✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

سوره مایده

از میان فرزندان اسرائیل آنان که کفر ورزیدند به زبان داوود و عیسى بن مریم مورد لعنت قرار گرفتند این [کیفر] به خاطر آن بود که عصیان ورزیده و [از فرمان خدا] تجاوز مى‏کردند«78»
[و] از کار زشتى که آن را مرتکب مى‏شدند یکدیگر را بازنمى‏داشتند راستى چه بد بود آنچه مى‏کردند«79»    
بسیارى از آنان را مى‏بینى که با کسانى که کفر ورزیده‏اند دوستى مى‏کنند راستى چه زشت است آنچه براى خود پیش فرستادند که [در نتیجه] خدا بر ایشان خشم گرفت و پیوسته در عذاب مى‏مانند«80»     
و اگر به خدا و پیامبر و آنچه که به سوى او فرود آمده ایمان مى‏آوردند آنان را به دوستى نمى‏گرفتند لیکن بسیارى از ایشان نافرمانند«81»
مسلما یهودیان و کسانى را که شرک ورزیده‏اند دشمن‏ترین مردم نسبت به مؤمنان خواهى یافت و قطعا کسانى را که گفتند ما نصرانى هستیم نزدیکترین مردم در دوستى با مؤمنان خواهى یافت زیرا برخى از آنان دانشمندان و رهبانانى‏اند که تکبر نمى‏ورزند«82»      
و چون آنچه را به سوى این پیامبر نازل شده بشنوند مى‏بینى بر اثر آن حقیقتى که شناخته‏اند اشک از چشمهایشان سرازیر مى‏شود مى‏گویند پروردگارا ما ایمان آورده‏ایم پس ما را در زمره گواهان بنویس«83»       
و براى ما چه [عذرى] است که به خدا و آنچه از حق به ما رسیده ایمان نیاوریم و حال آنکه چشم داریم که پروردگارمان ما را با گروه شایستگان [به بهشت] درآورد«84»  
پس به پاس آنچه گفتند خدا به آنان باغهایى پاداش داد که از زیر [درختان] آن نهرها جارى است در آن جاودانه مى‏مانند و این پاداش نیکوکاران است«85»
و کسانى که کفر ورزیدند و آیات ما را دروغ پنداشتند آنان همدم آتشند«86»       
اى کسانى که ایمان آورده‏اید چیزهاى پاکیزه‏اى را که خدا براى [استفاده] شما حلال کرده حرام مشمارید و از حد مگذرید که خدا از حدگذرندگان را دوست نمى‏دارد«87»
و از آنچه خداوند روزى شما گردانیده حلال و پاکیزه را بخورید و از آن خدایى که بدو ایمان دارید پروا دارید«88»
خدا شما را به سوگندهاى بیهوده‏تان مؤاخذه نمى‏کند ولى به سوگندهایى که [از روى اراده] مى‏خورید [و مى‏شکنید] شما را مؤاخذه مى‏کند و کفاره‏اش خوراک دادن به ده بینواست از غذاهاى متوسطى که به کسان خود مى‏خورانید یا پوشانیدن آنان یا آزاد کردن بنده‏اى و کسى که [هیچ یک از اینها را] نیابد [باید] سه روز روزه بدارد این است کفاره سوگندهاى شما وقتى که سوگند خوردید و سوگندهاى خود را پاس دارید این گونه خداوند آیات خود را براى شما بیان مى‏کند باشد که سپاسگزارى کنید«89»      
اى کسانى که ایمان آورده‏اید شراب و قمار و بتها و تیرهاى قرعه پلیدند [و] از عمل شیطانند پس از آنها دورى گزینید باشد که رستگار شوید«90» 
همانا شیطان مى‏خواهد با شراب و قمار میان شما دشمنى و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد پس آیا شما دست برمى‏دارید«91»
و اطاعت‏خدا و اطاعت پیامبر کنید و [از گناهان] برحذر باشید پس اگر روى گرداندید بدانید که بر عهده پیامبر ما فقط رساندن [پیام] آشکار است«92»
بر کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند گناهى در آنچه [قبلا] خورده‏اند نیست در صورتى که تقوا پیشه کنند و ایمان بیاورند و کارهاى شایسته کنند سپس تقوا پیشه کنند و ایمان بیاورند آنگاه تقوا پیشه کنند و احسان نمایند و خدا نیکوکاران را دوست مى‏دارد«93»     
اى کسانى که ایمان آورده‏اید خدا شما را به چیزى از شکار که در دسترس شما و نیزه‏هاى شما باشد خواهد آزمود تا معلوم دارد چه کسى در نهان از او مى‏ترسد پس هر کس بعد از آن تجاوز کند براى او عذابى دردناک خواهد بود«94»  
اى کسانى که ایمان آورده‏اید در حالى که محرمید شکار را مکشید و هر کس از شما عمدا آن را بکشد باید نظیر آنچه کشته است از چهارپایان کفاره‏اى بدهد که [نظیر بودن] آن را دو تن عادل از میان شما تصدیق کنند و به صورت قربانى به کعبه برسد یا به کفاره [آن] مستمندان را خوراک بدهد یا معادلش روزه بگیرد تا سزاى زشتکارى خود را بچشد خداوند از آنچه در گذشته واقع شده عفو کرده است و[لى] هر کس تکرار کند خدا از او انتقام مى‏گیرد و خداوند توانا و صاحب‏انتقام است«95»       
صید دریا و ماکولات آن براى شما حلال شده است تا براى شما و مسافران بهره‏اى باشد و[لى] صید بیابان مادام که محرم مى‏باشید بر شما حرام گردیده است و از خدایى که نزد او محشور مى‏شوید پروا دارید«96»  
خداوند [زیارت] کعبه بیت الحرام را وسیله به پا داشتن [مصالح] مردم قرار داده و ماه حرام و قربانیهاى بى‏نشان و قربانیهاى نشاندار را [نیز به همین منظور مقرر فرموده است] این [جمله] براى آن است تا بدانید که خدا آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است مى‏داند و خداست که بر هر چیزى داناست«97»

سوره مایده

و داستان دو پسر آدم را به درستى بر ایشان بخوان هنگامى که [هر یک از آن دو] قربانیى پیش داشتند پس از یکى از آن دو پذیرفته شد و از دیگرى پذیرفته نشد [قابیل] گفت‏حتما تو را خواهم کشت [هابیل] گفت‏خدا فقط از تقواپیشگان مى‏پذیرد«27»     
اگر دست‏خود را به سوى من دراز کنى تا مرا بکشى من دستم را به سوى تو دراز نمى‏کنم تا تو را بکشم چرا که من از خداوند پروردگار جهانیان مى‏ترسم«28»      
من مى‏خواهم تو با گناه من و گناه خودت [به سوى خدا] بازگردى و در نتیجه از اهل آتش باشى و این است‏سزاى ستمگران«29»
پس نفس [اماره]اش او را به قتل برادرش ترغیب کرد و وى را کشت و از زیانکاران شد«30»  
پس خدا زاغى را برانگیخت که زمین را مى‏کاوید تا به او نشان دهد چگونه جسد برادرش را پنهان کند [قابیل] گفت واى بر من آیا عاجزم که مثل این زاغ باشم تا جسد برادرم را پنهان کنم پس از [زمره] پشیمانان گردید«31»
از این روى بر فرزندان اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس کسى را جز به قصاص قتل یا [به کیفر] فسادى در زمین بکشد چنان است که گویى همه مردم را کشته باشد و هر کس کسى را زنده بدارد چنان است که گویى تمام مردم را زنده داشته است و قطعا پیامبران ما دلایل آشکار براى آنان آوردند [با این همه] پس از آن بسیارى از ایشان در زمین زیاده‏روى مى‏کنند«32»    
