✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

دوران رجعت امام حسین(ع) در عصر ظهور

اما یکی از آورده‌های اعتقاد به رجعت ائمه علیهم السلام برای جامعه شیعه، روشن شدن نور امید در دل‌های آنها و اصلاح منظر نسبت به مأموریت ائمه علیهم السلام در عالم است؛ به این معنا که ائمه علیهم السلام زنده هستند و مأموریت آنها با شهادت‌شان به اتمام نرسید.

اما در روایات، اول فردی را که از ائمه علیهم السلام رجعت می‌کند و به دنیا باز می‌گردد، امام حسین علیه السلام معرفی شده است. در این باره روایات متعددی وجود دارد که به دو مورد اشاره می‌شود.

۱ـ امام صادق علیه السلام فرمود أَوَّلُ مَنْ تَنْشَقُ الْأَرْضُ عَنْهُ وَ یَرْجِعُ إِلَی الدُّنْیَا الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ؛ اولین فردی که زمین شکافته می‌شود و به دنیا برمی‌گردد، حسین‌بن‌علی است.
۲ـ و یا خود امام حسین علیه السلام در آخرین خطبه‌های روز عاشورا فرمود فَأَکُونُ أَوَّلَ مَنْ تَنْشَقُّ عَنْهُ الْأَرْضُ؛ اول کسی خواهم بود که زمین برایش شکافته می‌‏شود. فَأَخْرُجُ خَرْجَةً یُوَافِقُ ذَلِکَ خَرْجَةَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ قِیَامَ قَائِمِنَا وَ حَیَاةَ رَسُولِ اللَّهِ ص؛ و خارج خواهم شد (خروج خواهم کرد)، خارج شدنی که موافق خارج شدن امیرالمؤمنین  و قیام قائم ما و حیات رسول‏‌الله است.

همچنین در روایاتی بر خروج امام حسین علیه السلام با اصحاب عاشورایی‌شان اشاره دارد. امام صادق ذیل آیاتی از سوره اسراء فرمود «ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ‏» خُرُوجُ الْحُسَیْنِ ع فِی سَبْعِینَ مِنْ أَصْحَابِهِ عَلَیْهِمُ الْبَیْضُ الْمُذَهَّبَةُ لِکُلِّ بَیْضَةٍ وَجْهَانِ الْمُؤَدُّونَ إِلَی النَّاسِ إِنَّ هَذَا الْحُسَیْنَ قَدْ خَرَجَ حَتَّی لَا یَشُکَّ الْمُؤْمِنُونَ فِیهِ وَ إِنَّهُ لَیْسَ بِدَجَّالٍ وَ لَا شَیْطَانٍ وَ الْحُجَّةُ الْقَائِمُ بَیْنَ أَظْهُرِهِمْ فَإِذَا اسْتَقَرَّتِ الْمَعْرِفَةُ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ أَنَّهُ الْحُسَیْنُ ع جَاءَ الْحُجَّةَ الْمَوْتُ فَیَکُونُ الَّذِی یُغَسِّلُهُ وَ یُکَفِّنُهُ وَ یُحَنِّطُهُ وَ یَلْحَدُهُ فِی حُفْرَتِهِ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ ع وَ لَا یَلِی الْوَصِیَّ إِلَّا الْوَصِیُّ؛ یعنی «ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ‏؛ پس از چندی شما را بر آنان (بنی‌اسرائیل) چیره می‌کنیم» (سوره اسراء آیه۶)، خروج و رجعت حسین با هفتاد تن از یاران وفادار خود است که کلاه‌خودهای زرّین بر سر دارند. از دو سو می‌آیند و به مردم خبر می‌دهند که این حسین است که رجعت کرده و بیرون آمده تا هیچ مؤمنی درباره‌ی آن حضرت شک و تردید نکند و بدون تردید او دجّال و شیطان نیست و هنوز حجّهًْ‌بن‌الحسن (عجل الله تعالی فرجه الشریف) میان مردم است و چون در دل مؤمنان استوار شود که او حسین است، اجل حجّت فرا رسد و امام حسین علیه السلام خواهد بود که او را غسل می‌دهد و کفن و حنوط می‌کند و به خاکش می‌سپارد و عهده‌دار تجهیز جنازه وصی جز وصی و امام نمی‌شود.»

بنابراین تصور اینکه امام حسین علیه السلام قرار است باز هم به دنیا بازگردد و این بازگشت با وجود مقدس حضرت عباس (ع) و سایر اصحاب عاشورایی همراه است، به انسان مؤمن روح تازه‌ای می‌بخشد و ممکن است تداوم این حس و حال، به زندگانی او جهت تازه‌ای ببخشد؛ چه اینکه تا قبل از این تصور بر این بود که مأموریت امام حسین و اصحاب‌شان در کربلا به اتمام رسید و دیدار به قیامت شد؛ اما حال دانستیم مدتهای بسیار زیاد قبل از مقاطع قیامت، این بزرگواران در عصر ظهور با فرماندهی اباعبدالله و سپهسالاری عباس (ع) به دنیا باز می‌گردند و مأموریت خود در دنیا را با از بین بردن بدان و بدی‌ها تا استقرار حکومت حقه الهی ادامه می‌دهند. بنابراین به طور قطع اوج قدرت‌نمایی امام حسین علیه السلام و حضرت عباس را در دنیا در ماجرای رجعت‌شان شاهد خواهیم بود، همان قدرتی که در ماجرای کربلا به خواست خداوند مسکوت گذاشتند.


