✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

سوره سبأ

به نام خداوند رحمتگر مهربان

سپاس خدایى را که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست و در آخرت [نیز] سپاس از آن اوست و هم اوست‏سنجیده‏کار آگاه«1»   
آنچه در زمین فرو مى‏رود و آنچه از آن بر مى‏آید و آنچه از آسمان فرو مى‏شود و آنچه در آن بالا مى‏رود [همه را] مى‏داند و اوست مهربان آمرزنده«2»     
و کسانى که کافر شدند گفتند رستاخیز براى ما نخواهد آمد بگو چرا سوگند به پروردگارم که حتما براى شما خواهد آمد [همان] داناى نهان[ها] که هموزن ذره‏اى نه در آسمانها و نه در زمین از وى پوشیده نیست و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر از آن است مگر اینکه در کتابى روشن [درج شده] است«3»
تا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند به پاداش رساند آنانند که آمرزش و روزى خوش برایشان خواهد بود«4»     
و کسانى که در [ابطال] آیات ما کوشش مى‏ورزند که ما را درمانده کنند برایشان عذابى از بلایى دردناک باشد«5»
و کسانى که از دانش بهره یافته‏اند مى‏دانند که آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده حق است و به راه آن عزیز ستوده[صفات] راهبرى مى‏کند«6»     
و کسانى که کفر ورزیدند گفتند آیا مردى را به شما نشان دهیم که شما را خبر مى‏دهد که چون کاملا متلاشى شدید [باز] قطعا در آفرینشى جدید خواهید بود«7»      
آیا [این مرد] بر خدا دروغى بسته یا جنونى در اوست [نه] بلکه آنان که به آخرت ایمان ندارند در عذاب و گمراهى دور و درازند«8»       
آیا به آنچه از آسمان و زمین در دسترسشان و پشت‏سرشان است ننگریسته‏اند اگر بخواهیم آنان را در زمین فرو مى‏بریم یا پاره‏سنگهایى از آسمان بر سرشان مى‏افکنیم قطعا در این [تهدید] براى هر بنده توبه‏کارى عبرت است«9»
و به راستى داوود را از جانب خویش مزیتى عطا کردیم [و گفتیم] اى کوهها با او [در تسبیح خدا] همصدا شوید و اى پرندگان [هماهنگى کنید] و آهن را براى او نرم گردانیدیم«10»     
[که] زره‏هاى فراخ بساز و حلقه‏ها را درست اندازه‏گیرى کن و کار شایسته کنید زیرا من به آنچه انجام مى‏دهید بینایم«11»
و باد را براى سلیمان [رام کردیم] که رفتن آن بامداد یک ماه و آمدنش شبانگاه یک ماه [راه] بود و معدن مس را براى او ذوب [و روان] گردانیدیم و برخى از جن به فرمان پروردگارشان پیش او کار مى‏کردند و هر کس از آنها از دستور ما سر برمى‏تافت از عذاب سوزان به او مى‏چشانیدیم«12»   
[آن متخصصان] براى او هر چه مى‏خواست از نمازخانه‏ها و مجسمه‏ها و ظروف بزرگ مانند حوضچه‏ها و دیگهاى چسبیده به زمین مى‏ساختند اى خاندان داوود شکرگزار باشید و از بندگان من اندکى سپاسگزارند«13»
پس چون مرگ را بر او مقرر داشتیم جز جنبنده‏اى خاکى [=موریانه] که عصاى او را [به تدریج] مى‏خورد [آدمیان را] از مرگ او آگاه نگردانید پس چون [سلیمان] فرو افتاد براى جنیان روشن گردید که اگر غیب مى‏دانستند در آن عذاب خفت‏آور [باقى] نمى‏ماندند«14»       
قطعا براى [مردم] سبا در محل سکونتشان نشانه [رحمتى] بود دو باغستان از راست و چپ [به آنان گفتیم] از روزى پروردگارتان بخورید و او را شکر کنید شهرى است‏خوش و خدایى آمرزنده«15»      
پس روى گردانیدند و بر آن سیل [سد] ع رم را روانه کردیم و دو باغستان آنها را به دو باغ که میوه‏هاى تلخ و شوره‏گز و نوعى از کنار تنک داشت تبدیل کردیم«16»  
این [عقوبت] را به [سزاى] آنکه کفران کردند به آنان جزا دادیم و آیا جز ناسپاس را به مجازات مى‏رسانیم«17»
و میان آنان و میان آبادانیهایى که در آنها برکت نهاده بودیم شهرهاى متصل به هم قرار داده بودیم و در میان آنها مسافت را به اندازه مقرر داشته بودیم در این [راه]ها شبان و روزان آسوده‏خاطر بگردید«18»     
تا گفتند پروردگارا میان [منزلهاى] سفرهایمان فاصله انداز و بر خویشتن ستم کردند پس آنها را [براى آیندگان موضوع] حکایتها گردانیدیم و سخت تارومارشان کردیم قطعا در این [ماجرا] براى هر شکیباى سپاسگزارى عبرتهاست«19»
و قطعا شیطان گمان خود را در مورد آنها راست‏یافت و جز گروهى از مؤمنان [بقیه] از او پیروى کردند«20»      
و [شیطان] را بر آنان تسلطى نبود جز آنکه کسى را که به آخرت ایمان دارد از کسى که در باره آن در تردید است باز شناسیم و پروردگار تو بر هر چیزى نگاهبان است«21»       
بگو کسانى را که جز خدا [معبود خود] پنداشته‏اید بخوانید هموزن ذره‏اى نه در آسمانها و نه در زمین مالک نیستند و در آن دو شرکتى ندارند و براى وى از میان آنان هیچ پشتیبانى نیست«22»
و شفاعتگرى در پیشگاه او سود نمى‏بخشد مگر براى آن کس که به وى اجازه دهد تا چون هراس از دلهایشان برطرف شود مى‏گویند پروردگارتان چه فرمود مى گویند حقیقت و هموست بلندمرتبه و بزرگ«23»       
بگو کیست که شما را از آسمانها و زمین روزى مى‏دهد بگو خدا و در حقیقت‏یا ما یا شما بر هدایت‏یا گمراهى آشکاریم«24»
