✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

مزمور پنجاهم

مزمور پنجاهم

1.                 مزمور آساف، خد.ا، خد.ا خد.اوند تکلم می‌کند، و زمین را از مطلع آفتاب تا به مغربش می‌خواند

2.                 از صیون که کمال زیبائیست، خد.ا تجلی نموده است

3.                 خد.ای ما می‌آید و سکوت نخواهد نمود، آتش پیش روی او می‌سوزاند، و طوفان شدید گرداگرد وی خواهد بود

4.                 آسمان را از بالا می‌خواند، و زمین را تا قوم خود را داوری کند

5.                 مقدسان من را نزد من جمع کنید، که عهد را با من به قربانی بسته‌اند

6.                 و آسمان‌ها از انصاف او خبر خواهند داد، زیرا خد.ا خود داور است سلاه

7.                 ای قوم من بشنو تا سخن گویم، و ای (بنی‌) اسرائیل تا برایت شهادت دهم، که خد.ا خد.ای تو من هستم

8.                 دربارة قربانی‌هایت تو را توبیخ نمی‌کنم، و قربانی‌های‌ سوختنی تو دائماً در نظر من است

9.                 گوساله‌ای از خانة تو نمی‌گیرم، و نه بزی از آغل تو

10.            زیرا که جمیع حیوانات جنگل از آن من‌اند، و بهایمی که بر هزاران کوه می‌باشند

11.            همة پرندگان کوه‌ها را می‌شناسم، و وحوش صحرا نزد من حاضرند

12.            اگر گرسنه می‌بودم تو را خبر نمی‌دادم، زیرا ربع مسکون و هر آنچه در اوست از آن من است

13.            آیا گوشت گاوان را بخورم، و خون بزها را بنوشم

14.            برای خد.ا قربانی تشکر را بگذران، و نذرهای خویش را به (خد.ای) متعال وفا نما

15.            پس در روز تنگی من را بخوان تا تو را خلاصی دهم، و من را تمجید بنمایی

16.            و اما به شریر، خد.ا می‌گوید، تو را چه کار است که فرائض من را بیان کنی و عهد من را به زبان خود بیاوری

17.            چون که تو از تأدیب نفرت داشته‌ای، و کلام من را پشت سر خود انداخته‌ای

18.            چون دزد را دیدی راضی شدی که با او (باشی)، و نصیب تو با زناکاران است

19.            دهان خود را به شرارت گشوده‌ای، و زبانت حیله را اختراع می‌کند

20.            نشسته‌ای تا به ضد برادر خود سخن رانی، و دربارة پسر مادر خویش غیبت گوئی

21.            این عمل را کردی و من سکوت نمودم، پس گمان بردی که من مثل تو هستم، لیکن تو را توبیخ خواهم کرد، و این را پیش نظر تو به ترتیب خواهم نهاد

22.            ای فراموش‌کنندگان خد.ا در این تفکر کنید، مبادا شما را نابود سازم و رهاننده‌ای نباشد

23.            هر که قربانی تشکر را گذراند من را تمجید می‌کند، و آن که طریق خود را راست سازد، نجات خد.ا را به وی نشان خواهم داد

عکاس-حسام الدین شفیعیانعکاس-حسام الدین شفیعیان

مزمور پنجاه و چهارم

مزمور پنجاه و چهارم

1.                 برای سالار مغنیان، قصیدة داوید بر نگینوت

2.                 وقتی که زیفیان نزد شائول آمده گفتند آیا داوید نزد ما خود را پنهان نمی‌کند

3.                 ای خد.ا به نام خود من را نجات بده، و به قوت خویش بر من داوری نما

4.                 ای خد.ا دعای من را بشنو، و سخنان دهان من را گوش بگیر

5.                 زیرا بیگانگان به ضد من برخاسته‌اند، و ظالمان قصد جان من دارند، و خد.ا را در مدّنظر خود نگذاشته‌اند سلاه

6.                 اینک خد.ا مددکار من است، خد.اوند از تأییدکنندگان جان من است

7.                 بدی را بر دشمنان من برخواهد گردانید، به راستی خود ریشة ایشان را بکن

