آبان روز از آبان ماه یعنی دهم آبان این جشن برگزار میشود. واژه آبان، آب و هنگام آب معنی میدهد و جشن آبانگان جشن مربوط به آبهای روی زمین است. در باره پیدایش جشن آبانگان گروهی از پژوهشگران بر این باورند که در پی جنگهای درازی که بین ایران و توران روی داد و افراسیاب تورانی دستور داد تا کاریزها و نهرها را ویران کنند. پس از پایان جنگ، پسر تهماسب که زو نام داشت دستور داد تا این کاریزها و نهرها را لایروبی کنند و پس از این لایروبی آب در کاریزها روان گردید و مردم بازآمدن آب را جشن گرفتند. در روایت دیگری آمده که پس از ۸ سال خشکسالی در ماه آبان، باران شروع به باریدن نمود. آن گاه بیماری و فقر مردم تمام شد و از آن زمان جشن آبانگان پدید آمد. به هر حال اکنون زرتشتیان مانند بقیه جشنهای ماهیانه، جشن آبانگان را گرامی میدارند.
روز آذر از ماه آذر که در ۳ آذر گاهشمار ایرانی قرار دارد این جشن برگزار میشود. واژه آذر که آتش معنی میدهد یکی از چهار عنصر پاککننده در نزد زرتشتیان است که آنها عبارتند از: آب، باد، خاک و آتش. از آنجا که زرتشتیان همواره آتش را که بهترین و سریعترین عنصر پاککنندهاست گرامی داشته و آن را سمبل روشنایی و گرما میدانند، به همین دلیل برای نیایش اهورا مزدا، به آتشکده یا جایی که روشنایی وجود دارد روی میآورند. در گاه شماری زرتشتیان روز نهم از هر ماه آذر نام دارد و در ماه آذر هنگامی که روز آذر فرا میرسد آن را جشن میگیرند. اغلب با لباس آراسته و تمیز به آتشکده و آدریان میروند. نیایشهای روزانه خود را انجام میدهند و برخی با سرایش آتش نیایش از اوستا، جشن آذرگان را گرامی میدارند.










در ماه تیر هنگامی که روز تیر فرا میرسد، دهمین روز از تیرماه روز تیراز است که در این روز جشن تیرگان برگزار میشود. تیر در اوستا «تیشتریه» و در زبان پهلوی تشتر نام دارد. در نوشتههای اوستایی و غیرگاتاهایی تشتر یا تیر نام ایزدی است که به باریدن باران کمک میکند همچنین در باور ایرانیان نام ستارهای است که هر گاه درآسمان پدیدار شود مژده باریدن باران را با خود میآورد. سبب پیدایش جشن تیرگان نیز مانند بسیاری از آداب و رسوم با رویدادی سرنوشت ساز در تاریخ زندگی ایرانیان باستان هماهنگی یافتهاست. گروهی این جشن را یادگار پیروزی ایرانیان بر تورانیان میدانند که در زمان پادشاهی منوچهر سپاه افراسیاب قسمت زیادی از سرزمین ایران را اشغال کرده بود و قرار آشتی بر این شد که از سوی سپاه ایران تیری رها شود و در هر جا بر زمین فرود آید مرز ایران و توران تعیین شود. بنابراین آرش جوان دلیر ایرانی با تمام توان تیری را از کمان رها ساخت این تیر در کنار رودخانه جیحون بر درختی نشست و مرز ایران و توران را مشخص کرد. باز در زمان ساسانیان و پادشاهی فیروز هفت سال در ایران خشکسالی روی داد و در چنین روزی مردم روی به بیابان نهادند و با نیایش خود از پروردگار آرزوی باریدن باران را کردند و پس از آن بارش باران شروع شد و ایران از خشکسالی رهایی یافت. از آن سال به بعد ایرانیان در این چنین روزی در یکدیگر آب میپاشند و شادی میکنند.