بگو [شما] از آنچه ما مرتکب شده‏ایم بازخواست نخواهید شد و [ما نیز] از آنچه شما انجام مى‏دهید بازخواست نخواهیم شد«25»     
بگو پروردگارمان ما و شما را جمع خواهد کرد سپس میان ما به حق داورى مى کند و اوست داور دانا«26»  
بگو کسانى را که [به عنوان] شریک به او ملحق گردانیده‏اید به من نشان دهید چنین نیست بلکه اوست‏خداى عزیز حکیم«27»
و ما تو را جز [به سمت] بشارتگر و هشداردهنده براى تمام مردم نفرستادیم لیکن بیشتر مردم نمى‏دانند«28» 
و مى‏گویند اگر راست مى‏گویید این وعده چه وقت است«29»  
بگو میعاد شما روزى است که نه ساعتى از آن پس توانید رفت و نه پیشى توانید جست«30»    
و کسانى که کافر شدند گفتند نه به این قرآن و نه به آن [توراتى] که پیش از آن است هرگز ایمان نخواهیم آورد و اى کاش بیدادگران را هنگامى که در پیشگاه پروردگارشان ازداشت‏شده‏اند مى‏دیدى [که چگونه] برخى از آنان با برخى [دیگر جدل و] گفتگو مى‏کنند کسانى که زیردست بودند به کسانى که [ریاست و] برترى داشتند مى‏گویند اگر شما نبودید قطعا ما مؤمن بودیم«31»       
کسانى که [ریاست و] برترى داشتند به کسانى که زیردست بودند مى‏گویند مگر ما بودیم که شما را از هدایت پس از آنکه به سوى شما آمد بازداشتیم [نه] بلکه خودتان گناهکار بودید«32»      
و کسانى که زیردست بودند به کسانى که [ریاست و] برترى داشتند مى‏گویند [نه] بلکه نیرنگ شب و روز [شما بود] آنگاه که ما را وادار مى‏کردید که به خدا کافر شویم و براى او همتایانى قرار دهیم و هنگامى که عذاب را ببینند پشیمانى خود را آشکار کنند و در گردنهاى کسانى که کافر شده‏اند غلها مى‏نهیم آیا جز به سزاى آنچه انجام مى‏دادند مى‏رسند«33»
و [ما] در هیچ شهرى هشداردهنده‏اى نفرستادیم جز آنکه خوشگذرانان آنها گفتند ما به آنچه شما بدان فرستاده شده‏اید کافریم«34»       
و گفتند ما دارایى و فرزندانمان از همه بیشتر است و ما عذاب نخواهیم شد«35»     
بگو پروردگار من است که روزى را براى هر کس که بخواهد گشاده یا تنگ مى گرداند لیکن بیشتر مردم نمى‏دانند«36»
و اموال و فرزندانتان چیزى نیست که شما را به پیشگاه ما نزدیک گرداند مگر کسانى که ایمان آورده و کار شایسته کرده باشند پس براى آنان دو برابر آنچه انجام داده‏اند پاداش است و آنها در غرفه‏ها[ى بهشتى] آسوده خاطر خواهند بود«37»
و کسانى که در [ابطال] آیات ما مى‏کوشند که [ما را به خیال خود] درمانده کنند آنانند که در عذاب احضار مى‏شوند«38»
بگو در حقیقت پروردگار من است که روزى را براى هر کس از بندگانش که بخواهد گشاده یا براى او تنگ مى‏گرداند و هر چه را انفاق کردید عوضش را او مى‏دهد و او بهترین روزى دهندگان است«39»    
و [یاد کن] روزى را که همه آنان را محشور مى‏کند آنگاه به فرشتگان مى‏فرماید آیا اینها بودند که شما را مى‏پرستیدند«40»
مى‏گویند منزهى تو سرپرست ما تویى نه آنها بلکه جنیان را مى‏پرستیدند بیشترشان به آنها اعتقاد داشتند«41»    
اکنون براى یکدیگر سود و زیانى ندارید و به کسانى که ستم کرده‏اند مى‏گوییم بچشید عذاب آتشى را که آن را دروغ مى‏شمردید«42»
و چون آیات تابناک ما بر آنان خوانده مى‏شود مى‏گویند این جز مردى نیست که مى‏خواهد شما را از آنچه پدرانتان مى‏پرستیدند باز دارد و [نیز] مى‏گویند این جز دروغى بربافته نیست و کسانى که به حق چون به سویشان آمد کافر شدند مى‏گویند این جز افسونى آشکار نیست«43»     
و ما کتابهایى به آنان نداده بودیم که آن را بخوانند و پیش از تو هشداردهنده‏اى به سویشان نفرستاده بودیم«44»
و کسانى که پیش از اینان بودند [نیز] تکذیب کردند در حالى که اینان به ده‏یک آنچه بدیشان داده بودیم نرسیده‏اند [آرى] فرستادگان مرا دروغ شمردند پس چگونه بود کیفر من«45»     
بگو من فقط به شما یک اندرز مى‏دهم که دو دو و به تنهایى براى خدا به پا خیزید سپس بیندیشید که رفیق شما هیچ گونه دیوانگى ندارد او شما را از عذاب سختى که در پیش است جز هشداردهنده‏اى [بیش] نیست«46» 
بگو هر مزدى که از شما خواستم آن از خودتان مزد من جز بر خدا نیست و او بر هر چیزى گواه است«47»   
بگو بى‏گمان پروردگارم حقیقت را القا مى‏کند [اوست] داناى نهانها«48»     
بگو حق آمد و [دیگر] باطل از سر نمى‏گیرد و برنمى‏گردد«49»   
بگو اگر گمراه شوم فقط به زیان خود گمراه شده‏ام و اگر هدایت‏یابم [این از برکت] چیزى است که پروردگارم به سویم وحى مى‏کند که اوست‏شنواى نزدیک«50»    
و اى کاش مى‏دیدى هنگامى را که [کافران] وحشت‏زده‏اند [آنجا که راه] گریزى نمانده است و از جایى نزدیک گرفتار آمده‏اند«51»
و مى‏گویند به او ایمان آوردیم و چگونه از جایى [چنین] دور دست‏یافتن [به ایمان] براى آنان میسر است«52»
و حال آنکه پیش از این منکر او شدند و از جایى دور به نادیده [تیر تهمت] مى‏افکندند«53»    
و میان آنان و میان آنچه [به آرزو] مى‏خواستند حایلى قرار مى‏گیرد همان گونه که از دیرباز با امثال ایشان چنین رفت زیرا آنها [نیز] در دودلى سختى بودند
Image result for ‫حسام الدین شفیعیان-عکاسی بلاگفا‬‎