سزاى کسانى که با [دوستداران] خدا و پیامبر او مى‏جنگند و در زمین به فساد مى‏کوشند جز این نیست که کشته شوند یا بر دار آویخته گردند یا دست و پایشان در خلاف جهت‏یکدیگر بریده شود یا از آن سرزمین تبعید گردند این رسوایى آنان در دنیاست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت«33»    
مگر کسانى که پیش از آنکه بر ایشان دست‏یابید توبه کرده باشند پس بدانید که خدا آمرزنده مهربان است«34»
اى کسانى که ایمان آورده‏اید از خدا پروا کنید و به او [توسل و] تقرب جویید و در راهش جهاد کنید باشد که رستگار شوید«35»   
در حقیقت کسانى که کفر ورزیدند اگر تمام آنچه در زمین است براى آنان باشد و مثل آن را [نیز] با آن [داشته باشند] تا به وسیله آن خود را از عذاب روز قیامت بازخرند از ایشان پذیرفته نمى‏شود و عذابى پر درد خواهند داشت«36»
مى‏خواهند که از آتش بیرون آیند در حالى که از آن بیرون آمدنى نیستند و براى آنان عذابى پایدار خواهد بود«37»
و مرد و زن دزد را به سزاى آنچه کرده‏اند دستشان را به عنوان کیفرى از جانب خدا ببرید و خداوند توانا و حکیم است«38»
پس هر که بعد از ستم‏کردنش توبه کند و به صلاح آید خدا توبه او را مى‏پذیرد که خدا آمرزنده مهربان است«39»
مگر ندانسته‏اى که فرمانروایى آسمانها و زمین از آن خداست هر که را بخواهد عذاب مى‏کند و هر که را بخواهد مى‏بخشد و خدا بر هر چیزى تواناست«40»   
اى پیامبر کسانى که در کفر شتاب مى‏ورزند تو را غمگین نسازند [چه] از آنانکه با زبان خود گفتند ایمان آوردیم و حال آنکه دلهایشان ایمان نیاورده بود و [چه] از یهودیان [آنان] که [به سخنان تو] گوش مى‏سپارند [تا بهانه‏اى] براى تکذیب [تو بیابند] و براى گروهى دیگر که [خود] نزد تو نیامده‏اند خبرچینى [=جاسوسى] مى‏کنند کلمات را از جاهاى خود دگرگون مى‏کنند [و] مى‏گویند اگر این [حکم] به شما داده شد آن را بپذیرید و اگر آن به شما داده نشد پس دورى کنید و هر که را خدا بخواهد به فتنه درافکند هرگز در برابر خدا براى او از دست تو چیزى بر نمى‏آید اینانند که خدا نخواسته دلهایشان را پاک گرداند در دنیا براى آنان رسوایى و در آخرت عذابى بزرگ خواهد بود«41»  
پذیرا و شنواى دروغ هستند [و] بسیار مال حرام مى‏خورند پس اگر نزد تو آمدند [یا] میان آنان داورى کن یا از ایشان روى برتاب و اگر از آنان روى برتابى هرگز زیانى به تو نخواهند رسانید و اگر داورى مى‏کنى پس به عدالت در میانشان حکم کن که خداوند دادگران را دوست مى‏دارد«42»     
و چگونه تو را داور قرار مى‏دهند با آنکه تورات نزد آنان است که در آن حکم خدا [آمده] ست‏سپس آنان بعد از این [طلب داورى] پشت مى‏کنند و [واقعا] آنان مؤمن نیستند«43»
ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایى بود نازل کردیم پیامبرانى که تسلیم [فرمان خدا] بودند به موجب آن براى یهود داورى مى‏کردند و [همچنین] الهیون و دانشمندان به سبب آنچه از کتاب خدا به آنان سپرده شده و بر آن گواه بودند پس از مردم نترسید و از من بترسید و آیات مرا به بهاى ناچیزى مفروشید و کسانى که به موجب آنچه خدا نازل کرده داورى نکرده‏اند آنان خود کافرانند«44»  
و در [تورات] بر آنان مقرر کردیم که جان در مقابل جان و چشم در برابر چشم و بینى در برابر بینى و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان مى‏باشد و زخمها [نیز به همان ترتیب] قصاصى دارند و هر که از آن [قصاص]درگذرد پس آن کفاره [گناهان] او خواهد بود و کسانى که به موجب آنچه خدا نازل کرده داورى نکرده‏اند آنان خود ستمگرانند«45»
و عیسى پسر مریم را به دنبال آنان [=پیامبران دیگر] درآوردیم در حالى که تورات را که پیش از او بود تصدیق داشت و به او انجیل را عطا کردیم که در آن هدایت و نورى است و تصدیق‏کننده تورات قبل از آن است و براى پرهیزگاران رهنمود و اندرزى است«46»      
و اهل انجیل باید به آنچه خدا در آن نازل کرده داورى کنند و کسانى که به آنچه خدا نازل کرده حکم نکنند آنان خود نافرمانند«47»     
و ما این کتاب [=قرآن] را به حق به سوى تو فرو فرستادیم در حالى که تصدیق‏کننده کتابهاى پیشین و حاکم بر آنهاست پس میان آنان بر وفق آنچه خدا نازل کرده حکم کن و از هواهایشان [با دور شدن] از حقى که به سوى تو آمده پیروى مکن براى هر یک از شما [امتها] شریعت و راه روشنى قرار داده‏ایم و اگر خدا مى‏خواست‏شما را یک امت قرار مى‏داد ولى [خواست] تا شما را در آنچه به شما داده است بیازماید پس در کارهاى نیک بر یکدیگر سبقت گیرید بازگشت [همه] شما به سوى خداست آنگاه در باره آنچه در آن اختلاف مى‏کردید آگاهتان خواهد کرد«48»
و میان آنان به موجب آنچه خدا نازل کرده داورى کن و از هواهایشان پیروى مکن و از آنان برحذر باش مبادا تو را در بخشى از آنچه خدا بر تو نازل کرده به فتنه دراندازند پس اگر پشت کردند بدان که خدا مى‏خواهد آنان را فقط به [سزاى] پاره‏اى از گناهانشان برساند و در حقیقت بسیارى از مردم نافرمانند«49»
آیا خواستار حکم جاهلیت‏اند و براى مردمى که یقین دارند داورى چه کسى از خدا بهتر است«50»     
اى کسانى که ایمان آورده‏اید یهود و نصارى را دوستان [خود] مگیرید [که] بعضى از آنان دوستان بعضى دیگرند و هر کس از شما آنها را به دوستى گیرد از آنان خواهد بود آرى خدا گروه ستمگران را راه نمى‏نماید«51» 
مى‏بینى کسانى که در دلهایشان بیمارى است در [دوستى] با آنان شتاب مى‏ورزند مى‏گویند مى‏ترسیم به ما حادثه ناگوارى برسد امید است‏خدا از جانب خود فتح [منظور] یا امر دیگرى را پیش آورد تا [در نتیجه آنان] از آنچه در دل خود نهفته داشته‏اند پشیمان گردند«52» 
و کسانى که ایمان آورده‏اند مى‏گویند آیا اینان بودند که به خداوند سوگندهاى سخت مى‏خوردند که جدا با شما هستند اعمالشان تباه شد و زیانکار گردیدند«53»    
