✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

امام زمان (عج)

زرارة بن اعین گوید: از امام صادق شنیدم که می فرمود: «همانا برای قائم (پیش از آن که قیام کند) غیبتی است.» . سپس فرمود: «او، منتظری است که مردم; در ولادت اش; به شک و تردید می افتند و بعضی می گویند: «زمانی که پدرش (امام حسن عسکری علیه السلام) رحلت کرد، فرزندی برای او نبود» و بعضی گویند: «دو سال قبل از وفات پدرش; متولد شده است » ; زیرا، خداوند عزوجل، محققا، امتحان خلق اش را دوست می دارد و در آن هنگام، باطل جویان، شک و تردید می کنند


در احادیثِ بابِ غیبتِ کتاب اصول کافی — که در خلال دورهٔ سفرا (موسوم به غیبت صغری) گرد آورد — به موضوع غیبت و علت آن پرداخت.[۲۹] به‌خصوص نعمانی در کتاب الغیبة به تبیین نظریهٔ غیبت از طریق احادیث پرداخت و او برای نخستین بار اصطلاحاتِ «غیبت صغری» و «غیبت کبری» را به کار برد.[۳۰] پس از وی ابن بابویه (و. ۹۹۱–۹۹۲) در کتاب کمال الدّین در خصوص گردآوریِ احادیثِ مربوط به امام دوازدهم و غیبت وی کوشید.[۳۱] از دیگر سو، متخصصانِ علم کلام از جمله شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه‍.ق/۱۰۲۳ م). و شاگردانش به‌خصوص سید مرتضی (۱۰۴۴–۱۰۴۵) به تدوین نظریاتِ کلامیِ امامت، جهتِ تبیینِ ضرورتِ وجودِ امامِ زنده در شرایط غیبت پرداختند.[۳۲]

باور به امام غایب (ناپدیدار)، برکت‌های بسیاری برای شیعیانِ زیر آزار و ستم داشت. از آنجا که امام غایب پتانسیلِ تهدیدِ کمتری نسبت به یک امام حاضر (پدیدار) داشت تنش‌ها با حاکمان سنی‌مذهب کاهش یافت. همچنین باور به ظهورِ امام غایب باعث شد که انتظار بتواند جایگزینِ چالشِ مستمرِ نظامِ سیاسیِ حاکم شود. امام غایب عامل همبستگی شیعیانی شد که پیش از آن، هر گروه‌شان، گرد یکی از امامانِ حاضر می‌آمدند و از هم گسیخته شده بودند.[۳۳] به‌علاوه اعتقاد به ظهورِ امام غایب — به‌عنوان مهدی — شیعیان را در تحملِ شرایطِ دشوار یاری نمود و به آن‌ها امیدِ آینده‌ای سرشار از دادگری داده‌است

امام زمان (عج)

بیشترِ وکلای محلی که تا پیش از فوتِ امام شیعه، مسئولیت برقراری ارتباط بین شیعیان و امامان و جمع‌آوری خمس و وجوهات شرعی برای شیعیان را برعهده داشتند،

در یک دسته‌بندی کلی، گروهی از شیعیان چنین می‌پنداشتند که حسن عسکری اصلاً فرزندی نداشته‌است[۹۸] و گروهی دیگر می‌گفتند حسن عسکری امامِ بدون فرزندی است که نمرده‌است و حسن عسکری همان مهدیِ غایب است

گروه دیگری عنوان می‌کردند که فرزند حسن عسکری پیش از مرگِ پدرش درگذشته‌است

گروه هم اعتقاد داشتند که فرزندِ حسن عسکری همان مهدی است که پدرش او را از ترس خلیفهٔ زمان مخفی نگاه داشته و تنها توسط شمارِ کمی از یاران موردِ اعتمادش دیده شده‌است


امام زمان (عج)