درهرماه سی روز زرتشتیان هفتمین روز آن امرداد نام دارد. روز امرداد از ماه امرداد سوم امرداد گاهشمار ایرانی یا هفتم امرداد زرتشتی را جشن امردگان میگیرند. واژه امرداد یعنی بی مرگی و هنگامی که در ماه امرداد روز امرداد فرا میرسد آن را جشن امردادگان مینامند. در مورد برگزاری این جشن در گذشته اطلاع چندانی دردست نیست. اکنون در برخی از روستاها و شهرها جشن امردادگان برگزار میشود. این جشن اغلب در تالار آدریان یا سالن عمومی برپا میشود.
واژه شهریور در اوستا به صورت خشتره وئیریه آمدهاست که شهریاری نیرومند معنی میدهد و در ماه سی روزه زرتشتیان چهارمین روز در هرماه زرتشتی شهریور نام دارد که در حال حاضر روز شهریور در ۳۰ مرداد گاهشمار ایرانی قرار دارد و در این روز جشن شهریورگان برگزار میشود. از چگونگی برگزاری مراسم این جشن در ایران باستان اطلاع زیادی در دست نیست. اکنون مانند جشنهای ماهیانه دیگر زرتشتیان در برخی از شهرها و روستاها گرد هم میآیند و نیایش همگانی میخوانند و با برنامههای شاد جشن شهریورگان را گرامی میدارند.
روز شانزدهم مهرماه گاهشمار ایرانی که به نام ایزد مهر، نامگذاری شدهاست، هنگام برگزاری این جشن بزرگ است. واژه مهر پیمان و دوستی معنی میدهد. در ایران باستان، جشن مهرگان پس از نوروز دارای اهمیت ویژهای بود. دلیل آن این است که نوروز آغاز تابستان و مهرگان آغاز زمستان را به هر ماه میآورند. زیرا در آن زمان سال به دو فصل تقسیم شده بود. فصل اول، تابستان بود که از جشن نوروز شروع میشد و هفت ماه ادامه داشت. و فصل دوم، زمستان که از جشن مهرگان آغاز میشد و پنج ماه ادامه داشت در مورد پیدایش این جشن نظرات مختلفی وجود دارد. بیرونی میگوید که چون در این روز آفتاب بر عالمیان پیدا شد، این روز را مهرگان (هنگامه خورشید) نامیدند. پادشاهان ساسانی در این روز تاجی به شکل خورشید بر سر میگذاشتند و آن را به با شکوهترین وجهی جشن میگرفتند.. جشن مهرگان که از روز مهر شروع میشد تا شش روز پس از آن ادامه مییافت و جشن و شادی برپا میشد. انگیزهای که به پیدایش جشن مهرگان در تاریخ ایران نسبت میدهند، پیروزی ایرانیان بر ضحاک ستمگر به رهبری کاوه آهنگر است که او را در بند آوردند و فریدون را به عنوان رهبر خود برگزیدند. اکنون نیز زرتشتیان در روز مهر از ماه مهر به آتشکده و نیایشگاهها میروند، با تهیه خوراکهای سنتی از یکدیگر پذیرایی میکنند و با نیایش و برنامههای فرهنگی مانند سخنرانیهای علمی و آیینی سرود، شعرود کلمه جشن مهرگان را با شادی برپا میدارند.










نخستین جشن ماهیانه در هر سال، جشن فروردین گان نام دارد که روز فروردین از ماه فروردین برابر نوزدهم فروردین است و به آن فرودگ هم میگویند. این جشن به فروهر پاک درگذشتگان و نیاکان مربوط است، به همین دلیل همه برای شادی روان و فروهر درگذشتهٔ خود، به آرامگاه میروند. هر کس برای تهیه میزد درمراسم جشن فروردین گان، میوه یا لرک با خود میآورند. بانوان سیر و سداب، سیرک، آش و بقیه خوراکیهای مراسم را تهیه میکنند. موبدان لباس سپید ویژه اجرای مراسم مذهبی بر تن کرده آفرینگان خوانی را به صورت گروهی اجرا مینمایند و شرکت کنندگان نیز نیایش میکنند و بر روان فروهر درگذشتگان درود میفرستند. دهموبدان هنگام اجرای آفرینگان خوانی، میوهها را با کارد به اندازههای کوچک میبرند و پس از پایان مراسم بین شرکت کنندگان همراه با لرک تقسیم میکنند.