اى کسانى که ایمان آورده‏اید هر کس از شما از دین خود برگردد به زودى خدا گروهى [دیگر] را مى‏آورد که آنان را دوست مى‏دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند [اینان] با مؤمنان فروتن [و] بر کافران سرفرازند در راه خدا جهاد مى‏کنند و از سرزنش هیچ ملامتگرى نمى‏ترسند این فضل خداست آن را به هر که بخواهد مى‏دهد و خدا گشایشگر داناست«54»     
ولى شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانى که ایمان آورده‏اند همان کسانى که نماز برپا مى‏دارند و در حال رکوع زکات مى‏دهند«55»       
و هر کس خدا و پیامبر او و کسانى را که ایمان آورده‏اند ولى خود بداند [پیروز است چرا که] حزب خدا همان پیروزمندانند«56»   
اى کسانى که ایمان آورده‏اید کسانى را که دین شما را به ریشخند و بازى گرفته‏اند [چه] از کسانى که پیش از شما به آنان کتاب داده شده و [چه از] کافران دوستان [خود] مگیرید و اگر ایمان دارید از خدا پروا دارید«57»
و هنگامى که [به وسیله اذان مردم را] به نماز مى‏خوانید آن را به مسخره و بازى مى‏گیرند زیرا آنان مردمى‏اند که نمى‏اندیشند«58»     
بگو اى اهل کتاب آیا جز این بر ما عیب مى‏گیرید که ما به خدا و به آنچه به سوى ما نازل شده و به آنچه پیش از این فرود آمده است ایمان آورده‏ایم و اینکه بیشتر شما فاسقید«59»
بگو آیا شما را به بدتر از [صاحبان] این کیفر در پیشگاه خدا خبر دهم همانان که خدا لعنتشان کرده و بر آنان خشم گرفته و از آنان بوزینگان و خوکان پدید آورده و آنانکه طاغوت را پرستش کرده‏اند اینانند که از نظر منزلت بدتر و از راه راست گمراه‏ترند«60»       
و چون نزد شما مى‏آیند مى‏گویند ایمان آوردیم در حالى که با کفر وارد شده و قطعا با همان [کفر] بیرون رفته‏اند و خدا به آنچه پنهان مى‏داشتند داناتر است«61»     
و بسیارى از آنان را مى‏بینى که در گناه و تعدى و حرامخوارى خود شتاب مى‏کنند واقعا چه اعمال بدى انجام مى‏دادند«62»      
چرا الهیون و دانشمندان آنان را از گفتار گناه[آلود] و حرامخوارگى‏شان باز نمى‏دارند راستى چه بد است آنچه انجام مى‏دادند«63»   
و یهود گفتند دست‏خدا بسته است دستهاى خودشان بسته باد و به [سزاى ] آنچه گفتند از رحمت‏خدا دور شوند بلکه هر دو دست او گشاده است هر گونه بخواهد مى‏بخشد و قطعا آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو فرود آمده بر طغیان و کفر بسیارى از ایشان خواهد افزود و تا روز قیامت میانشان دشمنى و کینه افکندیم هر بار که آتشى براى پیکار برافروختند خدا آن را خاموش ساخت و در زمین براى فساد مى‏کوشند و خدا مفسدان را دوست نمى‏دارد«64»
و اگر اهل کتاب ایمان آورده و پرهیزگارى کرده بودند قطعا گناهانشان را مى‏زدودیم و آنان را به بوستانهاى پر نعمت درمى‏آوردیم«65»      
و اگر آنان به تورات و انجیل و آنچه از جانب پروردگارشان به سویشان نازل شده است عمل مى‏کردند قطعا از بالاى سرشان [برکات آسمانى] و از زیر پاهایشان [برکات زمینى] برخوردار مى‏شدند از میان آنان گروهى میانه‏رو هستند و بسیارى از ایشان بد رفتار مى‏کنند«66»       
اى پیامبر آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ابلاغ کن و اگر نکنى پیامش را نرسانده‏اى و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه مى‏دارد آرى خدا گروه کافران را هدایت نمى‏کند«67»  
بگو اى اهل کتاب تا [هنگامى که] به تورات و انجیل و آنچه از پروردگارتان به سوى شما نازل شده است عمل نکرده‏اید بر هیچ [آیین بر حقى] نیستید و قطعا آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده بر طغیان و کفر بسیارى از آنان خواهد افزود پس بر گروه کافران اندوه مخور«68»      
کسانى که ایمان آورده و کسانى که یهودى و صابئى و مسیحى‏اند هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان آورد و کار نیکو کند پس نه بیمى بر ایشان است و نه اندوهگین خواهند شد«69»   
ما از فرزندان اسرائیل سخت پیمان گرفتیم و به سویشان پیامبرانى روانه کردیم هر بار پیامبرى چیزى بر خلاف دلخواهشان برایشان آورد گروهى را تکذیب مى‏کردند و گروهى را مى‏کشتند«70»    
و پنداشتند کیفرى در کار نیست پس کور و کر شدند سپس خدا توبه آنان را پذیرفت باز بسیارى از ایشان کور و کر شدند و خدا به آنچه انجام مى‏دهند بیناست«71»
کسانى که گفتند خدا همان مسیح پسر مریم است قطعا کافر شده‏اند و حال آنکه مسیح مى‏گفت اى فرزندان اسرائیل پروردگار من و پروردگار خودتان را بپرستید که هر کس به خدا شرک آورد قطعا خدا بهشت را بر او حرام ساخته و جایگاهش آتش است و براى ستمکاران یاورانى نیست«72» 
کسانى که [به تثلیث قائل شده و] گفتند خدا سومین [شخص از] سه [شخص یا سه اقنوم] است قطعا کافر شده‏اند و حال آنکه هیچ معبودى جز خداى یکتا نیست و اگر از آنچه مى‏گویند باز نایستند به کافران ایشان عذابى دردناک خواهد رسید«73»     
چرا به درگاه خدا توبه نمى‏کنند و از وى آمرزش نمى‏خواهند و خدا آمرزنده مهربان است«74»       
مسیح پسر مریم جز پیامبرى نبود که پیش از او [نیز] پیامبرانى آمده بودند و مادرش زنى بسیار راستگو بود هر دو غذا مى‏خوردند بنگر چگونه آیات [خود] را براى آنان توضیح مى‏دهیم سپس ببین چگونه [از حقیقت] دور مى‏افتند«75»       
بگو آیا غیر از خدا چیزى را که اختیار زیان و سود شما را ندارد مى‏پرستید و حال آنکه خداوند شنواى داناست«76»
بگو اى اهل کتاب در دین خود بناحق گزافه‏گویى نکنید و از پى هوسهاى گروهى که پیش از این گمراه گشتند و بسیارى [از مردم] را گمراه کردند و [خود] از راه راست منحرف شدند نروید«77» 
 

سوره مایده

به نام خداوند رحمتگر مهربان

اى کسانى که ایمان آورده‏اید به قراردادها[ى خود] وفا کنید براى شما [گوشت] چارپایان حلال گردیده جز آنچه [حکمش] بر شما خوانده مى‏شود در حالى که نباید شکار را در حال احرام حلال بشمرید خدا هر چه بخواهد فرمان مى‏دهد«1»   
اى کسانى که ایمان آورده‏اید حرمت‏شعایر خدا و ماه حرام و قربانى بى‏نشان و قربانیهاى گردن‏بنددار و راهیان بیت الحرام را که فضل و خشنودى پروردگار خود را مى‏طلبند نگه دارید و چون از احرام بیرون آمدید [مى‏توانید] شکار کنید و البته نباید کینه‏توزى گروهى که شما را از مسجد الحرام باز داشتند شما را به تعدى وادارد و در نیکوکارى و پرهیزگارى با یکدیگر همکارى کنید و در گناه و تعدى دستیار هم نشوید و از خدا پروا کنید که خدا سخت‏کیفر است«2»       