مهم ترین برنامه های امام حسین(ع) در رجعت

برخی از مهم ترین برنامه های امام حسین(ع) عبارت اند از:

 

1ـ انتقام از دشمنان: در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: امام حسین(ع) و یزید با یارانشان می آیند و امام(ع) آنان را می کشد، البته انتقام گیری در زمان قیام امام زمان(عج) است؛ از این رو در دعای ندبه می خوانیم: کجاست کسی (امام زمان) که به خون خواهی امام حسین(ع) بر می خیزد، پس انتقام گیری به هر دو امام نسبت داده شده است.

 

2ـ کمک به امام مهدی(عج): امام حسین(ع) به امام مهدی(عج) برای جهانی سازی اسلام یاری می رساند. در روایتی امام حسین(ع) می فرماید: حضرت امیر شمشیر پیامبر(ص) را به من می دهد و مرا به شرق و غرب عالم می فرستد.

 

3ـ به خاک سپاری امام مهدی(عج): براساس روایات، مراسم غسل و دفن هر امام فقط توسط امام دیگر انجام می شود، رجعت دوم امام حسین(ع) در اواخر عمر امام زمان(عج) است، همچنین حاکم بعد از امام مهدی(عج) امام حسین(ع) است، طبق روایات، امام حسین(ع) امام مهدی(عج) را غسل، کفن، حنوط و دفن می کند.

 

4ـ تشکیل حکومت جهانی: مهم ترین برنامه امام حسین(ع) تشکیل حکومت پس از امام مهدی(عج) است. مدت حکومت آن حضرت طبق روایت مؤثق، 309 سال است، چندین روایت نقل شده است که امام حسین(ع) آن قدر حکومت می کند که به واسطه پیری ابروهایش روی چشمانش قرار می گیرد، برخی از این روایات مؤثق هستند.

 

ارتباط جالب میان رجعت امام حسین(ع) و ظهور فرزندش

 

*چه ارتباطی بین ظهور و رجعت امام حسین(ع) وجود دارد؟

 

بین امام مهدی(عج) و جد بزرگوارش امام حسین(ع) ارتباط و پیوندهای بسیاری وجود دارد، نویسنده کتاب «عاشورا و انتظار» 26 گونه ارتباط بین امام حسین(ع) و امام مهدی(عج) فرزند گرامی اش، ذکر کرده که یکی از آ نها مسئله رجعت است.

 

ایشان با توجه به این پیوندها، 18 تحلیل ارائه می کند، برای روشن شدن پاسخ سؤال، به چند نمونه از تحلیل های این کتاب اشاره می شود:

2ـ اشتراک اهداف: هدف امام حسین(ع) نجات انسان ها از گمراهی و نادانی بود، امام مهدی(عج) هم انسان ها را از گمراهی و نادانی نجات می دهد، بنابراین یکی از حکمت های رجعت امام حسین(ع) همین مسئله است، امام مهدی(عج) زمینه را برای تبلور اهداف قیام عاشورا و هدف نهضت حسینی مهیا می کند و رجعت امام حسین(ع) حرکت در راستای هدف کربلاست.




رجعت

رجعت، مصدر ثلاثی مجرّد از باب «رَجَعَ، یرجِعُ، رُجُوعاً» است. این واژه، به بازگشتن و برگشتن اطلاق می‌شود. رجعت، به معنای بازگشت به مبدأ است و مبدأ می‌تواند محل، حالت، عمل، گفتار یا هر چیزی باشد که حرکت از آن آغاز می‌گردد. فیومی می‌نویسد: «الرَّجعه بالفتح بمعنی الرّجوع؛ رَجعت با فتح، به معنای بازگشت می‌باشد»؛ و رجعت، به معنای یک بار بازگشتن می‌باشد؛ «و الرّجعه، المرّه الواحده».

چنان که زبیدی نیز می‌نویسد: «الرّجعه، المرّه من الرّجوع؛ رجعت، یک بار بازگشتن می‌باشد».

صاحب مجمع البحرین نیز این معنا را آورده و می‌گوید: «و الرّجعه بالفتح هی المرّه فی الرّجوع بعد الموت بعد ظهور المهدی (علیه السلام)؛ رجعت، یک بار بازگشتن پس از مرگ در عصر ظهور حضرت مهدی علیه السلام می‌باشد».