بیستمین روز از ماه سی روزهٔ زرتشتیان ورهرام نامیده میشود. ورهرام یعنی پیروزی و وهرام ایزد یعنی پیروزی مقابل ستایش درباور ایرانیان پیروزی همواره با ارزش و قابل ستایش بودهاست. به همین دلیل در اوستا سرودهای زیبایی در ستایش پیروزی آمدهاست. ایرانیان باستان پیش از آغاز هر کار گروهی، درنیایش گاه ویژهای گرد میآمدند و سرودهای ستایش پیروزی را باهم میخوانند و با روانی نیرومند و ارادهای استوار برای کسب پیروزی، پای به میدان مبارزه زندگی مینهادند. این نیایش گاهها به تدریج به نیایش گاه ورهرام ایزد معروف گشت. اکنون زرتشتیان دست کم ماهی یک بار، در روز ورهرام در نیایش گاه شاه ورهرام ایزد گردهم میآیند و اهورامزدا را نیایش میکنند و از او میخواهند که پیروزی را در زندگی بهره آنان گرداند و نیز همه کسانی را که به پیروی از پیام اشو زرتشت در تازه گردانیدن زندگانی، پیش بردن جهان هستی و گسترش آیین راستی میکوشند پیروز و سرافراز گرداند. اغلب زرتشتیان برای حضور در زیارتگاهها، آدریان و نیایش کردن همواره سدره و کستی برتن دارند.
روز اردیبهشت از ماه اردیبهشت (دوم اردیبهشت)، جشن اردیبهشت گان نام دارد. اردیبهشت از واژهٔ اوستایی اشاوهیشتا گرفته شدهاست که پاکی و اشویی معنی میدهد. ایرانیان باستان در این روز لباس سپید که سمبل پاکی است، بر تن میکردند و به آدریان یا آتشکده میرفتند و نیایش اهورامزدا را به جای میآوردند. اکنون نیز زرتشتیان در جشن اردیبهشت گان، به آتشکده و آدریان میروند و با سرایش اردیبهشت یشت خداوند جان و خرد را ستایش میکنند.
نام ششمین روز از ماه زرتشتیان خورداد است. روز خورداد از ماه خورداد (۶ خورداد) این جشن برگزار میشود. واژه خورداد در اوستا به صورت هئوروتات آمدهاست و نام یکی از امشاسپندان است که رسایی و کمال معنی میدهد. نیاکان ما روز خورداد از ماه خورداد را جشن میگرفتند و در این روز به سر چشمهها و رودخانهها و کنار دریاها میرفتند و نیایش به جا میآوردند و اهوارمزدا را ستایش میکردند. اکنون زرتشتیان در سالنها و نیایشگاهها حضور مییابند و پس از نیایش و ستایش اهورامزدا جشن خوردادگان را گرامی میدارند و به شادمانی میپردازند.



اهورا از ریشه "اه " به معنای هستی؛ مزدا از ریشه "من" به معنای منش و خرد، و "اشا " به معنای راستی و داد است. "اشا" همچنین، هنجار (قانون) طبیعی و خدایی است که آفرینش، را سامان میدهد و اندیشه، گفتار، و کردار آدمیان را ارزیابی میکند. این سه نام، ویژگی بنیادی خداوند را که هستی(مطلق وجود)، دانایی(عقل)، و داد (عدل) باشد، بازگو میکند. با توجه به اینکه خداوند کلی و مطلق و آدمی جزئی و نسبی است. شناخت خداوند با تواناییهای محدود آدمی و تعریف او با واژههای قراردادی شدنی نیست. به همهی اینها، آدمی کوشاست تا با خرد (من) وجدان(دانا) و بینش(باُدا) حقیقت هستی(وجود) را دریابد و دهنده هستی(خالق) را بشناسد. خدای زرتشت، اهورا مزدا، هستی دهنده و خرد است.