بر شما حرام شده است مردار و خون و گوشت‏خوک و آنچه به نام غیر خدا کشته شده باشد و [حیوان حلال گوشت] خفه شده و به چوب مرده و از بلندى افتاده و به ضرب شاخ مرده و آنچه درنده از آن خورده باشد مگر آنچه را [که زنده دریافته و خود] سر ببرید و [همچنین] آنچه براى بتان سربریده شده و [نیز] قسمت کردن شما [چیزى را] به وسیله تیرهاى قرعه این [کارها همه] نافرمانى [خدا]ست امروز کسانى که کافر شده‏اند از [کارشکنى در] دین شما نومید گردیده‏اند پس از ایشان مترسید و از من بترسید امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت‏خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را براى شما [به عنوان] آیینى برگزیدم و هر کس دچار گرسنگى شود بى‏آنکه به گناه متمایل باشد [اگر از آنچه منع شده است بخورد] بى تردید خدا آمرزنده مهربان است«3»       
از تو مى‏پرسند چه چیزى براى آنان حلال شده است بگو چیزهاى پاکیزه براى شما حلال گردیده و [نیز صید] حیوانات شکارگر که شما بعنوان مربیان سگهاى شکارى از آنچه خدایتان آموخته به آنها تعلیم داده‏اید [براى شما حلال شده است] پس از آنچه آنها براى شما گرفته و نگاه داشته‏اند بخورید و نام خدا را بر آن ببرید و پرواى خدا بدارید که خدا زودشمار است«4»      
امروز چیزهاى پاکیزه براى شما حلال شده و طعام کسانى که اهل کتابند براى شما حلال و طعام شما براى آنان حلال است و [بر شما حلال است ازدواج با] زنان پاکدامن از مسلمان و زنان پاکدامن از کسانى که پیش از شما کتاب [آسمانى] به آنان داده شده به شرط آنکه م هرهایشان را به ایشان بدهید در حالى که خود پاکدامن باشید نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهانى دوست‏خود بگیرید و هر کس در ایمان خود شک کند قطعا عملش تباه شده و در آخرت از زیانکاران است«5»    
اى کسانى که ایمان آورده‏اید چون به [عزم] نماز برخیزید صورت و دستهایتان را تا آرنج بشویید و سر و پاهاى خودتان را تا برآمدگى پیشین [هر دو پا] مسح کنید و اگر جنب‏اید خود را پاک کنید [=غسل نمایید] و اگر بیمار یا در سفر بودید یا یکى از شما از قضاى حاجت آمد یا با زنان نزدیکى کرده‏اید و آبى نیافتید پس با خاک پاک تیمم کنید و از آن به صورت و دستهایتان بکشید خدا نمى‏خواهد بر شما تنگ بگیرد لیکن مى‏خواهد شما را پاک و نعمتش را بر شما تمام گرداند باشد که سپاس [او] بدارید«6»     
و نعمتى را که خدا بر شما ارزانى داشته و [نیز] پیمانى را که شما را به [انجام] آن متعهد گردانیده به یاد آورید آنگاه که گفتید شنیدیم و اطاعت کردیم و از خدا پروا دارید که خدا به راز دلها آگاه است«7»   
اى کسانى که ایمان آورده‏اید براى خدا به داد برخیزید [و] به عدالت‏شهادت دهید و البته نباید دشمنى گروهى شما را بر آن دارد که عدالت نکنید عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است و از خدا پروا دارید که خدا به آنچه انجام مى‏دهید آگاه است«8»   
خدا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند به آمرزش و پاداشى بزرگ وعده داده است«9»   
و کسانى که کفر ورزیدند و آیات ما را دروغ انگاشتند آنان اهل دوزخند«10»     
اى کسانى که ایمان آورده‏اید نعمت‏خدا را بر خود یاد کنید آنگاه که قومى آهنگ آن داشتند که بر شما دست‏یازند و [خدا] دستشان را از شما کوتاه داشت و از خدا پروا دارید و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند«11»
در حقیقت‏خدا از فرزندان اسرائیل پیمان گرفت و از آنان دوازده سرکرده برانگیختیم و خدا فرمود من با شما هستم اگر نماز برپا دارید و زکات بدهید و به فرستادگانم ایمان بیاورید و یاریشان کنید و وام نیکویى به خدا بدهید قطعا گناهانتان را از شما مى‏زدایم و شما را به باغهایى که از زیر [درختان] آن نهرها روان است در مى‏آورم پس هر کس از شما بعد از این کفر ورزد در حقیقت از راه راست گمراه شده است«12»
پس به [سزاى] پیمان شکستنشان لعنتشان کردیم و دلهایشان را سخت گردانیدیم [به طورى که] کلمات را از مواضع خود تحریف مى‏کنند و بخشى از آنچه را بدان اندرز داده شده بودند به فراموشى سپردند و تو همواره بر خیانتى از آنان آگاه مى‏شوى مگر [شمارى] اندک از ایشان [که خیانتکار نیستند] پس از آنان درگذر و چشم پوشى کن که خدا نیکوکاران را دوست مى‏دارد«13»    
و از کسانى که گفتند ما نصرانى هستیم از ایشان [نیز] پیمان گرفتیم و[لى] بخشى از آنچه را بدان اندرز داده شده بودند فراموش کردند و ما [هم] تا روز قیامت میانشان دشمنى و کینه افکندیم و به زودى خدا آنان را از آنچه مى‏کرده‏اند [و مى‏ساخته‏اند] خبر مى‏دهد«14»   
اى اهل کتاب پیامبر ما به سوى شما آمده است که بسیارى از چیزهایى از کتاب [آسمانى خود] را که پوشیده مى‏داشتید براى شما بیان مى‏کند و از بسیارى [خطاهاى شما] درمى‏گذرد قطعا براى شما از جانب خدا روشنایى و کتابى روشنگر آمده است«15»      
خدا هر که را از خشنودى او پیروى کند به وسیله آن [کتاب] به راه‏هاى سلامت رهنمون مى‏شود و به توفیق خویش آنان را از تاریکیها به سوى روشنایى بیرون مى‏برد و به راهى راست هدایتشان مى‏کند«16»
کسانى که گفتند خدا همان مسیح پسر مریم است مسلما کافر شده‏اند بگو اگر [خدا] اراده کند که مسیح پسر مریم و مادرش و هر که را که در زمین است جملگى به هلاکت رساند چه کسى در مقابل خدا اختیارى دارد فرمانروایى آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است از آن خداست هر چه بخواهد مى‏آفریند و خدا بر هر چیزى تواناست«17»
و یهودان و ترسایان گفتند ما پسران خدا و دوستان او هستیم بگو پس چرا شما را به [کیفر] گناهانتان عذاب مى‏کند دنه] بلکه شما [هم] بشرید از جمله کسانى که آفریده است هر که را بخواهد مى‏آمرزد و هر که را بخواهد عذاب مى‏کند و فرمانروایى آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو مى‏باشد از آن خداست و بازگشت [همه] به سوى اوست«18» 