از منظر شیعیان، با توجه به شرایط و فشارهای عباسیان، امام در خفا به‌سر می‌بُرد؛ اما در ابتدای دورانِ غیبت کبری، هیچ متنِ روشنی در میان منابع شیعه که دلالت بر طولانی بودنِ مدتِ غیبت حتی بیش از طول عمرِ انسانِ معمولی باشد وجود ندارد. در آن زمان کوششی برای توجیهِ عمر طولانیِ امام زمان انجام نشد. برخلاف آنچه ابن بابویه و دیگران انجام دادند. در سال‌های ابتدایی غیبت کبری، اینکه کدام یک از دو غیبتِ امامِ شیعه طولانی‌تر خواهد بود روشن نبود. چنین عدم قطعیتی برای مثال در نوشته‌های نعمانی سیزده سال پس از غیبت کبری به‌چشم می‌خورد.[۱۸۵]

هانری کوربن[یادداشت ۷] در خصوص باور عرفانیِ شیعی نسبت به دوران غیبت کبری چنین می‌گوید که با آغاز این دوره، امام دوازدهم در قلمرو مادی قرار ندارد. بدین ترتیب امام غایب تا زمان ظهور، تنها در رؤیا یا شهود قابل رؤیت است. او در این شرایط ورای محیطِ طبیعت است.[۱۸۶] به‌اعتقاد شیعه در این دوران ولایتِ مهدی همچنان ادامه دارد و متوقف یا منقطع نشده اما به شکل پیچیده‌ای به حالت «تعلیق» درآمده‌است. این تعلیق با توجه به جایگاهِ بسیار رفیعی که شیعه برای امامان قائل است، جامعهٔ شیعه را با پیامدهای تازه و پیچیده‌ای روبه‌رو می‌کند. از نظر شیعیان حجت بن حسن زنده، حاضر و ناظر بر اعمال و رفتارِ آن‌هاست و شاید به‌طور ناشناس با او ملاقات کرده باشند. وی وجودِ حاضری است که حضور او قابل درک نیست. جامعهٔ شیعه در تاریخ غیبت مجموعهٔ بزرگی از اشعار، مَراثی و مَدایِح، خواب‌ها و رؤیاها و الهام‌های شخصی و ادعاهای ارتباطِ اشخاصِ پرهیزگار با او را گردآوری کرده که این امر حضورِ وی در صحنه و فعالیتش را برای جامعهٔ شیعیان همچنان ملموس نگاه داشته‌است.[۱۸۷] در روایات شیعه نقش امام در زمان غیبت، گاه به خورشیدِ پشتِ ابر تشبیه شده‌است[۱۸۸] شریف مرتضی در استدلال خود در زمینه غیبتِ امام دوازدهمِ شیعیان موضوع «لطف» در وجودِ غیبت را چنین خلاصه می‌کند:[۱۸۹]

در روایات شیعیان نشانه‌های متعددی برای ظهور مهدی قائم ذکر شده‌است از جمله: خروج یمانی، سُفیانی، صِیْحهٔ آسمانی که از آمدن قائم خبر می‌دهد، کشته‌شدنِ نَفْسِ زَکیّه در مکه تنها ۱۵ روز قبل از ظهورِ قائم، فرورفتن سرزمین بَیْداء (فرورفتن ارتش سفیانی در زمین در هنگام رژه در مکه). هر چند طوسی، نعمانی و صدوق در ترتیبِ اتفاق افتادنَ این نشانه‌ها با هم یک‌نظر نیستند. هر سه ذکر می‌کنند که این نشانه‌ها در یک سال اتفاق می‌افتد.[۱۹۴] در این روایات مهدی در بین رکن‌های یمانی و حجرالاسود و مقام ابراهیم، در کعبه ظهور می‌کند.[۱۹۵] روز ظهور مقارن با عاشورا است. مرکز حکومت وی در کوفه قرار دارد. وی مَقَرِّ حکومتش را در مسجد کوفه برپا می‌کند و خزانه‌اش را در مسجد سَهْله مستقر می‌کند.[۱۹۶]