سوره ص

به نام خداوند رحمتگر مهربان

صاد سوگند به قرآن پراندرز«1»      
آرى آنان که کفر ورزیدند در سرکشى و ستیزه‏اند«2»       
چه بسیار نسلها که پیش از ایشان هلاک کردیم که [ما را] به فریاد خواندند و[لى] دیگر مجال گریز نبود«3»
و از اینکه هشداردهنده‏اى از خودشان برایشان آمده درشگفتند و کافران مى گویند این ساحرى شیاد است«4»
آیا خدایان [متعدد] را خداى واحدى قرار داده این واقعا چیز عجیبى است«5»    
و بزرگانشان روان شدند [و گفتند] بروید و بر خدایان خود ایستادگى نمایید که این امر قطعا هدف [ما]ست«6»
[از طرفى] این [مطلب] را در آیین اخیر [عیسوى هم] نشنیده‏ایم این [ادعا] جز دروغ‏بافى نیست«7» 
آیا از میان ما قرآن بر او نازل شده است [نه] بلکه آنان در باره قرآن من دودلند [نه] بلکه هنوز عذاب [مرا] نچشیده‏اند«8»
آیا گنجینه‏هاى رحمت پروردگار ارجمند بسیار بخشنده تو نزد ایشان است«9»
آیا فرمانروایى آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است از آن ایشان است [اگر چنین است] پس [با چنگ زدن] در آن اسباب به بالا روند«10»
این سپاهک دسته‏هاى دشمن در آنجا [=ب در] در هم شکستنى‏اند«11» 
پیش از ایشان قوم نوح و عاد و فرعون صاحب [عمارت و] خرگاهها تکذیب کردند«12»    
و ثمود و قوم لوط و اصحاب ایکه [نیز به تکذیب پرداختند] آنها دسته‏هاى مخالف بودند«13» 
هیچ کدام نبودند که پیامبران [ما] را تکذیب نکنند پس عقوبت [من بر آنان] سزاوار آمد«14»   
و اینان جز یک فریاد را انتظار نمى‏ب رند که هیچ [مجال] سر خاراندنى در آن نیست«15»      
و گفتند پروردگارا پیش از [رسیدن] روز حساب بهره ما را [از عذاب] به شتاب به ما بده«16»    
بر آنچه مى‏گویند صبر کن و داوود بنده ما را که داراى امکانات [متعدد] بود به یاد آور آرى او بسیار بازگشت‏کننده [به سوى خدا] بود«17»            
ما کوهها را با او مسخر ساختیم [که] شامگاهان و بامدادان خداوند را نیایش مى‏کردند«18»
و پرندگان را از هر سو [بر او] گرد [آوردیم] همگى [به نواى دلنوازش] به سوى او بازگشت‏کننده [و خدا را ستایشگر] بودند«19»
و پادشاهیش را استوار کردیم و او را حکمت و کلام فیصله‏دهنده عطا کردیم«20»    
و آیا خبر دادخواهان چون از نمازخانه [او] بالا رفتند به تو رسید«21»   
وقتى [به طور ناگهانى] بر داوود درآمدند و او از آنان به هراس افتاد گفتند مترس [ما] دو مدعى [هستیم] که یکى از ما بر دیگرى تجاوز کرده پس میان ما به حق داورى کن و از حق دور مشو و ما را به راه راست راهبر باش«22»
این [شخص] برادر من است او را نود و نه میش و مرا یک میش است و مى‏گوید آن را به من بسپار و در سخنورى بر من غالب آمده است«23»       
[داوود] گفت قطعا او در مطالبه میش تو [اضافه] بر میش‏هاى خودش بر تو ستم کرده و در حقیقت بسیارى از شریکان به همدیگر ستم روا مى‏دارند به استثناى کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند و اینها بس اندکند و داوود دانست که ما او را آزمایش کرده‏ایم پس از پروردگارش آمرزش خواست و به رو درافتاد و توبه کرد«24»
و بر او این [ماجرا] را بخشودیم و در حقیقت براى او پیش ما تقرب و فرجامى خوش خواهد بود«25»
اى داوود ما تو را در زمین خلیفه [و جانشین] گردانیدیم پس میان مردم به حق داورى کن و زنهار از هوس پیروى مکن که تو را از راه خدا به در کند در حقیقت کسانى که از راه خدا به در مى‏روند به [سزاى] آنکه روز حساب را فراموش کرده‏اند عذابى سخت‏خواهند داشت«26»    
و آسمان و زمین و آنچه را که میان این دو است به باطل نیافریدیم این گمان کسانى است که کافر شده [و حق‏پوشى کرده]اند پس واى از آتش بر کسانى که کافر شده‏اند«27» 
یا [مگر] کسانى را که گرویده و کارهاى شایسته کرده‏اند چون مفسدان در زمین مى‏گردانیم یا پرهیزگاران را چون پلیدکاران قرار مى‏دهیم«28»    
[این] کتابى مبارک است که آن را به سوى تو نازل کرده‏ایم تا در [باره] آیات آن بیندیشند و خردمندان پند گیرند«29»
و سلیمان را به داوود بخشیدیم چه نیکو بنده‏اى به راستى او توبه‏کار [و ستایشگر] بود«30»       
هنگامى که [طرف] غروب اسبهاى اصیل را بر او عرضه کردند«31»    
[سلیمان] گفت واقعا من دوستى اسبان را بر یاد پروردگارم ترجیح دادم تا [هنگام نماز گذشت و خورشید] در پس حجاب ظلمت‏شد«32»   
[گفت اسبها] را نزد من باز آورید پس شروع کرد به دست کشیدن بر ساقها و گردن آنها [و سرانجام وقف کردن آنها در راه خدا]«33»       
و قطعا سلیمان را آزمودیم و بر تخت او جسدى بیفکندیم پس به توبه باز آمد«34»
گفت پروردگارا مرا ببخش و ملکى به من ارزانى دار که هیچ کس را پس از من سزاوار نباشد در حقیقت تویى که خود بسیار بخشنده‏اى«35»    