اى اهل کتاب پیامبر ما به سوى شما آمده که در دوران فترت رسولان [حقایق را] براى شما بیان مى‏کند تا مبادا [روز قیامت] بگویید براى ما بشارتگر و هشداردهنده‏اى نیامد پس قطعا براى شما بشارتگر و هشداردهنده‏اى آمده است و خدا بر هر چیزى تواناست«19»  
و [یاد کن] زمانى را که موسى به قوم خود گفت اى قوم من نعمت‏خدا را بر خود یاد کنید آنگاه که در میان شما پیامبرانى قرار داد و شما را پادشاهانى ساخت و آنچه را که به هیچ کس از جهانیان نداده بود به شما داد«20»      
اى قوم من به سرزمین مقدسى که خداوند براى شما مقرر داشته است درآیید و به عقب بازنگردید که زیانکار خواهید شد«21»  
گفتند اى موسى در آنجا مردمى زورمندند و تا آنان از آنجا بیرون نروند ما هرگز وارد آن نمى‏شویم پس اگر از آنجا بیرون بروند ما وارد خواهیم شد«22»      
دو مرد از [زمره] کسانى که [از خدا] مى‏ترسیدند و خدا به آنان نعمت داده بود گفتند از آن دروازه بر ایشان [بتازید و] وارد شوید که اگر از آن درآمدید قطعا پیروز خواهید شد و اگر مؤمنید به خدا توکل کنید«23» 
گفتند اى موسى تا وقتى آنان در آن [شهر]ند ما هرگز پاى در آن ننهیم تو و پروردگارت برو[ید] و جنگ کنید که ما همین جا مى‏نشینیم«24» 
[موسى] گفت پروردگارا من جز اختیار شخص خود و برادرم را ندارم پس میان ما و میان این قوم نافرمان جدایى بینداز«25»
[خدا به موسى] فرمود [ورود به] آن [سرزمین] چهل سال بر ایشان حرام شد [که] در بیابان سرگردان خواهند بود پس تو بر گروه نافرمانان اندوه مخور«26»

سوره نساء

و اگر به خدا و روز بازپسین ایمان مى‏آوردند و از آنچه خدا به آنان روزى داده انفاق مى‏کردند چه زیانى برایشان داشت و خدا به [کار] آنان داناست«39»    
در حقیقت‏خدا هم‏وزن ذره‏اى ستم نمى‏کند و اگر [آن ذره کار] نیکى باشد دو چندانش مى‏کند و از نزد خویش پاداشى بزرگ مى‏بخشد«40»       
پس چگونه است [حالشان] آنگاه که از هر امتى گواهى آوریم و تو را بر آنان گواه آوریم«41»       
آن روز کسانى که کفر ورزیده‏اند و از پیامبر [خدا] نافرمانى کرده‏اند آرزو مى‏کنند که اى کاش با خاک یکسان مى‏شدند و از خدا هیچ سخنى را پوشیده نمى‏توانند داشت«42»  
اى کسانى که ایمان آورده‏اید در حال مستى به نماز نزدیک نشوید تا زمانى که بدانید چه مى‏گویید و [نیز] در حال جنابت [وارد نماز نشوید] مگر اینکه راهگذر باشید تا غسل کنید و اگر بیمارید یا در سفرید یا یکى از شما از قضاى حاجت آمد یا با زنان آمیزش کرده‏اید و آب نیافته‏اید پس بر خاکى پاک تیمم کنید و صورت و دستهایتان را مسح نمایید که خدا بخشنده و آمرزنده است«43» 
آیا به کسانى که بهره‏اى از کتاب یافته‏اند ننگریستى گمراهى را مى‏خرند و مى‏خواهند شما [نیز] گمراه شوید«44»
و خدا به [حال] دشمنان شما داناتر است کافى است که خدا سرپرست [شما] باشد و کافى است که خدا یاور [شما] باشد«45»      
برخى از آنان که یهودى‏اند کلمات را از جاهاى خود برمى‏گردانند و با پیچانیدن زبان خود و به قصد طعنه زدن در دین [اسلام با درآمیختن عبرى به عربى] مى‏گویند شنیدیم و نافرمانى کردیم و بشنو [که کاش] ناشنوا گردى و [نیز از روى استهزا مى‏گویند] راعنا [که در عربى یعنى به ما التفات کن ولى در عبرى یعنى خبیث ما] و اگر آنان مى‏گفتند شنیدیم و فرمان بردیم و بشنو و به ما بنگر قطعا براى آنان بهتر و درست‏تر بود ولى خدا آنان را به علت کفرشان لعنت کرد در نتیجه جز [گروهى] اندک ایمان نمى‏آورند«46»  
اى کسانى که به شما کتاب داده شده است به آنچه فرو فرستادیم و تصدیق‏کننده همان چیزى است که با شماست ایمان بیاورید پیش از آنکه چهره‏هایى را محو کنیم و در نتیجه آنها را به قهقرا بازگردانیم یا همچنانکه اصحاب سبت را لعنت کردیم آنان را [نیز] لعنت کنیم و فرمان خدا همواره تحقق یافته است«47»      
مسلما خدا این را که به او شرک ورزیده شود نمى‏بخشاید و غیر از آن را براى هر که بخواهد مى‏بخشاید و هر کس به خدا شرک ورزد به یقین گناهى بزرگ بربافته است«48»       
آیا به کسانى که خویشتن را پاک مى‏شمارند ننگریسته‏اى [چنین نیست] بلکه خداست که هر که را بخواهد پاک مى‏گرداند و به قدر نخ روى هسته خرمایى ستم نمى‏بینند«49»     
ببین چگونه بر خدا دروغ مى‏بندند و بس است که این یک گناه آشکار باشد«50» 
آیا کسانى را که از کتاب [آسمانى] نصیبى یافته‏اند ندیده‏اى که به جبت و طاغوت ایمان دارند و در باره کسانى که کفر ورزیده‏اند مى‏گویند اینان از کسانى که ایمان آورده‏اند راه‏یافته‏ترند«51»      
اینانند که خدا لعنتشان کرده و هر که را خدا لعنت کند هرگز براى او یاورى نخواهى یافت«52»   
آیا آنان نصیبى از حکومت دارند [اگر هم داشتند] به قدر نقطه پشت هسته خرمایى [چیزى] به مردم نمى‏دادند«53»
بلکه به مردم براى آنچه خدا از فضل خویش به آنان عطا کرده رشک مى‏ورزند در حقیقت ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به آنان ملکى بزرگ بخشیدیم«54»       
پس برخى از آنان به وى ایمان آوردند و برخى از ایشان از او روى برتافتند و [براى آنان] دوزخ پرشراره بس است«55»  
به زودى کسانى را که به آیات ما کفر ورزیده‏اند در آتشى [سوزان] درآوریم که هر چه پوستشان بریان گردد پوستهاى دیگرى بر جایش نهیم تا عذاب را بچشند آرى خداوند تواناى حکیم است«56»
و به زودى کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند در باغهایى که از زیر [درختان] آن نهرها روان است درآوریم براى همیشه در آن جاودانند و در آنجا همسرانى پاکیزه دارند و آنان را در سایه‏اى پایدار درآوریم«57»
خدا به شما فرمان مى‏دهد که سپرده‏ها را به صاحبان آنها رد کنید و چون میان مردم داورى مى‏کنید به عدالت داورى کنید در حقیقت نیکو چیزى است که خدا شما را به آن پند مى‏دهد خدا شنواى بیناست«58»
اى کسانى که ایمان آورده‏اید خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت کنید پس هر گاه در امرى [دینى] اختلاف نظر یافتید اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید آن را به [کتاب] خدا و [سنت] پیامبر [او] عرضه بدارید این بهتر و نیک‏فرجام‏تر است«59»       