در روایات شیعه، شیعیان از تعیینِ وقتِ ظهورِ مهدی برحَذَر داشته شده‌اند، و تعیین‌کنندگانِ وقت ظهور، دروغگو دانسته شده‌اند.[۱۹۷] در میان روایات شیعه، اجماعی در مورد مدت زمانِ حکمرانیِ مهدی پس از ظهورش نیست. برای مثال حدیثی از محمد باقر، امام پنجم شیعه نقل شده‌است که مدت زمان حکومت مهدی را پس از ظهور ۳۰۹ سال ذکر کرده‌است. حدیثی دیگر به‌نقل از صادق نقل شده‌است که این مدت را هفت سال ذکر کرده‌است اما به‌گفتهٔ جعفر صادق، امام ششم شیعیان امامی، هر سالِ این حکومت به‌اندازهٔ هفتاد سالِ عادی خواهد بود. در حدیثی دیگر که شیخ صدوق از صادق نقل کرده‌است، او از وجود دوازده مهدی پس از قائم (و نه دوازده امام) خبر داده‌است. این مهدی‌ها از میان شیعیانِ امام زمان خواهند بود.[۱۹۸]

طبق نظر علی کورانی در کتاب عصر ظهور بر اساس جمع‌بندی روایات شیعه و سنی در خصوص ظهور و قیامِ مهدی موعود، ظهور مهدی از ابتدا تا تشکیلِ حکومت، چهارده ماه طول می‌کشد. ظهور از ماه رجب و با خروج سفیانی آغاز می‌شود. در شش ماه نخست، ظهورِ مهدی غیرعلنی است و او در اضطراب و نگرانی است و امور را به‌طور مخفیانه توسط یارانش رهبری می‌کند. سپس در روز عاشورا از ماه محرّم، قیام قائم از مکه در مسجدالحرام در کنار کعبه با ۳۱۳ تن از یارانش آغاز می‌شود؛ درحالی که پرچم محمد در غزوهٔ بَدْر را در دست دارد که بر آن نوشته شده‌است: اَلبَیعةُ لله[۱۹۹]؛ سپس از آنجا رهسپار مدینه، و بعد عراق و نهایتاً شام می‌شود. او طی هشت ماه دشمنانش را شکست می‌دهد و جهانِ اسلام را یکپارچه تحت فرمانِ حکومتِ خود درمی‌آورد. سرانجام وارد قدس می‌شود. آنگاه با رومیان — که به‌نظر کورانی مقصود غربیان هستند — پیمان آتش‌بس می‌بندد.[۲۰۰] در این اثنا طبق روایاتِ مسلمانان عیسی از ملکوت فرود می‌آید، تا حجت بر یهودیان و مسیحیان تمام شود. ترتیب حوادث فرودِ مسیح و آتش‌بس میان مسلمانان و رومیان (غربیان) در روایات دقیقاً مشخص نیست. به‌هر حال مسیح به مهدی می‌پیوندد و پشت سرِ مهدی نماز می‌خواند. سپس رومیان پیمان آتش‌بس را نقض می‌کنند و جنگ بسیار بزرگی در ساحل شرقی مدیترانه رخ می‌دهد و مهدی پیروز می‌شود.[۲۰۱]