پس باد را در اختیار او قرار دادیم که هر جا تصمیم مى‏گرفت به فرمان او نرم روان مى‏شد«36»     
و شیطانها را [از] بنا و غواص«37» 
تا [وحشیان] دیگر را که جفت جفت با زنجیرها به هم بسته بودند [تحت فرمانش درآوردیم]«38»     
[گفتیم] این بخشش ماست [آن را] بى‏شمار ببخش یا نگاه دار«39»  
و قطعا براى او در پیشگاه ما تقرب و فرجام نیکوست«40»      
و بنده ما ایوب را به یاد آور آنگاه که پروردگارش را ندا داد که شیطان مرا به رنج و عذاب مبتلا کرد«41»     
[به او گفتیم] با پاى خود [به زمین] بکوب اینک این چشمه‏سارى است‏سرد و آشامیدنى«42»      
و [مجددا] کسانش را و نظایر آنها را همراه آنها به او بخشیدیم تا رحمتى از جانب ما و عبرتى براى خردمندان باشد«43»
[و به او گفتیم] یک بسته ترکه به دستت برگیر و [همسرت را] با آن بزن و سوگند مشکن ما او را شکیبا یافتیم چه نیکوبنده‏اى به راستى او توبه‏کار بود«44»
و بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را که نیرومند و دیده‏ور بودند به یادآور«45»  
ما آنان را با موهبت ویژه‏اى که یادآورى آن سراى بود خالص گردانیدیم«46»    
و آنان در پیشگاه ما جدا از برگزیدگان نیکانند«47»   
و اسماعیل و یسع و ذوالکفل را به یاد آور [که] همه از نیکانند«48»       
این یادکردى است و قطعا براى پرهیزگاران فرجامى نیک است«49»  
باغهاى همیشگى در حالى که درهاى [آنها] برایشان گشوده‏است«50» 
در آنجا تکیه مى‏زنند [و] میوه‏هاى فراوان و نوشیدنى در آنجا طلب مى‏کنند «51»     
و نزدشان [دلبران] فروهشته‏نگاه همسال است«52»    
این است آنچه براى روز حساب به شما وعده داده مى‏شد«53»    
[مى‏گویند] در حقیقت این روزى ماست و آن را پایانى نیست«54»    
این است [حال بهشتیان] و [اما] براى طغیانگران واقعا بد فرجامى است«55»    
به جهنم درمى‏آیند و چه بد آرامگاهى است«56»
این جوشاب و چرکاب است باید آن را بچشند«57»      
و از همین گونه انواع دیگر [عذابها]«58»      
اینها گروهى‏اند که با شما به اجبار [در آتش] درمى‏آیند بدا به حال آنها زیرا آنان داخل آتش مى‏شوند«59»       
[به رؤساى خود] مى‏گویند بلکه بر خود شما خوش مباد این [عذاب] را شما خود براى ما از پیش فراهم آوردید و چه بد قرارگاهى است«60»    
مى‏گویند پروردگارا هر کس این [عذاب] را از پیش براى ما فراهم آورده عذاب او را در آتش دو چندان کن«61»
و مى‏گویند ما را چه شده است که مردانى را که ما آنان را از [زمره] اشرار مى‏شمردیم نمى‏بینیم«62»      
آیا آنان را [در دنیا] به ریشخند مى‏گرفتیم یا چشمها[ى ما] بر آنها نمى‏افتد«63»
این مجادله اهل آتش قطعا راست است«64» 
بگو من فقط هشداردهنده‏اى هستم و جز خداى یگانه قهار معبودى دیگر نیست«65»    
پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است همان شکست‏ناپذیر آمرزنده«66»
بگو این خبرى بزرگ است«67»      
[که] شما از آن روى برمى‏تابید«68» 
مرا در باره ملاء اعلى هیچ دانشى نبود آنگاه که مجادله مى‏کردند«69»       
به من هیچ [چیز] وحى نمى‏شود جز اینکه من هشداردهنده‏اى آشکارم«70» 
آنگاه که پروردگارت به فرشتگان گفت من بشرى را از گل خواهم آفرید«71»  
پس چون او را [کاملا] درست کردم و از روح خویش در آن دمیدم سجده‏کنان براى او [به خاک] بیفتید«72»    
پس همه فرشتگان یکسره سجده کردند«73»   
مگر ابلیس [که] تکبر نمود و از کافران شد«74»    
فرمود اى ابلیس چه چیز تو را مانع شد که براى چیزى که به دستان قدرت خویش خلق کردم سجده آورى آیا تکبر نمودى یا از [جمله] برترى‏جویانى«75» 
گفت من از او بهترم مرا از آتش آفریده‏اى و او را از گل آفریده‏اى«76»   
فرمود پس از آن [مقام] بیرون شو که تو رانده‏اى«77»   
و تا روز جزا لعنت من بر تو باد«78»     
گفت پروردگارا پس مرا تا روزى که برانگیخته مى‏شوند مهلت ده«79»     
فرمود در حقیقت تو از مهلت‏یافتگانى«80»
تا روز معین معلوم«81»      
[شیطان] گفت پس به عزت تو سوگند که همگى را جدا از راه به در مى‏برم«82»    
مگر آن بندگان پاکدل تو را«83»      
فرمود حق [از من] است و حق را مى‏گویم«84»    
هرآینه جهنم را از تو و از هر کس از آنان که تو را پیروى کند از همگى‏شان خواهم انباشت«85»       
بگو مزدى بر این [رسالت] از شما طلب نمى‏کنم و من از کسانى نیستم که چیزى از خود بسازم و به خدا نسبت دهم«86»
این [قرآن] جز پندى براى جهانیان نیست«87»  
و قطعا پس از چندى خبر آن را خواهید دانست«88»
Related image
Image result for ‫حسام الدین شفیعیان-عکاس  فیسنما‬‎