در قرآن در بعضی از موارد، رجعت در این معنا استعمال شده است:

(حتّی إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعونِ)؛ زمانی که مرگ یکی از آن‌ها فرا رسد، می‌گوید: «پروردگارم مرا باز گردان».

در آیات دیگری، کلمه رجعت، به معنای بازگشت روح به بدن بعد از برپایی قیامت به کار رفته است.

آنچه لازم به یادآوری است اینکه؛ کلمات «کرّه» و «إیاب» هم به معنای بازگشت می‌باشند. ابن منظور «کرّه» را همان رجوع معنا می‌کند و می‌گوید: «الکَرُّه، الرُّجوعُ».

جوهری نیز «اَبَ» را به همین معنا می‌داند و می‌نویسد؛ «اَبَ، یؤُبُ، إیاباً، به معنی رَجَعَ (بازگشت) می‌باشد.»

رجعت در اصطلاح


مرحوم شیخ حرّ عاملی رجعت را چنین تعریف کرده است: «إعلم، أن الرّجعه هنا هی الحیاه بعد الموت قبل القیامه و هو الّذی یتبادر من معناها؛»

بدان رجعت در این جا، همان زندگی پس از مرگ و قبل از قیامت است و این، همان معنایی است که از لفظ رجعت به ذهن تبادر می‌کنند.

این تعریف، تعریف جامعی نیست؛ زیرا به ویژگی رجعت‌کنندگان – یعنی ایمان محض و کفر محض – اشاره نشده است. دیگر اینکه حاکمیت مؤمنان و عذاب کافران را متعرّض نشده است، مهم‌تر از این دو، بر بازگشت به این دنیا پس از مرگ تصریح نشده؛ چون حیات قبل از قیامت به حیات دنیا، منحصر نمی‌شود و حیات عالم برزخ را نیز شامل می‌شود.

علّامه رفیعی قزوینی می‌نویسد:رجعت، یعنی رجوع ارواح و نفوس ناطقه مقدّسه حضرت رسالت پناهی و ائمّه طاهرین (علیهم السلام) به بدن‌های عنصری و جسد‌های دنیوی خویش ممکن، بلکه به ضرورت عقل واجب است.

این تعریف نیز دارای اشکالاتی است:

ظرف زمانی رجعت را بیان نکرده است.

از جمع همه رجوع کنندگان، تنها به رجعت رسول اکرم (صلی الله و علیه و آله وسلم) و ائمّه طاهرین (علیهم السلام) اشاره کرده است و عموم انبیاء گذشته و امّتها را، چه مؤمن محض و چه کافر محض استثنا کرده است و حال آنکه دلیل بر استثنا وجود ندارد که هیچ، بلکه ادلّه رجعت بر عموم دلالت می‌کند. گذشته از این – همانطور که بعدا خواهد آمد ـ ادلّه رجعت، تنها دلیل عقلی نیست؛ بلکه رجعت توسّط آیات، روایات و اجماع به اثبات رسیده است.

مرحوم شاه‌آبادی بعد از ذکر آیات میگوید: «إذا عرفت مفاد هذه الآیات الشریفه فنقول انّ الرجعه لا تختص بالعتره بل الرّجعه ایضا للأمّه»؛ وقتی که معنای این آیات شریفه را دانستی پس می‌گوییم: رجعت، اختصاص به عترت ندارد؛ بلکه همه امّت رجعت دارند.

نکته قابل توجّه اینکه؛ مرحوم علامه قزوینی به علاقه روح انسان به بدن مادّی دنیوی تأکید زیاد دارد و می‌گوید: «از بین رفتن این علاقه، محال است».

سیّد مرتضی رجعت را چنین تعریف کرده است: «إعلم انّ الّذی تذهب الشّیعه الامامیه إلیه أنّ الله تعالی یعید عند ظهور الامام الزّمان المهدی (علیه السلام) قوما ممّن کان قد تقدّم موته من شیعته، لیفوزوا بثواب نصرته و معونته و مشاهده دولته، و یعید أیضا قوما من اعدائه لینتقم منهم، فیتلذّوا بما یشاهدون من ظهور الحق وعلوّ کلمه اهله؛»

بدان آنچه شیعه امامیه به آن معتقد است، این است که خداوند متعال، هنگام ظهور امام زمان (علیه السلام)، گروهی از شیعیان را که پیش از ظهور او مرده‌اند، به دنیا باز می‌گرداند، تا به پاداش یاری و کمک به او و مشاهده دولت ایشان برسند. نیز گروهی از دشمنان ایشان را باز می‌گرداند، تا از آنان انتقام بگیرد. پس آنان از مشاهده آشکار شدن حق و علوّ سخن [پیروزی آیین]پیروان آن، لذّت می‌برند.

این تعریف، از جامعیت خوبی برخوردار است؛ امّا به ویژگی کفر و ایمانِ خالصِ رجعت کنندگان اشاره نکرده است. البتّه تعاریف زیادی وجود دارد که در بخش چهارم در ظرف زمانی رجعت ذکر خواهد شد.