در گاتها (کتاب مقدس زرتشت)، هستی بخش یا آفرینندگی اهورا مزدا، با دو واژهی "داتار" و " تشار " بیان شده است. داتار یا دادار از ریشه "دا" به معنای دادن است و تشا از ریشه " تش" به معنای بریدن و شکل دادن است. بنابراین، اهورامزدا دهنده هستی(وجود) و شکل دهنده آن (خالق) است. همانگونه که خورشید نور، گرمی و زندگی میبخشد، "دادار" خوبی و نعمتها را ارزانی میداد. و همانگونه که معمار و مهندس، سازندگی میکنند و به اشیاء شکل میدهند، "تشا" به موجودات چهره میدهد.
5- باور به گوهر آدمی و آدمیت: بر پایه آموزشهای اشوزرتشت، تمام انسانها از هر جنس و نژاد و مذهب دارای وجدان(دانو) و منه (خرد) بوده، ازجسم و جان و روان و فروهر بهگونهای بسیار بالنده تر از همه موجودات جهان برخوردار هستند. انسان توان تشخیص نیک از بد و ارزش گذاری را دارد. او در انتخاب راه و ساختن سرنوشت خویش کاملا آزاد است و توان شناخت قوانین حاکم بر طبیعت را دارد. رویهمرفته، به تعبیر اشوزرتشت همه انسانها، مینوی بوده، «من» دارند و میتوانند منِ خویش را به هرحالتی که دوست دارند، هدایت کنند؛ یعنی دارای بهترین منش (سپنتهمن) یا بدترین منش (انگرهمن) شوند. که البته وظیفه هر زرتشتی پیروی از سپنتهمن ومبارزه خردمندانه با تمام نیروهای انگرهمن یا اهرمنی درون و برون است.
ساختار اوستا: اوستا در دوره های مختلف فراهم آمده، بخش کهن آن حدود 1000 سال قبل از میلاد است. اوستا، دارای 21 نسک و در پنج قسمت است.
1- «یسنا» که دارای 72 فصل که 17 فصل آن گاتها را تشکیل می دهد و بخش جدید اوستا، 4 قسمت دیگر (ویسپرد، وندیداد، یشتها، خرده اوستا).
خرده اوستا: به معنی اوستای کوچک. خلاصه ای است از اوستای دوره ساسانی، تدوین این کتاب را در زمان شاپور می دانند که شامل انواع نیایش ها، گاهها (سی روزه ها) و آفرینگان.
ویسپرد: ویسپ یعنی همه، رد یعنی حامی. ویسپرد از 24 کرده (فصل) تشکیل شده و مطالب آن از «یسنها» گرفته شده است.
گاهان ویسنها: گاهان جمع گاه است و گاه، بازمانده گاتای اوستایی، به معنی سرود گاهان 17 یسن (ستایش) است و به 5 گاه، تقسیم شده است.
وندیداد: تصحیف ویدیوداد است، «ویدیوداد» به معنی قانون غیر دیوی است. وندیداد، نسک نوزدهم از نسکهای 21 گانه اوستای دوره ساسانی است که بطور کامل باقی مانده است. وندیداد، 22 فرگرد (=فصل) دارد که به غیر از فصل های اول و دوم، بقیه شامل قوانین دین زردشت است.