برای بیشتر از یک هزاره، ایدهٔ ظهور مهدی در آینده، روزنهٔ امیدی برای مذهب شیعه به ارمغان آورده‌است. امید به ظهور امام در آینده، به‌عنوان نیرویی متعادل‌کننده در میانِ شیعیان عمل نموده تا هر فعالیتِ سیاسی را تا ظهور امامِ موردِ انتظار به تعویق بیندازند. موعودگراییِ دوازده امامی جنبشی آرامش‌طلب است که به‌دنبال حضورِ صلح‌آمیز در جامعهٔ مسلمانان در عینِ نگاه داشتنِ ویژگی‌های اختصاصیِ خود در زمینهٔ امامت و مخصوصاً امامتِ حجتِ غایب است.[۲۰۴] محمد حسین طباطبایی در خصوص آثارِ باور به امام غایب از نظر شیعه می‌نویسد تصوّرِ ظهورِ مهدی در ردیف تصورِ قیامت است که مشابهِ اعتقاد به پاداش و جزای اعمال موجب حفاظتِ حیات معنویِ مسلمانان می‌شود. این باور مربوط به دو قرن و نیم پس از ظهور اسلام نیست بلکه پیامبر پیش از ولادتش بشارت داده که برای شیعیانِ معتقد از آغاز نقطهٔ امید بوده‌است. باور به ظهور مهدی به انسان نوید می‌دهد که جهان بشری سرانجام روزی به کمالِ مطلوب که حیاتِ سراسرْ سعادت و خوشبختی و کامیابی است دست خواهد یافت. با وجود ایمان به چنین حقیقتی، تصورِ شکست خوردن و بی‌فایده بودنِ تلاش برای انسانِ مسلمانْ محال است. با چنین ایمانی، مسلمان پیوسته خود را کامیاب می‌یابد و هرگز در اثر انباشتِ مشکلات و گرفتاری‌ها، امیدِ نجات و رستگاری را از دست نخواهد داد.[۲۰۵]

در دیدگاه آخرالزمانی مسلمانان، مهدی (در لغت به معنی «هدایت‌شده»[۱][۲]) اعاده‌کنندهٔ دین و عدالت و نجات دهنده موعود است که در زمان حکومت او مردم در آرامش بوده و به یک دیگر نیکو کاری می‌کنند تاجایی که مردم دنبال فقیری می‌گردند که به او کمک کنند ولی کسی پیدا نمی‌کنند و عمر مردم بسیار طولانی می‌شود[۳][۴] و زمین را از ظلم و جور پاک خواهد کرد.[۵] مهدی در تشیع دوازده‌امامی اشاره به حجت بن حسن، امام دوازدهم شیعیان، فرزند حسن عسکری دارد. در میان اهل سنت محدثان مشهوری احادیثی در مورد بشارت مهدی از پیامبر اسلام نقل کرده‌اند، اما مفهوم مهدی از مفاهیم اصلی اعتقادی اهل سنت نیست. از محدثان و علمای اهل سنت دیدگاه‌ها و حدیث‌های مختلفی در مورد مهدی نقل شده‌است. در این روایات از عیسی مسیح، فرزندی از نسل حسن و حسین، فرزند حسن عسکری امام یازده شیعه به عنوان مهدی یاد شده‌است


امام زمان (عج)

در میان کتاب‌های عهد عتیق در کتاب دانیال که بعد از اسارت یهودیان در بابل نوشته شده‌است به منجی آخرالزمان اشاره شده‌است. عیسی بنا به نقل اناجیل از ظهور ناگهانی پسر انسان، بازگشت خود به هنگام انقضای عالم، بر قرار شدن عدالت در آن دوران و حتمی بودن حکومت عدل خبر داده‌است. پسر انسان تعبیری است که بر نجات‌دهندهٔ جهانی در انجیل اطلاق شده‌است. در نوشته‌های بین‌العهدین (فاصلهٔ زمانی کتاب دانیال تا زمان تدوین انجیل‌ها) مانند (خنوخ، ۱:۴۶–۳) به ظهور یک منجی در آخرالزمان اشاره می‌شود. از این منجی با نام‌هایی مانند «مسیحا»، «برگزیده»، «پرهیزگار»، «پسر انسان»، «پسر خدا»، و «انسان» یاد شده‌است. او وجودی ازلی است که پیش از خلق جهان، زمان ظهور و برنامهٔ او نزد خدا معلوم و مقرر بوده‌است.[۱۸]