کامل‌ترین و جامع‌ترین تعریفی که می‌توان بر رجعت ارائه کرد، این تعریف خواهد بود: «انَّ الله تبارک و تعالی یُعیدُ عندَ الظُّهورِ الامامِ الزّمان المهدِی المنتظر فئهً منَ الأمواتِ مَن مَحَضَ الایمانَ محضاً و محضَ الکفرَ محضاً بعدَ الموتِ و قبلَ القیامه الی الدّنیا فی أبدانِهم هذا العنصریه لیفوزوا منهم بثوابِ نُصرَتِهِ وَ مُشاهده دولَته أو لِینتَقِمَ منهم و یعذِّبَهم؛»

خداوند متعال، هنگام ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)، عدّه­ای از مردگان ـ که دارای ایمان خالص یا کفر خالص بوده‌اند ـ را پس از مرگ و پیش از قیامت، با همین بدن عنصری به این دنیا باز می‌گرداند، تا مؤمنان به اجر و پاداش یاری آن حضرت برسند و شاهد عزت و حاکمّیت او بر زمین باشند و کافران، مورد انتقام و عذاب قرار گیرند.

تعریف فوق، برگرفته از آیات و روایاتی است که در بحث‌های آینده خواهد آمد. آنچه در این کتاب مورد استناد قرار می‌گیرد، رجعت به این معنا می‌باشد.

البتّه درباره رجعت، نظریات دیگری نیز وجود دارد، که با تعریفی که کردیم متفاوت است؛ امّا برای اطلاع بیشتر خوانندگان، چند نمونه از آن‌ها بیان می‌شود:

عده‌ای قائل به رجعت با بدن مثالی می‌باشند، نه با بدن عنصری مادّی. برای روشن شدن نظریه آنان، ابتدا سخن مرحوم آیت الله محمد علی شاه آبادی را می‌آوریم.

ایشان در رشحات البحار ذیل «کتاب الایمان و الرّجعه» بحث رجعت را مفصلاً مورد تحلیل و بررسی قرار داده و در آن ده مقدّمه ذکر می‌کند و بعد نتیجه می‌گیرد رجعت، با بدن برزخی (مثالی) صورت می‌گیرد.

از آن‌جا که بنای این نوشته بر اختصار است از ذکر مقدّمات ده‌گانه صرف نظر کرده و تنها نتیجه مقدّمات را نقل میکنم.

«إذا عرفت هذه فنقول أن ظهور الأرواح فی الملک إنّما هو بأبدانهم البرزخّیه لا بأبدانهم الملکیه و ذلک باقتدار الرّوح علی تکاثف بدنه و الإستمداد و الإستزاده من الهواء و الأثیر فهو الدبابه و سر التعبیر عنه بالدّابه کما فی الایه هو اقتداره علی إظهار نفسه علی اهل الملک بحیث یرونه مع تقییدهم بالملک من غیر تجرید لهم کما أن علیّا (علیه السلام) أظهر جسده البرزخیه علی ولدیه حین حمله مقدم نعشه بنفسه و اظهر الرسول (صلی الله و علیه و آله و سلم) لأبی بکر فی مسجد قبا و بدنه الشّریف فی قبر المدینه و أظهر الصّادق (علیه السلام) مولانا الباقر (علیه السلام) و بدنه المادی فی قبره و قد یتعلّق مشیه الروح باظهار یده و کتبه کما رای ظلمه مولانا الحسین (علیه السلام) فی الطریق یدا یکتب علی الجدار: اترجوا امه قتلت حسینا شفاعه جده یوم الحساب؟ کما یتعلّق مشیته باعلان صوته فی الملک حتی یسمع السامعه المقیده مثل انه قرء مولانا الحسین (علیه السلام) آیه الکهف (أم حسبت أن أصحاب الکهف و الرقیم کانوا من آیاتنا عجبا) و قال (علیه السلام) ایضا و (سیعلم الذین ظلموا‌ای منقلب ینقلبون) کما ورد فی الأخبار الکثیره ظهور أشخاص معینه و لا یخفی علی المنصف الخبیر فتدبر فیه».

بعد از بیان مقدمات سابقه، می‌گوییم: ظهور ارواح صاعده در عالم ملک با تعلّق آن‌ها به بدن‌های برزخی است نه ابدان ملکی؛ امّا نسبت به ارواح قوی به واسطه اقتدار روح است بر تکاثف (غلیظ شدن) بدن برزخی و استمداد و استزاده از هوا و اثیر (جو) و لذا از آن‌ها به دابّه الأرض تعبیر شده است، زیرا می‌توانند خود را به اهل عالم اظهار نمایند؛ به نحوی که آن‌ها با حواس مقیّد به مواد ملکی، آن‌ها را مشاهده کنند.

همانطور که علی بن ابی طالب (علیه السلام) بدن مثالی خود را به دو فرزندش امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) نمایاند، در هنگامیکه حامل مقدم نعش خود بود. [با این که بدن ملکی آن حضرت در تابوت بود].