آیا ندیده‏اى کسانى را که مى‏پندارند به آنچه به سوى تو نازل شده و [به] آنچه پیش از تو نازل گردیده ایمان آورده‏اند [با این همه] مى‏خواهند داورى میان خود را به سوى طاغوت ببرند با آنکه قطعا فرمان یافته‏اند که بدان کفر ورزند و[لى] شیطان مى‏خواهد آنان را به گمراهى دورى دراندازد«60»   
و چون به ایشان گفته شود به سوى آنچه خدا نازل کرده و به سوى پیامبر [او] بیایید منافقان را مى‏بینى که از تو سخت روى برمى‏تابند«61»
پس چگونه هنگامى که به [سزاى] کار و کردار پیشینشان مصیبتى به آنان مى‏رسد نزد تو مى‏آیند و به خدا سوگند مى‏خورند که ما جز نیکویى و موافقت قصدى نداشتیم«62» 
اینان همان کسانند که خدا مى‏داند چه در دل دارند پس از آنان روى برتاب و[لى] پندشان ده و با آنها سخنى رسا که در دلشان [مؤثر] افتد بگوى«63»
و ما هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگر آنکه به توفیق الهى از او اطاعت کنند و اگر آنان وقتى به خود ستم کرده بودند پیش تو مى‏آمدند و از خدا آمرزش مى‏خواستند و پیامبر [نیز] براى آنان طلب آمرزش مى‏کرد قطعا خدا را توبه‏پذیر مهربان مى‏یافتند«64»          
ولى چنین نیست به پروردگارت قسم که ایمان نمى‏آورند مگر آنکه تو را در مورد آنچه میان آنان مایه اختلاف است داور گردانند سپس از حکمى که کرده‏اى در دلهایشان احساس ناراحتى [و تردید] نکنند و کاملا سر تسلیم فرود آورند«65»  
و اگر بر آنان مقرر مى‏کردیم که تن به کشتن دهید یا از خانه‏هاى خود به در آیید جز اندکى از ایشان آن را به کار نمى‏بستند و اگر آنان آنچه را بدان پند داده مى‏شوند به کار مى‏بستند قطعا برایشان بهتر و در ثبات قدم ایشان مؤثرتر بود«66»    
و در آن صورت [ما هم] از نزد خویش یقینا پاداشى بزرگ به آنان مى‏دادیم«67»   
و قطعا آنان را به راهى راست هدایت مى‏کردیم«68»    
و کسانى که از خدا و پیامبر اطاعت کنند در زمره کسانى خواهند بود که خدا ایشان را گرامى داشته [یعنى] با پیامبران و راستان و شهیدان و شایستگانند و آنان چه نیکو همدمانند«69»
این تفضل از جانب خداست و خدا بس داناست«70» 
اى کسانى که ایمان آورده‏اید [در برابر دشمن] آماده باشید [=اسلحه خود را برگیرید] و گروه گروه [به جهاد] بیرون روید یا به طور جمعى روانه شوید«71»      
و قطعا از میان شما کسى است که کندى به خرج دهد پس اگر آسیبى به شما رسد گوید راستى خدا بر من نعمت بخشید که با آنان حاضر نبودم«72»       
و اگر غنیمتى از خدا به شما برسد چنانکه گویى میان شما و میان او [رابطه] دوستى نبوده خواهد گفت کاش من با آنان بودم و به نواى بزرگى مى‏رسیدم«73»
پس باید کسانى که زندگى دنیا را به آخرت سودا مى‏کنند در راه خدا بجنگند و هر کس در راه خدا بجنگد و کشته یا پیروز شود به زودى پاداشى بزرگ به او خواهیم داد«74»    
و چرا شما در راه خدا [و در راه نجات] مردان و زنان و کودکان مستضعف نمى‏جنگید همانان که مى‏گویند پروردگارا ما را از این شهرى که مردمش ستم‏پیشه‏اند بیرون ببر و از جانب خود براى ما سرپرستى قرار ده و از نزد خویش یاورى براى ما تعیین فرما«75»  
کسانى که ایمان آورده‏اند در راه خدا کارزار مى‏کنند و کسانى که کافر شده‏اند در راه طاغوت مى‏جنگند پس با یاران شیطان بجنگید که نیرنگ شیطان [در نهایت] ضعیف است«76»      
آیا ندیدى کسانى را که به آنان گفته شد [فعلا] دست [از جنگ] بدارید و نماز را برپا کنید و زکات بدهید و[لى] همین که کارزار بر آنان مقرر شد بناگاه گروهى از آنان از مردم [=مشرکان مکه] ترسیدند مانند ترس از خدا یا ترسى سخت‏تر و گفتند پروردگارا چرا بر ما کارزار مقرر داشتى چرا ما را تا مدتى کوتاه مهلت ندادى بگو برخوردارى [از این] دنیا اندک و براى کسى که تقوا پیشه کرده آخرت بهتر است و [در آنجا] به قدر نخ هسته خرمایى بر شما ستم نخواهد رفت«77»   
هر کجا باشید شما را مرگ درمى‏یابد هر چند در برجهاى استوار باشید و اگر [پیشامد] خوبى به آنان برسد مى‏گویند این از جانب خداست و چون صدمه‏اى به ایشان برسد مى‏گویند این از طرف توست بگو همه از جانب خداست [آخر] این قوم را چه شده است که نمى‏خواهند سخنى را [درست] دریابند«78»      
هر چه از خوبیها به تو مى‏رسد از جانب خداست و آنچه از بدى به تو مى‏رسد از خود توست و تو را به پیامبرى براى مردم فرستادیم و گواه بودن خدا بس است«79»    
هر کس از پیامبر فرمان ب رد در حقیقت‏خدا را فرمان برده و هر کس رویگردان شود ما تو را بر ایشان نگهبان نفرستاده‏ایم«80»     
و مى‏گویند فرمانبرداریم ولى چون از نزد تو بیرون مى‏روند جمعى از آنان شبانه جز آنچه تو مى‏گویى تدبیر مى‏کنند و خدا آنچه را که شبانه در سر مى‏پرورند مى‏نگارد پس از ایشان روى برتاب و بر خدا توکل کن و خدا بس کارساز است«81»      
آیا در [معانى] قرآن نمى‏اندیشند اگر از جانب غیر خدا بود قطعا در آن اختلاف بسیارى مى‏یافتند«82»
و چون خبرى [حاکى] از ایمنى یا وحشت به آنان برسد انتشارش دهند و اگر آن را به پیامبر و اولیاى امر خود ارجاع کنند قطعا از میان آنان کسانى‏اند که [مى‏توانند درست و نادرست] آن را دریابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما جز [شمار] اندکى از شیطان پیروى مى‏کردید«83»
پس در راه خدا پیکار کن جز عهده‏دار شخص خود نیستى و[لى] مؤمنان را [به مبارزه] برانگیز باشد که خداوند آسیب کسانى را که کفر ورزیده‏اند [از آنان] باز دارد و خداست که قدرتش بیشتر و کیفرش سخت‏تر است«84»
هر کس شفاعت پسندیده کند براى وى از آن نصیبى خواهد بود و هر کس شفاعت ناپسندیده‏اى کند براى او از آن [نیز] سهمى خواهد بود و خدا همواره به هر چیزى تواناست«85»  
و چون به شما درود گفته شد شما به [صورتى] بهتر از آن درود گویید یا همان را [در پاسخ] برگردانید که خدا همواره به هر چیزى حسابرس است«86»   
خداوند کسى است که هیچ معبودى جز او نیست به یقین در روز رستاخیز که هیچ شکى در آن نیست‏شما را گرد خواهد آورد و راستگوتر از خدا در سخن کیست«87» 
