهایی، انجام دادن فرمانهای دینی ویژهای را به این شرح توصیه کردهاند:
1- تِشووا (توبه)
طبق عقیدة یشعیای نبی، صبح آزادی و نجات در حضور خد.اوند دمیده شده و ماشیح آمادة ظهور است، و در پاسخ این سؤال که او چه وقت میآید، خد.اوند میفرماید: هر گاه او را طلب کنید! و آن چیست که مانع نجات میشود؟ نبودن توبه و تشووا ! پس «بازگشته و بیایید».
بنابراین، بهترین و سادهترین روش برای آمدن ماشیح، پشیمانی ساده و خالصانه، تأثر به سبب خلافهای گذشته و تصمیمی قاطع برای بهبود در رفتار آینده است که این، توبهای کامل به شمار میآید.
2- شبات (مراسم روز مقدس شنبه)
در تلمود آمده است که یکی از راههای تسریع ظهور ماشیح، رعایت دقیق و کامل قوانین روز شنبه (تعطیل و عبادت آن روز) است. زیرا رعایت آن، یکی از نشانههای ایمان یک فرد یهودی به احکام تورا است.
3- مطالعه تورا و علوم دینی
جملة معروفی در تلمود به این مضمون ذکر شده است:
«مطالعه و فراگیری تورا و شریعت ا.لهی، همارزش اجرای تمام فرایض دینی است»
به همین دلیل است که اهمیت دادن افراد به علوم ا.لهی و اختصاص اوقات روزانه و هفتگی به فراگیری آن، موجبات تسریع ظهور را فراهم میسازد.
4- صِداقا (صدقه)
گفته شده است که ترحم انسانها بر فقرا و مستمندان، به طور متقابل، موجب برانگیخته شدن ترحم آسمانی (از جانب خد.اوند) شده و در نتیجه، آمدن ماشیح و فرارسیدن ایام نجات تسریع میشود.
5- اتحاد و دوستی افراد جامعه
در تلمود آمده است که در زمان آبادی معبد دوم بتهمیقداش، با آنکه مردم تشریفات و مراسم مذهبی را در حد کمال اجرا میکردند، نفاق و دشمنیِ بیجهت و بیاساس بین آنها، باعث ویرانی معبد و پراکندگی و بروز مصیبت برای آنان شد که رفع این مسأله، موجب فرا رسیدن نجات و سعادت نهایی میشود. حضرت یعقوب پیش از درگذشت خود به فرزندانش چنین گفت: «جمع شوید تا آنچه در آخر ایام برای شما اتفاق خواهد افتاد، به آگاهی شما برسانم، جمع شوید و بشنوید...»
او ضمن بر حذر داشتن فرزندان خود از هرگونه اختلاف و دودستگی، این پیام را اعلام کرد:
«گر چه معلوم نیست که روز نهاییِ قضاوت ا.لهی چه موقع خواهد بود، ولی من به شما میگویم که هرگاه شما گرد هم آمده و با هم متحد و یکدل شوید، نجات خواهید یافت».

1-حضرت موسی (ع)-مهمترین شخصیت دین یهودیت هست. که کتاب تورات و وحی الهی.معجزات بزرگترین معجزه او شکافته شدن دریا و رد شدن بنی اسرائیل و غرق شدن فرعون و لشکریانش.و ابرهای سایبان.و تبدیل عصا به شکل اژدهایی که مارهای ساحران را میبلعید.و بخاطر نافرمانی ها و آزار فرعون به او عذاب الهی.که در اسلام گفته شده در قرآن و در اسلام جزو پیامبران محسوب شده که در قرآن زیاد آورده شده.نام حضرت موسی. و همراهی او با حضرت خضر.
![]()
2-حضرت یونس (ع)-وحی الهی و زنده ماندن او در دل نهنگ و به خشکی نجات یافتن او از دل نهنگ