هم چنین پیامبر (صلی الله و علیه و اله و سلم)، در مسجد قبا، خود را به ابوبکر نمایاند، با این که بدن شریف آن حضرت در مسجد مدینه مدفون بود. نیز حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) را نمایاند و حال این که بدن مُلکی آن حضرت در قبر بود؛ و گاهی اراده روح تعلّق گیرد به اظهار دست برزخی خود، به نحوی که اهل ملک با باصره مقیّد به بصرِ مادّی او را اِبصار کنند؛ همچنان‌که قتله حضرت سید الشهدا (علیه السلام) در یکی از منازل بین کوفه و شام دستی را دیدند که بر دیوار این جمله را کتابت می‌کرد:
حدیث دیگری از امام صادق (علیه السلام) از پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم) نقل شده است:

در حالی که امیر المؤمنین (علیه السلام) سر خود را روی مقداری ریگ انباشته گذاشته و در مسجد خوابیده بود، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) آنجا آمد. سپس او را با پای خود حرکت داد (او را بیدار کرد) و فرمود: «برخیز‌ای جنبنده الهی!» مردی از یاران حضرت عرض کرد: «ای رسول خدا! آیا ما حق داریم یکدیگر را به‌چنین اسمی بنامیم؟» پیامبر فرمود: «نه این نام، مخصوص او است و اوست دابهالأرض که خداوند در قرآن فرموده: زمانی که علایم قیامت و عذاب ظاهر شود، ما جنبنده‌ای را از زمین برای آن‌ها خارج می‌کنیم».

سپس فرمود: «ای علی! در آخر الزّمان، خداوند تو را در بهترین صورت زنده می‌کند و وسیله‌ای در دست تو است که دشمنان را با آن علامت می‌نهی».

از میان پیامبران رجعت کننده، به برخی از آنان اشاره می شود:

 

«اسماعیل بن حزقیل»* که همراه امام حسین(ع) رجعت می کند، حضرت عیسی(ع) هم از رجعت کنندگان است، یکی دیگر از پیامبران رجعت کننده، حضرت خضر(ع) است؛ البته از آنجا که حضرت عیسی و خضر(ع) وفات نکرده اند، شاید نام این بازگشت را نتوان رجعت اصطلاحی گذاشت، روایات متعددی رجعت پیامبر(ص) را بیان می کنند. نام حضرت ادریس و الیاس نیز در میان رجعت کنندگان هست.

2 ـ امامان: در تعدادی از روایات تصریح شده است که تمام امامان رجعت می کنند. امام سجاد(ع) فرمود: پیامبرتان و امیرمؤمنان علی(ع) و ائمه به سوی شما باز می گردند، ولی طبق برخی روایات، رجعت امامان به ترتیب نیست؛ زیرا در بعضی از روایات تصریح شده است که اولین رجعت برای امام حسین(ع) اتفاق می افتد، در روایات فراوانی وارد شده است که حضرت علی(ع) چندین بار رجعت می کند.


رجعت چیست؟

یکی از مباحث مهم اعتقادی شیعه، «رجعت » است . این مفهوم، در طول تاریخ فراز و نشیب های فراوانی را به خود دیده است .

متاسفانه این اعتقاد در طول تاریخ از طرف مخالفین، کمتر مورد نقد منصفانه قرار گرفته و بیشتر از هر اعتقاد دیگری مورد طعن، استهزاء و گاهی هتاکی و بی حرمتی قرار گرفته است .

رجعت در لغت و اصطلاح

بامراجعه به اغلب کتاب های لغت در خواهیم یافت که بین معانی مختلفی که برای رجعت بیان شده، یک اشتراک وجود دارد و آن بازگشت به محلی است که شروع از آن جا بوده است; (1) همان گونه که در ترجمه فارسی این کلمه، به جای رجعت «بازگشت » گفته می شود که کلمه «باز» ، به معنای تکرار است .

در یک جمع بندی بین تعریف های فراوان رجعت، می توان گفت که رجعت عبارت است از: بازگشت گروهی از مؤمنان محض به دنیا، و کافران محض پس از مردن و قبل از قیامت، در حکومت حضرت مهدی (عج) و روشن است که انبیا و ائمه علیهم السلام به عنوان اشرف مؤمنان محض در بین رجعت کنندگان خواهند بود . (2)

دانشمند معاصر شیعی، علامه مظفر در این باره می گوید:

«عقیده شیعه در رجعت، بر اساس پیروی از اهل بیت علیهم السلام چنین است: خداوند عده ای از کسانی را که در گذشته از دنیا رفته اند، به همان اندام و صورتی که داشته اند، زنده کرده و به دنیا برمی گرداند . به برخی از آنان عزت می دهد وپاره ای را ذلیل و خوار خواهد کرد و حقوق حق پرستان را از باطل پرستان می گیرد و داد ستم دیدگان را از ستم گران می ستاند و این جریان یکی از رویدادهایی است که پس از قیام مهدی آل محمد به وجود می آید . کسانی که پس از مردن به این جهان باز می گردند یا از ایمان بالا برخوردارند یا افرادی در نهایت درجه فساد و آن گاه دوباره می میرند» . (3)

چیستی رجعت

ازمجموع آیات، روایات و سخنان دانشمندان بزرگ شیعه می توان به دست آورد که رجعت عالمی است با ویژگی های خاص که نه همچون عالم دنیاست و نه چون عالم آخرت و در عین حال، عالم برزخ نیز نیست .