شما را چه شده است که در باره منافقان دو دسته شده‏اید با اینکه خدا آنان را به [سزاى] آنچه انجام داده‏اند سرنگون کرده است آیا مى‏خواهید کسى را که خدا در گمراهى‏اش وانهاده است به راه آورید و حال آنکه هر که را خدا در گمراهى‏اش وانهد هرگز راهى براى [هدایت] او نخواهى یافت«88»      
همان گونه که خودشان کافر شده‏اند آرزو دارند [که شما نیز] کافر شوید تا با هم برابر باشید پس زنهار از میان ایشان براى خود دوستانى اختیار مکنید تا آنکه در راه خدا هجرت کنند پس اگر روى برتافتند هر کجا آنان را یافتید به اسارت بگیرید و بکشیدشان و از ایشان یار و یاورى براى خود مگیرید«89»  



سوره نساء

به نام خداوند رحمتگر مهربان

اى مردم از پروردگارتان که شما را از نفس واحدى آفرید و جفتش را [نیز ] از او آفرید و از آن دو مردان و زنان بسیارى پراکنده کرد پروا دارید و از خدایى که به [نام] او از همدیگر درخواست مى‏کنید پروا نمایید و زنهار از خویشاوندان م برید که خدا همواره بر شما نگهبان است«1»       
و اموال یتیمان را به آنان [باز]دهید و [مال پاک] و [مرغوب آنان ] را با [مال] ناپاک [خود] عوض نکنید و اموال آنان را همراه با اموال خود مخورید که این گناهى بزرگ است«2»   
و اگر در اجراى عدالت میان دختران یتیم بیمناکید هر چه از زنان [دیگر] که شما را پسند افتاد دو دو سه سه چهار چهار به زنى گیرید پس اگر بیم دارید که به عدالت رفتار نکنید به یک [زن آزاد] یا به آنچه [از کنیزان] مالک شده‏اید [اکتفا کنید] این [خوددارى] نزدیکتر است تا به ستم گرایید [و بیهوده عیال‏وار گردید]«3»      
و م هر زنان را به عنوان هدیه‏اى از روى طیب خاطر به ایشان بدهید و اگر به میل خودشان چیزى از آن را به شما واگذاشتند آن را حلال و گوارا بخورید«4»    
و اموال خود را که خداوند آن را وسیله قوام [زندگى] شما قرار داده به سفیهان مدهید و[لى] از [عواید] آن به ایشان بخورانید و آنان را پوشاک دهید و با آنان سخنى پسندیده بگویید«5»       
و یتیمان را بیازمایید تا وقتى به [سن] زناشویى برسند پس اگر در ایشان رشد [فکرى] یافتید اموالشان را به آنان رد کنید و آن را [از بیم آنکه مبادا] بزرگ شوند به اسراف و شتاب مخورید و آن کس که توانگر است باید [از گرفتن اجرت سرپرستى] خوددارى ورزد و هر کس تهیدست است باید مطابق عرف [از آن] بخورد پس هر گاه اموالشان را به آنان رد کردید بر ایشان گواه بگیرید خداوند حسابرسى را کافى است«6»    
براى مردان از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان [آنان] بر جاى گذاشته‏اند سهمى است و براى زنان [نیز] از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان [آنان] بر جاى گذاشته‏اند سهمى [خواهد بود] خواه آن [مال] کم باشد یا زیاد نصیب هر کس مفروض شده است«7»    
و هر گاه خویشاوندان یتیمان و مستمندان در تقسیم [ارث] حاضر شدند [چیزى] از آن را به ایشان ارزانى دارید و با آنان سخنى پسندیده گویید«8» 
و آنان که اگر فرزندان ناتوانى از خود بر جاى بگذارند بر [آینده] آنان بیم دارند باید [از ستم بر یتیمان مردم نیز] بترسند پس باید از خدا پروا دارند و سخنى [بجا و] درست گویند«9»  
در حقیقت کسانى که اموال یتیمان را به ستم مى‏خورند جز این نیست که آتشى در شکم خود فرو مى‏برند و به زودى در آتشى فروزان درآیند«10»       
خداوند به شما در باره فرزندانتان سفارش مى‏کند سهم پسر چون سهم دو دختر است و اگر [همه ورثه] دختر [و] از دو تن بیشتر باشند سهم آنان دو سوم ماترک است و اگر [دخترى که ارث مى‏برد] یکى باشد نیمى از میراث از آن اوست و براى هر یک از پدر و مادر وى [=متوفى] یک ششم از ماترک [مقرر شده] است این در صورتى است که [متوفى] فرزندى داشته باشد ولى اگر فرزندى نداشته باشد و [تنها] پدر و مادرش از او ارث برند براى مادرش یک سوم است [و بقیه را پدر مى‏برد] و اگر او برادرانى داشته باشد مادرش یک ششم مى‏برد [البته همه اینها] پس از انجام وصیتى است که او بدان سفارش کرده یا د ینى [که باید استثنا شود] شما نمى دانید پدران و فرزندانتان کدام یک براى شما سودمندترند [این] فرضى است از جانب خدا زیرا خداوند داناى حکیم است«11»   
و نیمى از میراث همسرانتان از آن شما [شوهران] است اگر آنان فرزندى نداشته باشند و اگر فرزندى داشته باشند یک چهارم ماترک آنان از آن شماست [البته] پس از انجام وصیتى که بدان سفارش کرده‏اند یا د ینى [که باید استثنا شود] و یک چهارم از میراث شما براى آنان است اگر شما فرزندى نداشته باشید و اگر فرزندى داشته باشید یک هشتم براى میراث شما از ایشان خواهد بود [البته] پس از انجام وصیتى که بدان سفارش کرده‏اید یا د ینى [که باید استثنا شود] و اگر مرد یا زنى که از او ارث مى‏برند کلاله [=بى‏فرزند و بى‏پدر و مادر] باشد و براى او برادر یا خواهرى باشد پس براى هر یک از آن دو یک ششم [ماترک] است و اگر آنان بیش از این باشند در یک سوم [ماترک] مشارکت دارند [البته] پس از انجام وصیتى که بدان سفارش شده یا د ینى که [باید استثنا شود به شرط آنکه از این طریق] زیانى [به ورثه] نرساند این است‏سفارش خدا و خداست که داناى بردبار است«12»
اینها احکام الهى است و هر کس از خدا و پیامبر او اطاعت کند وى را به باغهایى درآورد که از زیر [درختان] آن نهرها روان است در آن جاودانه‏اند و این همان کامیابى بزرگ است«13» 
و هر کس از خدا و پیامبر او نافرمانى کند و از حدود مقرر او تجاوز نماید وى را در آتشى درآورد که همواره در آن خواهد بود و براى او عذابى خفت‏آور است«14»  
و از زنان شما کسانى که مرتکب زنا مى‏شوند چهار تن از میان خود [مسلمانان] بر آنان گواه گیرید پس اگر شهادت دادند آنان [=زنان] را در خانه‏ها نگاه دارید تا مرگشان فرا رسد یا خدا راهى براى آنان قرار دهد«15» 
و از میان شما آن دو تن را که مرتکب زشتکارى مى‏شوند آزارشان دهید پس اگر توبه کردند و درستکار شدند از آنان صرفنظر کنید زیرا خداوند توبه‏پذیر مهربان است«16»
توبه نزد خداوند تنها براى کسانى است که از روى نادانى مرتکب گناه مى‏شوند سپس به زودى توبه مى‏کنند اینانند که خدا توبه‏شان را مى‏پذیرد و خداوند داناى حکیم است«17»      