سوره عنکبوت

به نام خداوند رحمتگر مهربان

الف لام میم«1» 
آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم رها مى‏شوند و مورد آزمایش قرار نمى‏گیرند«2»       
و به یقین کسانى را که پیش از اینان بودند آزمودیم تا خدا آنان را که راست گفته‏اند معلوم دارد و دروغگویان را [نیز] معلوم دارد«3»
آیا کسانى که کارهاى بد مى‏کنند مى‏پندارند که بر ما پیشى خواهند جست چه بد داورى مى‏کنند«4» 
کسى که به دیدار خدا امید دارد [بداند که] ا ج ل [او از سوى] خدا آمدنى است و وست‏شنواى دانا«5»   
و هر که بکوشد تنها براى خود مى‏کوشد زیرا خدا از جهانیان سخت بى‏نیاز است«6» 
و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند قطعا گناهانشان را از آنان مى زداییم و بهتر از آنچه مى‏کردند پاداششان مى‏دهیم«7»    
و به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکى کند و[لى] اگر آنها با تو درکوشند تا چیزى را که بدان علم ندارى با من شریک گردانى از ایشان اطاعت مکن سرانجامتان به سوى من است و شما را از [حقیقت] آنچه انجام مى‏دادید باخبر خواهم کرد«8»    
و کسانى که گرویده و کارهاى شایسته کرده‏اند البته آنان را در زمره شایستگان درمى‏آوریم«9»     
و از میان مردم کسانى‏اند که مى‏گویند به خدا ایمان آورده‏ایم و چون در [راه] خدا آزار کشند آزمایش مردم را مانند عذاب خدا قرار مى‏دهند و اگر از جانب پروردگارت پیروزى رسد حتما خواهند گفت ما با شما بودیم آیا خدا به آنچه در دلهاى جهانیان است داناتر نیست«10»
و قطعا خدا کسانى را که ایمان آورده‏اند مى‏شناسد و یقینا منافقان را [نیز] مى‏شناسد«11»
و کسانى که کافر شده‏اند به کسانى که ایمان آورده‏اند مى‏گویند راه ما را پیروى کنید و گناهانتان به گردن ما و[لى] چیزى از گناهانشان را به گردن نخواهند گرفت قطعا آنان دروغگویانند«12»      
و قطعا بارهاى گران خودشان و بارهاى گران [دیگر] را با بارهاى گران خود برخواهند گرفت و مسلما روز قیامت از آنچه به دروغ برمى‏بستند پرسیده خواهند شد«13»    
و به راستى نوح را به سوى قومش فرستادیم پس در میان آنان نهصد و پنجاه سال درنگ کرد تا طوفان آنها را در حالى که ستمکار بودند فرا گرفت«14» 
و او را با کشتى‏نشینان برهانیدیم و آن [سفینه] را براى جهانیان عبرتى گردانیدیم«15»     
و [یاد کن] ابراهیم را چون به قوم خویش گفت‏خدا را بپرستید و از او پروا بدارید اگر بدانید این [کار] براى شما بهتر است«16»
واقعا آنچه را که شما سواى خدا مى‏پرستید جز بتانى [بیش] نیستند و دروغى برمى‏سازید در حقیقت کسانى را که جز خدا مى‏پرستید اختیار روزى شما را در دست ندارند پس روزى را پیش خدا بجویید و او را بپرستید و وى را سپاس گویید که به سوى او بازگردانیده مى‏شوید«17»
و اگر تکذیب کنید قطعا امتهاى پیش از شما [هم] تکذیب کردند و بر پیامبر [خدا] جز ابلاغ آشکار [وظیفه‏اى] نیست«18»
آیا ندیده‏اند که خدا چگونه آفرینش را آغاز مى‏کند سپس آن را باز مى‏گرداند در حقیقت این [کار] بر خدا آسان است«19»
بگو در زمین بگردید و بنگرید چگونه آفرینش را آغاز کرده است‏سپس [باز ] خداست که نشاه آخرت را پدید مى‏آورد خداست که بر هر چیزى تواناست«20»   
هر که را بخواهد عذاب و هر که را بخواهد رحمت مى‏کند و به سوى او بازگردانیده مى شوید«21»  
و شما نه در زمین و نه در آسمان درمانده‏کننده [او] نیستید و جز خدا براى شما یار و یاورى نیست«22»
و کسانى که آیات خدا و لقاى او را منکر شدند آنانند که از رحمت من نومیدند و ایشان را عذابى پر درد خواهد بود«23»
و پاسخ قومش جز این نبود که گفتند بکشیدش یا بسوزانیدش ولى خدا او را از آتش نجات بخشید آرى در این [نجات بخشى خدا] براى مردمى که ایمان دارند قطعا دلایلى است«24»   