علامه طباطبایی می نویسد: «رجعت از مراتب روز قیامت است; اگر چه در کشف و ظهور پایین تر از قیامت است و دلیل پایین تر بودن آن از قیامت، عبارت است از امکان راه یافتن فساد و شر درآن (فی الجمله) ; به خلاف قیامت (که هیچ گونه فساد و شری درآن راه نخواهد یافت) و به همین دلیل، روز ظهور حضرت مهدی (عج) نیز گاه ملحق به قیامت شده است; به خاطر ظهور و غلبه تامه حق; اگر چه روز ظهور حضرت نیز پایین تر از روز رجعت است » (4)

جایگاه رجعت

اگر چه برخی این اعتقاد را جزء اعتقادات ضروری شیعه دانسته، منکرین آن را از دایره تشیع بیرون دانسته اند; (5) ولی عده ای نیز هستند که آن را جزء ضروریات مذهب شیعه ندانسته اند; (6) گرچه روایات فراوانی نظر نخست را تایید کرده است .

آثار اعتقاد به رجعت

درباره نقش اعتقاد به رجعت در زندگی شیعه، می توان گفت که بدون تردید همان گونه که انتظار فرج، عبادتی بس بزرگ است و نقش مهم و به سزایی در پویایی و تحرک جامعه ایفا می کند، اعتقاد به رجعت و بازگشت، هنگام ظهور حضرت مهدی (عج) نیز می تواند نقش مهم و به سزایی در نشاط دینی و امید در حکومت جهانی آن حضرت داشته باشد .

در روایات آمده است که یک گروه از رجعت کنندگان، کسانی هستند که دارای ایمان محض هستند; از این جهت شخص علاقه مند به درک محضر آن امام آخرین و حجت الهی، نهایت تلاش خود را به کار خواهد برد تا به درجات بالای ایمان برسد تا در زمره رجعت کنندگان باشد .

از این رو اهمیت اعتقاد به رجعت، کمتر از اعتقاد به مهدویت و انتظار فرج نیست .

اثبات رجعت

بزرگان علمای شیعه برای اثبات این اعتقاد از تمامی دلایل عقلی و نقلی بهره جسته اند که در این جا تنها به برخی آنها اشاره می شود:

1 . عقل;

درباره اثبات رجعت، عقل همان قدر ایفای نقش می کند که در اثبات معاد نقش دارد و بنابراین می توان گفت: بازگشت به دنیا از نظر عقل، هیچ گونه مانعی ندارد و عقل هیچ گونه مخالفتی با آن ندارد; زیرا قدرت ذات اقدس الهی بر هر چیز ممکن تعلق می گیرد و عقل امتناعی در زنده شدن مردگان بعد از مردن سراغ ندارد .

2 . قرآن;

یکی از دلایل چهارگانه، قرآن است . از نظر شیعه، قرآن به مسئله رجعت پرداخته و ثبوت و وقوع آن را هم در امت های گذشته و هم در آخرالزمان و در آیات متعددی به صورت مفصل بیان کرده است .

الف) دلایل ثبوتی و وقوعی رجعت;

همان طور که اشاره شد، آن چه مشترک بین همه مسلمانان است، این است که آیات فراوانی از قرآن، وقوع زنده شدن برخی از مردگان در دنیا را خبر داده است که به سه مورد اشاره می شود:

زنده شدن هفتاد نفر از همراهان حضرت موسی علیه السلام;

خداوند متعال در بخشی از داستان حضرت موسی علیه السلام چنین می فرماید: «و چون گفتید ای موسی! تا خدا را آشکارا نبینیم، هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد، پس در حالی که می نگریستید، صاعقه شما را فرو گرفت . سپس شمارا پس از مرگتان بر انگیختیم; باشد که شکر گزاری کنید .» . (7)

تردیدی نیست که در این حادثه، مرگی اتفاق افتاده و پس از آن زنده شدنی بوده است .

زنده شدن کشته بنی اسرائیل;

خداوند متعال داستان زنده شدن کشته بنی اسرائیل را این گونه بیان فرموده است:

«و چون شخصی را کشتید و درباره او با یکدیگر به ستیزه برخاستید و حال آن که خدا، آن چه را کتمان می کردید، آشکار گردانید . سپس فرمودیم: پاره ای از آن (گاو سربریده را) به آن (مقتول) بزنید (تازنده شود) ; این گونه خداوند، مردگان را زنده می کند . و آیات خود را به شما می نمایاند; باشد که بیندیشید .» (8) و بسیار بعید است که این ظهور صریح و روشن در مرگ و زنده شدن، به صورتی دیگر تاویل شود .