به گفتهٔ سعید امیر ارجمند، در اسلام ریشهٔ دیدگاه غیبت، به فرقه شیعه کیسانیه برمی‌گردد. فرقه‌ای که پس از سرکوب قیام مختار شکل گرفت.[۲۰] عقیدهٔ رایج در کوفه این بود که مهدی، از اهل بیت یا از نسل علی خواهد بود. به گفتهٔ مادلونگ حدیث منسوب به پیامبر که منجی هم‌نام و هم‌کنیه وی است، در همین زمان جعل شد، به طرفداری از محمد حنفیه.[۵] آنان محمد حنفیه فرزند علی، امام اول شیعیان را مهدی می‌دانستند و پس از فوت او چنین اعلام کردند که او نمرده‌است و در کوه رضوا در مدینه در غیبت به سر می‌برد و روزی به عنوان مهدی و قائم برمی‌گردد. از آنجایی که بیشتر این کیسانی‌ ها ایرانیان تازه اسلام آورده بودند احتمالاً با باورهای زردشتی در مورد منجی آشنا بودند و قهرمانانی مانند گرشاسب که پس از بیداری از یک خواب طولانی اهریمنان را از زمین برمی‌چینند.[۲۰] به گفتهٔ ویلفرد مادلونگ، دیدگاه غیبت از کیسانیه وارد شیعه امامی شده‌است.[۲۰] در مقابل ویلفرد مادلونگ در دانشنامه اسلام، تأکید دارد دکترین غیبت پیش از غیبت امام دوازدهم به اندازه کافی بوسیله روایات ائمهٔ پیشین مورد تصدیق قرار گرفته‌است، طوری که پس از مرگ امام یازدهم اکثریت امامیه به وجود مهدی موعود عقیده داشتند. بعلاوه مادلونگ چندین محقق سنی مذهب را نام می‌برد که اعتقادات مشابهی دارند.[۲۱] همچنین در حدیثی که هم شیعه و هم اهل سنت اعتبارش را تأیید می‌کنند، محمد گفته‌است: «اگر تنها یک روز از عمر زمین باقی باشد، خداوند آن روز را آنقدر طولانی خواهد کرد تا خداوند مردی از خاندان من خواهد فرستاد که همنام من است. او زمین را را از عدالت پر خواهد کرد همان‌طور که از بی عدالتی پر شده‌است.»[۲۲][۲۳][۲۴]بنوشته محمد امیر معزی، استاد فقه اسلامی، بسیاری از دکترین اسلام در مورد منجی، ظهور منجی و غیبت و نشانه‌های آن؛ مدیون ادیان پیشین مانند مانویت، دین زردشت، یهودیت و مسیحیت است.[۲] بنوشته تیموتی فرنیش اعتقاد به مهدی در نزد مسلمانان ریشه در آموزه‌های دین زردشت، مسیحیت و یهودیت دارد.[۲۵]

به گفتهٔ اف. ای. پیترز، استاد تاریخ دانشگاه نیویورک، هر دو گروه شیعه و سنی به عباسیون برای تغییر وضعیت دل بسته بودند، اما عباسیون هر دو گروه را ناامید کردند. شیعه و سنی ناامید به‌ایدهٔ مهدی، منجی آخر الزمانه‌ای در این زمان روی آوردند. شیعیان به‌طور طبیعی گزینهٔ خود برای مهدی را داشتند که فرزندان علی بود. اما اهل سنت چنین گزینه‌ای نداشتند. در ابتدا عیسی به عنوان نجات‌بخش آخر زمان مطرح بود. اما به مرور زمان به جای شخصیت ابهام‌آلود عیسی، شخصیت‌های تاریخی‌تری برای مهدی در نظر گرفته شد. یعنی به مرور در کنار ایدهٔ اولیه عیسی به عنوان منجی آخر الزمان، در دیدگاه مسلمانان اهل سنت، مهدی همراه با عیسی ظهور می‌کرد یا خود منجی آخر الزمان بود.[۱۵]