و [ابراهیم] گفت جز خدا فقط بتهایى را اختیار کرده‏اید که آن هم براى دوستى میان شما در زندگى دنیاست آنگاه روز قیامت بعضى از شما بعضى دیگر را انکار و برخى از شما برخى دیگر را لعنت مى‏کنند و جایتان در آتش است و براى شما یاورانى نخواهد بود«25»   
پس لوط به او ایمان آورد و [ابراهیم] گفت من به سوى پروردگار خود روى مى آورم که اوست ارجمند حکیم«26»
و اسحاق و یعقوب را به او عطا کردیم و در میان فرزندانش پیامبرى و کتاب قرار دادیم و در دنیا پاداشش را به او بخشیدیم و قطعا او در آخرت [نیز] از شایستگان خواهد بود«27»      
و [یاد کن] لوط را هنگامى که به قوم خود گفت‏شما به کارى زشت مى‏پردازید که هیچ یک از مردم زمین در آن [کار] بر شما پیشى نگرفته است«28»
آیا شما با مردها درمى‏آمیزید و راه [توالد و تناسل] را قطع مى‏کنید و در محافل [انس] خود پلیدکارى مى‏کنید و[لى] پاسخ قومش جز این نبود که گفتند اگر راست مى گویى عذاب خدا را براى ما بیاور«29»       
[لوط] گفت پروردگارا مرا بر قوم فسادکار غالب گردان«30»  
و چون فرستادگان ما براى ابراهیم مژده آوردند گفتند ما اهل این شهر را هلاک خواهیم کرد زیرا مردمش ستمکار بوده‏اند«31»
گفت لوط [نیز] در آنجاست گفتند ما بهتر مى‏دانیم چه کسانى در آنجا هستند او و کسانش را جز زنش که از باقى ماندگان [در خاکستر آتش] است‏حتما نجات خواهیم داد«32»   
و هنگامى که فرستادگان ما به سوى لوط آمدند به علت [حضور] ایشان ناراحت‏شد و دستش از [حمایت] آنها کوتاه گردید گفتند مترس و غم مدار که ما تو و خانواده‏ات را جز زنت که از باقى‏ماندگان [در خاکستر آتش] است‏حتما مى رهانیم«33»
ما بر مردم این شهر به [سزاى] فسقى که مى‏کردند عذابى از آسمان فرو خواهیم فرستاد«34»  
و از آن [شهر سوخته] براى مردمى که مى‏اندیشند نشانه‏اى روشن باقى گذاشتیم«35»
و به سوى [مردم] م دی ن برادرشان شعیب را [فرستادیم] گفت اى قوم من خدا را بپرستید و به روز بازپسین امید داشته باشید و در زمین سر به فساد برمدارید«36»      
پس او را دروغگو خواندند و زلزله آنان را فرو گرفت و بامدادان در خانه‏هایشان از پا درآمدند«37» 
و عاد و ثمود را [نیز هلاک نمودیم] قطعا [فرجام آنان] از سراهایشان بر شما آشکار گردیده است و شیطان کارهایشان را در نظرشان بیاراست و از راه بازشان داشت با آنکه [در کار دنیا] بینا بودند«38»   
و قارون و فرعون و هامان را [هم هلاک کردیم] و به راستى موسى براى آنان دلایل آشکار آورد و[لى آنها] در آن سرزمین سرکشى نمودند و [با این همه بر ما] پیشى نجستند«39» 
و هر یک [از ایشان] را به گناهش گرفتار [عذاب] کردیم از آنان کسانى بودند که بر [سر] ایشان بادى همراه با شن فرو فرستادیم و از آنان کسانى بودند که فریاد [مرگبار] آنها را فرو گرفت و برخى از آنان را در زمین فرو بردیم و بعضى را غرق کردیم و [این] خدا نبود که بر ایشان ستم کرد بلکه خودشان بر خود ستم مى‏کردند«40»
داستان کسانى که غیر از خدا دوستانى اختیار کرده‏اند همچون عنکبوت است که [با آب دهان خود] خانه‏اى براى خویش ساخته و در حقیقت اگر مى‏دانستند سست‏ترین خانه‏ها همان خانه عنکبوت است«41»    
خدا مى‏داند هر آنچه را که جز او مى‏خوانند و هم اوست‏شکست‏ناپذیر سنجیده‏کار«42»     
و این م ث لها را براى مردم مى‏زنیم و[لى] جز دانشوران آنها را درنیابند«43»      
خداوند آسمانها و زمین را به حق آفرید قطعا در این [آفرینش] براى مؤمنان عبرتى است«44»    
آنچه از کتاب به سوى تو وحى شده است بخوان و نماز را برپا دار که نماز از کار زشت و ناپسند باز مى‏دارد و قطعا یاد خدا بالاتر است و خدا مى‏داند چه مى‏کنید«45»  