در هر ماه، یک بار نام روز و ماه یکی هستند. زرتشتیان این روزها را جشن میگرفتند و شادی میکردند این دوازده جشن به نام ماهها، فروردینگان (۱۹ فروردین)، اردیبهشتگان (۲ اردیبهشت گاهنامه کنونی ایران و ۳ اردیبهشت گاهشماری زرتشتی)، خردادگان (۴ خرداد کنونی ۶ خرداد زرتشتی) تیرگان (۱۰ تیر کنونی و ۱۳ تیر زرتشتی)، امردادگان (۳ امرداد کنونی و ۷ امرداد زرتشتی)، شهریورگان (۳۰ امرداد کنونی و ۴ شهریور زرتشتی)، مهرگان (۱۰ مهر کنونی و ۱۶ مهر زردتشتی)، آبانگان (۴ آبان کنونی و ۱۰ آبان زرتشتی)، آذرگان (۳ آذر کنونی و ۹ آذر زرتشتی)، دیگان (۲۵ آذر، ۲ و ۹ دی کنونی و ۸، ۱۵ و ۲۳ دی زرتشتی)، بهمنگان (۲۶ دی کنونی و ۲ بهمن زرتشتی) و اسفندگان (۲۹ بهمن و ۵ اسفند زرتشتی) خوانده میشود. از میان این جشنها جشن مهرگان جنبه ملی دارد.





اما انقلاب زرتشتی یک جهت جهانی داشت که به لحاظ ایدئولوژیک بیاندازه مهم است. این موضوع همانا تأثیر زرتشت بر مؤسس واقعی فلسفه یعنی افلاطون است. بسیاری از یونانیان همعصر افلاطون، وی را تحت تأثیر زرتشت میدانستند؛ برخی پا فراتر نهاده او را «مجدد زرتشت» میدانستند. بهراستی چرا معاصران افلاطون چنین لقبی به وی دادهاند؟ انقلاب اخلاقی زرتشت چه تأثیری بر تأسیس فلسفه نهاده است؟
تأثیر انقلاب اخلاقی زرتشت بر تأسیس فلسفه را میتوان از دو جهت دنبال کرد:
وقتی بنیادهای هستیشناختیک به وجهی قومی یا جهانی تغییر میکنند، ابتدا بایست که سوژهای ویژه برای این تغییر بنیادین برنهاده شود. بدون این سوژه، این دگرگونی میسر نیست. ابتدا بایستی ذهن یا سوژه از بنیادهای هستیشناختیک سابقش جدا شود یا این بنیادها را به تعلیق درآورد؛ همانگونه که قبل از ظهور علم مدرن ابتدا دکارت سوژه مدرن را ساخت. این حرکت در پدیدارشناسی هوسرل «اپوخه» یا «تعلیق استعلایی» نام دارد. اپوخه یعنی قرار دادن جهان تاکنونی در پرانتز. یکی از مسئلههای لاینحل پدیدارشناسی هوسرل همین چگونگی آگاهی به آغاز تعلیق استعلایی و چگونگی ابزار و روش این فرایند است. شاید اگر هوسرل اندکی از تاریخ اروپامحورش فاصله میگرفت، دلیل تعلیق استعلایی را درک میکرد. دلیل آغاز به تعلیق استعلایی و ابزار آن همانا «امر اخلاقی» است؛ این پدیده در یک روند تاریخی رخ میدهد. نوعی «غثیان» از وضعیت موجود پیشزمینۀ هر تغییر تاریخی بزرگی است. غثیان از آگاهی ناخشنود اخلاقی نشئت میگیرد. به نظر میرسد که این وضعیت ابتدا در ذهن رخ میدهد و باعث تعلیق ارزشهای رایج میگردد.
بدینترتیب، تعلیق استعلایی باورهای سوژه و همزمان دورهای از شکاکیت بنیادین آغاز میگردد. این اتفاقی بود که در یونان باستان با ورود سوفسطاییان و شکاکیت آنها نسبت به جهان اسطورهای آغاز گردید. اخلاق و ارزشهای نو پس از این شکاکیت وارد میگردد. در زمان افلاطون این نقش را اخلاقی بازی کرد که برای اولین بار در تاریخ تمدن زرتشت بانی آن بود. افلاطون با ابزار اخلاق زرتشتی سوژهای جدید را ساخت، به همین خاطر در بین اعضای آکادمی به «مجدد زرتشت» شهره شد. این ارزشهای جدید سوژهای که از قبل به حالت تعلیق است را دچار یک تغییر نگرش بنیادین میکند؛ اما درست از همین جا راه افلاطون از زرتشت و یونان از ایران جدا شد. پاسخ هستی (به قول هایدگر) به تعلیق استعلایی یونانی و اخلاق نظری افلاطون، لوگوس بود؛ درصورتیکه اخلاق امری زرتشت حکمت یا گنوس. اکنون جای ادامۀ این بحث نیست، اما این نکته را اضافه کنیم که نیچه به همین دلیل پس از 25 قرن به سراغ نقد اخلاق زرتشتی رفت نه محاورههای افلاطون. ریشۀ جریان در اخلاق زرتشتی بود؛ تا زمانی که ذهنها تغییر نکند، جهان تغییر نخواهد کرد. اگر تغییر جهان نتیجۀ تغییر نگرش به جهان یا جهانبینی است، این خود نتیجۀ تغییر ارزشهای ذهن یا تغییری اخلاقی.