زنده شدن هزاران نفر;

اگر چه زنده کردن یک مرده با تمام مردگان، برای خداوند تفاوتی نمی کند، ولی این گونه نبوده که افرادی محدودی زنده شوند . خداوند در آیه ای خبر از زنده شدن هزاران مرده داده است; آن جا که می فرماید: «آیا از (حال) کسانی که از بیم مرگ از خانه های خود خارج شدند و هزاران تن بودند، خبر نیافتی؟ سپس خداوند به آنان گفت: تن به مرگ بسپارید; آن گاه آنان را زنده ساخت . آری، خداوند نسبت به مردم، صاحب بخشش است; ولی بیشتر مردم سپاسگزاری نمی کنند» . (9)

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و اله می فرماید: هر آن چه در امت های گذشته رخ داده است در امت من نیز رخ خواهد داد . (10) از این سخن نتیجه گرفته اند که از آن جایی که رجعت یکی از مهم ترین حوادث امت های گذشته است و تاکنون نیز تحقق نیافته، قطعا در زمان آینده صورت خواهد گرفت .

ب) آیات تاویل شده به رجعت درآخر الزمان;

علاوه برآیات نخست، آیات فراوانی در قرآن آمده که از نظر شیعه قابل تطبیق بر رجعت در آخر الزمان است که جهت اختصار تنها به یک مورد اشاره می شود:

خداوند درآیه 83سوره نمل می فرماید: «و آن روز از هر امتی، گروهی از کسانی را که آیات ما را تکذیب کرده اند، محشور می گردانیم; سپس آنان نگاه داشته می شوند تاهمه به هم بپیوندند» . علامه طباطبایی، درباره این آیه می گوید:

«و از ظاهر آیه بر می آید که حشر در آن، حشر در غیر روز قیامت است; زیرا حشر در قیامت، اختصاص به یک گروه از هر امت ندارد; بلکه تمامی امت ها در آن محشور می شوند و حتی به حکم آیه «و حشرنا هم فلم نغادر منهم احدا» یک نفرهم از قلم نمی افتد و اما در این آیه می فرماید: از هر امتی فوجی را محشور می کنیم ...» .

وی سپس در تایید این که نظر قرآن حشری غیر از قیامت است، می نویسد: «و باز مؤید گفتار ما که منظور حشر در قیامت نیست، این است که این آیه و دو آیه بعدش، بعد از داستان بیرون شدن دابة از زمین واقع شده اند که خود یکی از علائمی است که قبل از قیامت واقع می شود; قیامتی که در چند آیه بعد درباره آن می فرماید: «و نفخ فی الصور» و تاچند آیه بعد، اوصاف وقایع آن روز را بیان می کند و معنا ندارد که قبل از شروع به بیان اصل قیامت و وقایع آن، یکی از وقایع آن را جلوتر ذکرکند; چون ترتیب وقوعی اقتضا می کند که اگر حشر فوج از هر امتی هم جزو وقایع قیامت باشد، آن را بعد از مسئله نفخ صور ذکر فرماید; ولی این طور ذکر نکرد; بلکه قبل از نفخ صور، مسئله حشر فوج از هر امتی را آورده، پس معلوم می شود این حشر، جزو وقایع قیامت نیست . (11)

در توضیح پیرامون همین آیه، روایات فراوانی ازاهل بیت علیهم السلام نقل شده که ایشان این آیه را دلیل محکمی بر و قوع رجعت در دوران حکومت مهدی (عج) دانسته اند . (12)

رجعت در روایات

روایات رجعت را نیز می توان همانند آیات به دو دسته کلی تقسیم کرد; دسته نخست روایاتی است که به تحقق رجعت در امت های گذشته اشاره کرده است که عمدتا در ذیل آیات مربوط به رجعت ذکر شده اند و دسته دوم روایاتی است که به وقوع رجعت در آخر الزمان و در آستانه برپایی قیامت اشاره می کند که در این دسته، علاوه بر روایاتی که ذیل آیات ذکر شده، روایات مستقلی نیز به چشم می خورد که به یک مورد اشاره می گردد .

امام باقر علیه السلام می فرماید: «ایام الله عزو جل ثلاثة یوم یقوم القائم و یوم الکرة و یوم القیامة; (13) روزهای خدا سه تاست; روزی که قائم (عج) قیام می کند و روز رجعت و روز قیامت .

علاوه بر این روایات، دعاها و زیارت نامه های متعددی در دست است که به نحوی مسئله رجعت را مورد اشاره قرار داده است .

اجماع علمای شیعه

علاوه بر ادله نقلی (آیات و روایات) و حکم عقل، علمای شیعه به اجماع و اتفاق نظر علما و بزرگان نیز استدلال کرده اند . در موارد فراوانی گفته شد که دانشمندان شیعه در این موضوع هم نظر هستند . و حتی برخی دلیل اصلی بر رجعت را اجماع علمای شیعه دانسته اند .