و با اهل کتاب جز به [شیوه‏اى] که بهتر است مجادله مکنید مگر [با] کسانى از آنان که ستم کرده‏اند و بگویید به آنچه به سوى ما نازل شده و [آنچه] به سوى شما نازل گردیده ایمان آوردیم و خداى ما و خداى شما یکى است و ما تسلیم اوییم«46» 
و همچنین ما قرآن را بر تو نازل کردیم پس آنان که بدیشان کتاب داده‏ایم بدان ایمان مى‏آورند و از میان اینان کسانى‏اند که به آن مى‏گروند و جز کافران [کسى] آیات ما را انکار نمى‏کند«47»  
و تو هیچ کتابى را پیش از این نمى‏خواندى و با دست [راست] خود [کتابى] نمى‏نوشتى و گر نه باطل‏اندیشان قطعا به شک مى‏افتادند«48»  
بلکه [قرآن] آیاتى روشن در سینه‏هاى کسانى است که علم [الهى] یافته‏اند و جز ستمگران منکر آیات ما نمى‏شوند«49»
و گفتند چرا بر او از جانب پروردگارش نشانه‏هایى [معجزه‏آسا] نازل نشده است بگو آن نشانه‏ها پیش خداست و من تنها هشداردهنده‏اى آشکارم«50»
آیا براى ایشان بس نیست که این کتاب را که بر آنان خوانده مى‏شود بر تو فرو فرستادیم در حقیقت در این [کار] براى مردمى که ایمان دارند رحمت و یادآورى است«51» 
بگو کافى است‏خدا میان من و شما شاهد باشد آنچه را که در آسمانها و زمین است مى‏داند و آنان که به باطل گرویده و خدا را انکار کرده‏اند همان زیانکارانند«52» 
و از تو به شتاب درخواست عذاب [الهى را] دارند و اگر سرآمدى معین نبود قطعا عذاب به آنان مى‏رسید و بى‏آنکه خبردار شوند غافلگیرشان مى‏کرد«53»  
و شتابزده از تو عذاب مى‏خواهند و حال آنکه جهنم قطعا بر کافران احاطه دارد«54»      
آن روز که عذاب از بالاى [سر] آنها و از زیر پاهایشان آنها را فرو گیرد و [خدا] مى‏فرماید [نتیجه] آنچه را مى‏کردید بچشید«55»   
اى بندگان من که ایمان آورده‏اید زمین من فراخ است تنها مرا بپرستید«56»    
هر نفسى چشنده مرگ است آنگاه به سوى ما بازگردانیده خواهید شد«57»   
و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند قطعا آنان را در غرفه‏هایى از بهشت جاى مى‏دهیم که از زیر آنها جویها روان است جاودان در آنجا خواهند بود چه نیکوست پاداش عمل‏کنندگان«58»
همان کسانى که شکیبایى ورزیده و بر پروردگارشان توکل نموده‏اند«59»       
و چه بسیار جاندارانى که نمى‏توانند متحمل روزى خود شوند خداست که آنها و شما را روزى مى‏دهد و اوست‏شنواى دانا«60»      
و اگر از ایشان بپرسى چه کسى آسمانها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را [چنین] رام کرده است‏حتما خواهند گفت الله پس چگونه [از حق] بازگردانیده مى‏شوند«61»  
خدا بر هر کس از بندگانش که بخواهد روزى را گشاده مى‏گرداند و [یا] بر او تنگ مى‏سازد زیرا خدا به هر چیزى داناست«62»
و اگر از آنان بپرسى چه کسى از آسمان آبى فرو فرستاده و زمین را پس از مرگش به وسیله آن زنده گردانیده است‏حتما خواهند گفت الله بگو ستایش از آن خداست با این همه بیشترشان نمى‏اندیشند«63»  
این زندگى دنیا جز سرگرمى و بازیچه نیست و زندگى حقیقى همانا [در] سراى آخرت است اى کاش مى‏دانستند«64»
و هنگامى که بر کشتى سوار مى‏شوند خدا را پاکدلانه مى‏خوانند و[لى] چون به سوى خشکى رساند و نجاتشان داد بناگاه شرک مى‏ورزند«65»      
بگذار تا به آنچه بدیشان داده‏ایم انکار آورند و بگذار تا برخوردار شوند زودا که بدانند«66»   
آیا ندیده‏اند که ما [براى آنان] حرمى امن قرار دادیم و حال آنکه مردم از حوالى آنان ربوده مى‏شوند آیا به باطل ایمان مى‏آورند و به نعمت‏خدا کفر مى‏ورزند«67»
و کیست‏ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ بندد یا چون حق به سوى او آید آن را تکذیب کند آیا جاى کافران [در] جهنم نیست«68»       
و کسانى که در راه ما کوشیده‏اند به یقین راه‏هاى خود را بر آنان مى‏نماییم و در حقیقت‏خدا با نیکوکاران است«69»