فلسفه به دنبال کشف چیست؟ آیا غیر از این است که به دنبال حقیقت است؟ آیا غیر از این است که گزارههای فلسفی تلاش میکنند معطوف به حقیقت باشند؟ پرسش دیگر: چرا قهرمانان هومری به دنبال حقیقت نیستند؟ چرا جستوجوی حقیقت با تأسیس فلسفه به یک مسئله تبدیل میشود؟ پاسخ این پرسشها را نیز باید در جایی دیگر جست. تقسیم جهان به خیر و شر، فقط معطوف به باورهای ذهنی نیست، این تقسیم بُعدی انتولوژیک دارد. در اخلاق زرتشتی، این جهان است که تقسیم میشود و از انسان دعوت میشود که دستیار اردوگاه نیکی باشد. درعینحال این تقسیم، تقسیم به حقیقت و دروغ نیز میباشد؛ دیوان مظهر دروغ و دروندی و اهوراییان مظهر خیر و راستی. واژههای دروغ و راستی یا نیک و بد از کلیدواژههای خود زرتشت هستند، بدون هیچ تفسیری. واضح است که تنها با تعبیۀ این مفصلبندی ایدئولوژیک در هستی، یعنی راستی/دروغ است که اصولاً معرفتشناسی هدفمند میگردد؛ وگرنه معرفتشناسی فلسفی که افلاطون و ارسطو بنا کردند، بدون این مفصلبندی بدل مشود به «تئوریا» و فرضیات صرف.
زرتشت را پیامبر ایران باستان میدانند. وی مردی خردمند معرفی شده است که برای اصلاح جامعه و تزکیه آن، برانگیخته شد. زرتشت، با ترسیم مرزهای جاودانه میان خیر و شر، مشتاقانه و شوریدهسر، مردم را به مسیر موردنظر خویش فرا میخواند و در آنان تاثیری عمیق میگذارد.
آنچه از زندگی زرتشت در دست است، افسانههایی کهن است بهسختی میتوان ریشه آنها را در واقعیت جست؛ گرچه انکار آنها نیز بهدلیل قدمت و ارزش تاریخی، بهسهولت امکانپذیر نیست. این متون بیش از آنکه زندگی زرتشت را ترسیم میکنند، بهقصد ارائه آموزههای مذهبی به مردم تالیف شدهاند. فیلسوفهای یونانی و بهتبع آنها فلسفه غرب، تحتتاثیر مفاهیم زرتشت قرار دارند. وی جهان هستی را آوردگاه ابدی خیر و شر میداند و انسان را موجودی معرفی میکند که در انتخاب جبهه خویش، مختار است. زرتشت بدینوسیله اولین موازین اخلاق را بنیان میدهد.
در طول تاریخ معجزات فراوانی به زرتشت نسبت داده شده است و آنگونه بهنظر میرسد که روزبهروز نیز به تعداد این معجزات افزوده میشود؛ اما این مطالب اغلب مفاهیمی برساخته یا بهدور از واقعیت است که بهمنظور عقب نیفتادن از سایر ادیان بهوجود آمدهاند یا آنچنان با اساطیر و افسانهها درآمیختهاند که ارزش تاریخی آنها سلب میشود.