امین الاسلام طبرسی در کتاب ارزش مند مجمع البیان در ذیل آیه 83 سوره نمل می نویسد:

«... و برای این که رجعت (تنها) به ظواهر اخبار منقوله اثبات نشده تا تاویل در آن راه پیدا کند; زیرا تکیه در اثبات رجعت بر اجماع شیعیان امامیه است; اگر چه اخبار وروایات این باب نیز آن را تایید و معاضدت می کند ...» . (14)

رجعت کنندگان

از مجموع روایات به دست می آید که مؤمنین محض و کافرین محض رجعت می کنند والبته روایات فراوانی به صورت ویژه، خبر از رجعت افراد خاصی داده است که به صورت اختصار می توان به برخی اشاره کرد:

- از امام حسین علیه السلام به عنوان اولین رجعت کننده یادشده است . (15)

- برای علی علیه السلام رجعت های متعددی ذکر شده است . (16)

- ائمه معصومین علیهم السلام به صورت خصوصی به برخی از یاران خود بشارت رجعت داده اند . (17)

- برخی روایات می گوید که انبیای گذشته، رجعت خواهند کرد . (18)

- پیامبر صلی الله علیه و اله به همراه ائمه معصوم علیهم السلام رجعت می کنند . (19)

- در روایاتی رجعت برخی از منافقان و کفار نیز ذکر شده است . (20)

مدت رجعت

از روایاتی که به صورت پراکنده به زمان رجعت اشاره کرده اند این نتیجه حاصل می شود که رجعت از هنگام ظهور حضرت مهدی (عج) آغاز شده تا قبل از قیامت و رستاخیز کبری ادامه خواهد داشت .

تکلیف رجعت کنندگان

آیا کسانی که در زمان رجعت زنده می شوند، مکلف به تکالیف شرعی هستند؟

در این موضوع روایات به دو دسته تقسیم می شود; بخشی می گوید تنها هدف از رجعت، مشاهده دولت مهدی (عج) و لذت بردن ازدیدن حکومت جهانی عدل است; ولی در روایات فراوانی نیز گفته شده که ایشان جهت یاری حضرت مهدی (عج) و حاکمیت پس از ایشان، رجعت می کنند و بدیهی است که در این صورت تکلیفی برای آنها وجود خواهد داشت و در مقابل انجام آن تکالیف دارای پاداش خواهند بود .

در روایات حکمت هایی برای رجعت ذکر شده که عبارتند از:

1 . لذت بردن منتظران راستین دولت حق از برپایی حکومت جهانی .

2 . رنج و عذاب بردن کافران و منافقان از دیدن آن دولت .

پی نوشت:

1 . ر . ک: ابن فارس، معجم مقاییس اللغة; راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن; ابن منظور، لسان العرب; فیومی، المصباح المنیر; جزائری، فروغ اللغات ... .

2 . ر . ک: شیخ مفید، اوائل المقالات فی المذاهب والمختارات، ج 4، ص 77; سیدمرتضی، جوابات المسائل التبانیات، ج 1، ص 125; الحراالعاملی، الایقاظ من الرجعة، ص 29 .

3 . محمدرضا مظفر، عقاید الامامیه، ترجمه علیرضا مسجدجامعی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ص 294 .

4 . تفسیر المیزان، ج 2، ص 109 .

5 . شیخ طوسی، رسالة العقاید الجعفریه، ص 250; الحر العاملی، الایقاظ، ص 67; فخر الدین طریحی اسدی، مجمع البحرین .

6 . جعفر سبحانی، اللهبات علی هدا الکتاب و السنة و العقل، ج 4، ص 289 .

7 . بقره (2): 55 و 56 .

8 . همان، آیات 72و73 .

9 . همان، آیه 243 .

10 . قاضی نور الله شوشتری، الصوارم المهرقه، انتشارات چاپخانه نهضت، 1367، ص 67 .

11 . تفسیر المیزان، ج 15، ص 570 .

12 . ر . ک: علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج 2، ص 36 .

13 . شیخ صدوق، الخصایص، مکتبة الصدوق، ص 108 .

14 . مجمع البیان، ج 7 - 8 ص 367 .

15 . ر . ک: محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، چاپخانه علمیه، ج 2، ص 282; محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج 8، ص 206 .

16 . علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 53، ص 46و 47; الکافی، ج 1، ص 197 .

17 . ر . ک: محمد بن جریر طبرسی، دلائل الامامه، ص 284; محمد بن الحسن بن علی الطوسی . اختیار معرفة الرجال، ص 217; مصباح الشریعه، ص 63 .

18 . تفسیر قمی، ج 1، ص 106; تفسیرعیاشی، ج 1، ص 181 .

19 . بحار الانوار، ج 53، ص 15 .

20 . همان، ص 39 .