1-حضرت داوود (ع)-در اسلام جزو پیامبران و خلیفته الله خوانده شده.در یهودیت-شخصیت مهم و بخاطر قرار گرفتن روح یهوه و از سایر پادشاهان اسرائیل جایگاه بالاتری دارد و در مسیحیت شخصیت مهمی محسوب میشود که عیسی وارث تخت داوود دانسته میشود و به جهت دیگر آن از اعتبار در وحی الهی در هزار سال پیش از مسیح مصلوب شدن او و دشمنانش و قرعه لباسش و خیانت به او گفته شده و استهزا کردن به او در تصلیب
معجزات حضرت داوود شامل پرندگان در تسخیر و هم آوازی او با خواندن مزمور و تسخیر کوهها و نرم شدن آهن مثل شمع.دانستن زبان پرندگان.
داوود از قدرت بدنی بالایی برخوردار بود همچنین پادشاهی با اقتدار و حکومت دار بود صدای خوشی داشته و همچنین از عیسی به عنوان فرزند داوود یاد میشده در زمان عیسی که نشان از شجره پدری او میدانند که یوسف نجار را نسبش را به داوود میدانند.
![]()
2-حضرت سلیمان (ع)-در یهودیت جزو شخصیت های مهم و جزو پادشاهان مهم در سلطنت و ملک سلیمان در قلمروی وسیع-و در اسلام جزو پیامبران محسوب میشود که معجزات او شامل دانستن زبان پرندگان و تسخیر ارواح و اجنه و فرشتگان که در یهودیت ساخت معبد را با کمک فرشتگان انجام داده و قدرت بدنی مقابله با اجنه های شریر در حمله آنها به مردم در بعد معنویت او در مبارزه با آنها و قدرت بدنی بالا و اقتدار در پادشاهی و حکومتداری

3-عیسی مسیح-در مسیحیت پسر خدا و رکن دوم تثلیت-و در اسلام جزو پیامبران که روح القدس به او نیرو میبخشید محسوب میشود و روح الله نامیده میشود و عیسی بن مریم .سر سلسله رهبری و بنیاد مسیحیت .بزرگترین جمعیت دینی جهانست.در بیان معجزات مسیح یوحنا میگوید اگر تمامی کتب جمع شود گنجایش معجزات او را ندارد و اما معجزات او به این صورت درمان. شفا دادن بیماران.کنترل طبیعت.بیرون راندن شیاطین. جن گیری.زنده کردن مردگان.و... در اسلام معجزات مسیح در گهواره سخن گفتن.ساختن از گل بصورت پرنده و دمیدن و پرنده شدن.شفا دادن و زنده کردن مردگان.در قرآن تصلیب عیسی آورده نشده وتوضیح آن فقط بصورت اینکه بر آنها مشتبه شد و کشته نشد بلکه به آسمان بالا رفت اینگونه گفته شده که تفاسیر مختلف هست که میگویند صلیب کشته نشده یا همان وجه زنده شدن او بعد از سه روز در قبر بعد تصلیب در مسیحیت گفته شده و تاج خار و میخ ها و زنده شدن بعد از سه روز اما در اسلام کلی گفته شده کشته نشده و به آسمان بالا رفت.که تفاسیر مختلف میشود اما رجوع آن را به قرآن و آنچه گفته شده میدهند.مشتبه شد اینکه کشته نشده و تفاسیر مختلف.
![]()
1-حضرت اسحاق (ع)-در مسیحیت-اسحاق جزو قدیسان محسوب میشود و در اسلام جزو پیامبران-که وحی الهی به او نازل میشده

2-حضرت یحیی (ع)-مسیحیان و مسلمانان او را پیامبر میدانند وحی الهی و غسل تمعید عیسی در رود اردن
![]()
حضرت زکریا(ع)-در مسیحیت و اسلام جزو پیامبران محسوب شده وحی الهی به او میشده و کفالت مریم مقدس