هنگامی که موسی کاظم، امام هفتم شیعه درگذشت، گروهی پیروانی از او که به واقفیه موسوم شدند، مرگ موسی کاظم را نفی می‌کردند. واقفیه ادعا می‌کردند که موسی کاظم همان قائم و مهدی است و به غیبت رفته‌است. واقفیه به دو دوره غیبت قائل بودند. یک دوره غیبت صغری و بعد از آن یک دوره غیبت طولانی که به ظهور موسی کاظم منتهی می‌شود. به نوشته امیر ارجمند ریشه اعتقاد به دو دوره غیبت را می‌توان در دو دوره زندانی شدن موسی کاظم جستجو نمود.[۲۰]

مهدی و مهدویت در منابع و آثار غرب نیز دیده شده‌است. به‌طور نمونه می‌توان به سری کتب نوشته فرانک هربرت اشاره کرد که در دهه شصت میلادی عرضه گردیدند. این کتب به حدی پرفروش بودند و محبوبیت پیدا کردند که یک فیلم سینمایی و دو سریال تلویزیونی از روی آن‌ها (سی سال بعد) ساخته شدند. هربرت در این داستان‌ها به شخصیتی می‌پردازد که «مهدی» نام دارد و جهان را از تباهی و فساد نجات می‌دهد. مفاهیم و داستان‌های این مجموعه برداشت مستقیمی از تاریخ اسلام و مهدویت می‌باشد.[۳۷][۳۸]


امام زمان (عج)

در فرجام شناسی یهودی، عبارت mashiach (ماشیا)، یا "Messiah" (مسیاح)، برای اشاره به شاهی یهودی در آینده از تبار داود اشاره می‌شود، که انتظار می‌رود با روغن مقدس مسح آغشته شده باشد و در عصر مسیانی (به انگلیسی: Messianic age، مسیانی به انتظار مسیح) بر مردم حکومت کند.[۱][۲][۳]

قائم (به عربی: القائم) در لغت به معنای برخاسته است. مسلمانان -هم‌چون پیروان بسیاری ادیان باورمند به کتاب آسمانی- باور دارند که در آخرالزمان فردی قیام (ظهور) می‌کند و همه جهان را از عدل و داد پر می‌کند.

  1. امام ششم شیعیان در گفتاری می‌گوید: او به دلیل قیام به حقش قائم نامیده شده‌است.[۴]
  2. در گفتاری صقر بنِ دلف از محمد بن علی امام نهم شیعیان شوند این نامگذاری را می‌پرسد و او در پاسخ می‌گوید: «چون او پس از فراموش شدن نامش و ارتداد بیشتر کسانی که به او باور دارند قیام می‌کند.»[۵]
  3. ابوحمزه ثمالی می‌گوید: «از ابوجعفر محمد بن علی (امام پنجم شیعیان) پرسیدم: «ای فرزند رسول خدا! آیا همه شما قائم و به پا دارنده حق نیستید؟» فرمود: «بلی.» عرض کردم: «چرا قائم را قائم نامیده‌اند؟» فرمود: «هنگامی که جد من، حسین شهید شد، فرشتگان به درگاه خداوند ضجه و ناله نموده، نزد او شکایت کردند!... پس خداوند امامان از فرزندان حسین را به آنان نشان داد و فرشتگان از دیدن آنان خوشحال شدند. در آن هنگام، دیدند که یکی از ایشان ایستاده و نماز می‌خواند. پس خداوند فرمود: به وسیله این قائم [= ایستاده] از آنان[= قاتلان حسین] انتقام خواهم گرفت.»[۶]

امام هشتم شیعیان به هنگام بیان این لقب امام دوازدهم از جای برمی‌خاسته و دست بر سر می‌نهاده و می‌گفت: «اللهم عجل فرجه و مخرجه وانصرنا به نصرا عزیزا.»[۷] از این رو شیعیان به پیروی از امام هشتم خویش به هنگام بیان این لقب از جای برخاسته و ادای احترام می‌نمایند.