و توبه کسانى که گناه مى‏کنند تا وقتى که مرگ یکى از ایشان دررسد مى‏گوید اکنون توبه کردم پذیرفته نیست و [نیز توبه] کسانى که در حال کفر مى‏میرند پذیرفته نخواهد بود آنانند که برایشان عذابى دردناک آماده کرده‏ایم«18»   
اى کسانى که ایمان آورده‏اید براى شما حلال نیست که زنان را به اکراه ارث برید و آنان را زیر فشار مگذارید تا بخشى از آنچه را به آنان داده‏اید [از چنگشان به در] برید مگر آنکه مرتکب زشتکارى آشکارى شوند و با آنها بشایستگى رفتار کنید و اگر از آنان خوشتان نیامد پس چه بسا چیزى را خوش نمى‏دارید و خدا در آن مصلحت فراوان قرار مى‏دهد«19»      
و اگر خواستید همسرى [دیگر] به جاى همسر [پیشین خود] ستانید و به یکى از آنان مال فراوانى داده باشید چیزى از او پس مگیرید آیا مى‏خواهید آن [مال] را به بهتان و گناه آشکار بگیرید«20»     
و چگونه آن [م هر] را مى‏ستانید با آنکه از یکدیگر کام گرفته‏اید و آنان از شما پیمانى استوار گرفته‏اند«21»
و با زنانى که پدرانتان به ازدواج خود درآورده‏اند نکاح مکنید مگر آنچه که پیشتر رخ داده است چرا که آن زشتکارى و [مایه] دشمنى و بد راهى بوده است«22»
[نکاح اینان] بر شما حرام شده است مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمه‏هایتان و خاله هایتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادرهایتان که به شما شیر داده‏اند و خواهران رضاعى شما و مادران زنانتان و دختران همسرانتان که [آنها دختران] در دامان شما پرورش یافته‏اند و با آن همسران همبستر شده‏اید پس اگر با آنها همبستر نشده‏اید بر شما گناهى نیست [که با دخترانشان ازدواج کنید] و زنان پسرانتان که از پشت‏خودتان هستند و جمع دو خواهر با همدیگر مگر آنچه که در گذشته رخ داده باشد که خداوند آمرزنده مهربان است«23»   
و زنان شوهردار [نیز بر شما حرام شده است] به استثناى زنانى که مالک آنان شده‏اید [این] فریضه الهى است که بر شما مقرر گردیده است و غیر از این [زنان نامبرده] براى شما حلال است که [زنان دیگر را] به وسیله اموال خود طلب کنید در صورتى که پاکدامن باشید و زناکار نباشید و زنانى را که متعه کرده‏اید م هرشان را به عنوان فریضه‏اى به آنان بدهید و بر شما گناهى نیست که پس از [تعیین مبلغ] مقرر با یکدیگر توافق کنید [که مدت عقد یا م هر را کم یا زیاد کنید] مسلما خداوند داناى حکیم است«24» 
و هر کس از شما از نظر مالى نمى‏تواند زنان [آزاد] پاکدامن با ایمان را به همسرى [خود] درآورد پس با دختران جوانسال با ایمان شما که مالک آنان هستید [ازدواج کند] و خدا به ایمان شما داناتر است [همه] از یکدیگرید پس آنان را با اجازه خانواده‏شان به همسرى [خود] درآورید و م هرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید [به شرط آنکه] پاکدامن باشند نه زناکار و دوست‏گیران پنهانى نباشند پس چون به ازدواج [شما] درآمدند اگر مرتکب فحشا شدند پس بر آنان نیمى از عذاب [=مجازات] زنان آزاد است این [پیشنهاد زناشویى با کنیزان] براى کسى از شماست که از آلایش گناه بیم دارد و صبر کردن براى شما بهتر است و خداوند آمرزنده مهربان است«25»     
خدا مى‏خواهد براى شما توضیح دهد و راه [و رسم] کسانى را که پیش از شما بوده‏اند به شما بنمایاند و بر شما ببخشاید و خدا داناى حکیم است«26»   
خدا مى‏خواهد تا بر شما ببخشاید و کسانى که از خواسته‏ها[ى نفسانى] پیروى مى‏کنند مى‏خواهند شما دستخوش انحرافى بزرگ شوید«27»   
خدا مى‏خواهد تا بارتان را سبک گرداند و [مى‏داند که] انسان ناتوان آفریده شده است«28»      
اى کسانى که ایمان آورده‏اید اموال همدیگر را به ناروا مخورید مگر آنکه داد و ستدى با تراضى یکدیگر از شما [انجام گرفته] باشد و خودتان را مکشید زیرا خدا همواره با شما مهربان است«29»     
و هر کس از روى تجاوز و ستم چنین کند به زودى وى را در آتشى درآوریم و این کار بر خدا آسان است«30»
اگر از گناهان بزرگى که از آن[ها] نهى شده‏اید دورى گزینید بدیهاى شما را از شما مى زداییم و شما را در جایگاهى ارجمند درمى‏آوریم«31»
و زنهار آنچه را خداوند به [سبب] آن بعضى از شما را بر بعضى [دیگر] برترى داده آرزو مکنید براى مردان از آنچه [به اختیار] کسب کرده‏اند بهره‏اى است و براى زنان [نیز] از آنچه [به اختیار] کسب کرده‏اند بهره‏اى است و از فضل خدا درخواست کنید که خدا به هر چیزى داناست«32»     
و از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان و کسانى که شما [با آنان] پیمان بسته‏اید بر جاى گذاشته‏اند براى هر یک [از مردان و زنان] وارثانى قرار داده‏ایم پس نصیبشان را به ایشان بدهید زیرا خدا همواره بر هر چیزى گواه است«33»
مردان سرپرست زنانند به دلیل آنکه خدا برخى از ایشان را بر برخى برترى داده و [نیز] به دلیل آنکه از اموالشان خرج مى‏کنند پس زنان درستکار فرمانبردارند [و] به پاس آنچه خدا [براى آنان] حفظ کرده اسرار [شوهران خود] را حفظ مى‏کنند و زنانى را که از نافرمانى آنان بیم دارید [نخست] پندشان دهید و [بعد] در خوابگاه‏ها از ایشان دورى کنید و [اگر تاثیر نکرد] آنان را بزنید پس اگر شما را اطاعت کردند [دیگر] بر آنها هیچ راهى [براى سرزنش] مجویید که خدا والاى بزرگ است«34»   
و اگر از جدایى میان آن دو [ زن و شوهر] بیم دارید پس داورى از خانواده آن [شوهر] و داورى از خانواده آن [زن] تعیین کنید اگر سر سازگارى دارند خدا میان آن دو سازگارى خواهد داد آرى خدا داناى آگاه است«35»
و خدا را بپرستید و چیزى را با او شریک مگردانید و به پدر و مادر احسان کنید و در باره خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایه خویش و همسایه بیگانه و همنشین و در راه‏مانده و بردگان خود [نیکى کنید] که خدا کسى را که متکبر و فخرفروش است دوست نمى‏دارد«36»  
همان کسانى که بخل مى‏ورزند و مردم را به بخل وامى‏دارند و آنچه را خداوند از فضل خویش بدانها ارزانى داشته پوشیده مى‏دارند و براى کافران عذابى خوارکننده آماده کرده‏ایم«37»     
و کسانى که اموالشان را براى نشان‏دادن به مردم انفاق مى‏کنند و به خدا و روز بازپسین ایمان ندارند و هر کس شیطان یار او باشد چه بد همدمى است«38»