3

سوره زلزله

به نام خداوند رحمتگر مهربان

آنگاه که زمین به لرزش [شدید] خود لرزانیده شود«1»      
و زمین بارهاى سنگین خود را برون افکند«2»     
و انسان گوید [زمین] را چه شده است«3»    
آن روز است که [زمین] خبرهاى خود را باز گوید«4»  
[همان گونه] که پروردگارت بدان وحى کرده است«5»   
آن روز مردم [به حال] پراکنده برآیند تا [نتیجه] کارهایشان به آنان نشان داده شود«6»
پس هر که هموزن ذره‏اى نیکى کند [نتیجه] آن را خواهد دید«7»       
و هر که هموزن ذره‏اى بدى کند [نتیجه] آن را خواهد دید«8»

سوره نوح

به نام خداوند رحمتگر مهربان

ما نوح را به سوى قومش فرستادیم که قومت را پیش از آنکه عذابى دردناک به آنان رسد هشدار ده«1»
[نوح] گفت اى قوم من من شما را هشدار دهنده‏اى آشکارم«2»     
که خدا را بپرستید و از او پروا دارید و مرا فرمان برید«3»       
[تا] برخى از گناهانتان را بر شما ببخشاید و [اجل] شما را تا وقتى معین به تاخیر اندازد اگر بدانید چون وقت مقرر خدا برسد تاخیر بر نخواهد داشت«4»     
[نوح] گفت پروردگارا من قوم خود را شب و روز دعوت کردم«5» 
و دعوت من جز بر گریزشان نیفزود«6»  
و من هر بار که آنان را دعوت کردم تا ایشان را بیامرزى انگشتانشان را در گوشهایشان کردند و رداى خویشتن بر سر کشیدند و اصرار ورزیدند و هر چه بیشتر بر کبر خود افزودند«7»       
سپس من آشکارا آنان را دعوت کردم«8»
باز من به آنان اعلام نمودم و در خلوت [و] پوشیده نیز به ایشان گفتم«9»  
و گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او همواره آمرزنده است«10»   
[تا] بر شما از آسمان باران پى در پى فرستد«11»    
و شما را به اموال و پسران یارى کند و برایتان باغها قرار دهد و نهرها براى شما پدید آورد«12»   
شما را چه شده است که از شکوه خدا بیم ندارید«13»
و حال آنکه شما را مرحله به مرحله خلق کرده است«14»    
مگر ملاحظه نکرده‏اید که چگونه خدا هفت آسمان را توبرتو آفریده است«15»   
و ماه را در میان آنها روشنایى‏بخش گردانید و خورشید را [چون] چراغى قرار داد«16»      
و خدا[ست که] شما را [مانند] گیاهى از زمین رویانید«17»     
سپس شما را در آن بازمى‏گرداند و بیرون مى‏آورد بیرون‏آوردنى [عجیب]«18»     
و خدا زمین را براى شما فرشى [گسترده] ساخت«19»    
تا در راههاى فراخ آن بروید«20»
نوح گفت پروردگارا آنان نافرمانى من کردند و کسى را پیروى نمودند که مال و فرزندش جز بر زیان وى نیفزود«21»
و دست به نیرنگى بس بزرگ زدند«22»    
و گفتند زنهار خدایان خود را رها مکنید و نه و د را واگذارید و نه سواع و نه ی غوث و نه ی عوق و نه ن سر را«23»
و بسیارى را گمراه کرده‏اند [بار خدایا] جز بر گمراهى ستمکاران میفزاى«24»     
[تا] به سبب گناهانشان غرقه گشتند و [پس از مرگ] در آتشى درآورده شدند و براى خود در برابر خدا یارانى نیافتند«25»
و نوح گفت پروردگارا هیچ کس از کافران را بر روى زمین مگذار«26»       
چرا که اگر تو آنان را باقى گذارى بندگانت را گمراه مى‏کنند و جز پلیدکار ناسپاس نزایند«27» 
پروردگارا بر من و پدر و مادرم و هر مؤمنى که در سرایم درآید و بر مردان و زنان با ایمان ببخشاى و جز بر هلاکت‏ستمگران میفزاى«28