8.                 قربانی‌های تبرّعی نزد تو خواهم گذرانید، و نام تو را ای خد.اوند حمد خواهم گفت زیرا نیکوست

9.                 چون که من را از جمیع تنگی‌ها خلاصی داده‌ای، و چشم من بر دشمنانم نگریسته است

آهنگ زنده یاد محمد نوری شالیزارحسام الدین شفیعیان-کاریکلماتور 1-بالشت بال ندارد خواب بال از بالشت

مزمور پنجاه و پنجم

مزمور پنجاه و پنجم

1.                 برای سالار مغنیان، قصیدة‌ داوید بر نگینوت

2.                 ای خد.ا به دعای من گوش بگیر، و خود را از تضرع من پنهان مکن

3.                 به من گوش فراگیر و من را مستجاب فرما، زیرا که در تفکر خود متحیرم و ناله می‌کنم

4.                 از آواز دشمن و به سبب ظلم شریر، زیرا که ظلم بر من می‌اندازند و یا خشم بر من جفا می‌کنند

5.                 دل من در اندرونم پیچ و تاب می‌کند، و ترس‌های مرگ بر من افتاده است

6.                 ترس و لرز به من درآمده است، وحشتی هولناک من را در گرفته است

7.                 و گفتم کاش که من را بال‌ها مثل کبوتر می‌بود، تا پرواز کرده استراحت می یافتم

8.                 هر آینه به جای دور می‌پریدم، و در صحرا مأوا می‌گزیدم سلاه

9.                 می‌شتافتم به سوی پناهگاهی، از باد تند و از طوفان شدید

10.            ای خد.اوند آنها را هلاک کن و زبان‌هایشان را متفرق نما، زیرا که در شهر ظلم و جنگ دیده‌ام

11.            روز و شب بر حصارهایش گردش می‌کنند، و شرارت و مشقت در میانش می‌باشد

12.            فساد‌‌ها در میان وی است، و جور و حیله از کوچه‌هایش دور نمی‌شود

13.            زیرا دشمن نبود که من را ملامت می‌کرد و الّا تحمل می‌کردم، و خصم من نبود که بر من سربلندی می‌نمود، و الّا خود را از وی پنهان می‌ساختم

14.            بلکه تو ربودی ای مرد نظیر من، ای یار خالص و دوست صدیق من

15.            که با یکدیگر مشورت شیرین می‌کردیم، و به خانة خد.ا در جمع می‌خرامیدیم

16.            مرگ بر ایشان ناگهان فرو آید و زنده بگور فروروند، زیرا شرارت در مسکن‌های ایشان و در میان ایشان ‌است

17.            و اما من نزد خد.ا فریاد می‌کنم، و خد.اوند من را نجات خواهد داد

18.            شامگاهان و صبح و ظهر شکایت و ناله می‌کنم، و او آواز من را خواهد شنید

19.            جان من را از جنگی که بر من شده بود به سلامتی فدیه داده است، زیرا بسیاری با من مقاومت می‌کردند

20.            خد.ا خواهد شنید و ایشان را جواب خواهد داد، او که از ازل نشسته است سلاه، زیرا که در ایشان تغییر نیست، و از خد.ا نمی‌ترسند

21.            دست خود را بر صلح‌اندیشان خویش دراز کرده، و عهد خویش را شکسته است

22.            سخنانش نرم زبانش چرب، لیکن در دلش جنگ است، سخنانش چرب‌تر از روغن لیکن شمشیرهای برهنه است

23.            نصیب خود را به خد.اوند بسپار و تو را رزق خواهد داد، او تا به ابد نخواهد گذاشت که مرد عادل لغزش کند

24.            و تو ای خد.ا ایشان را به چاه هلاکت فرو خواهی آورد، مردمان خونریز و حیله‌ساز، روزهای خود را نیمه نخواهند کرد، لیکن من بر تو توکل خواهم داشت

مزمور پنجاه و ششم

مزمور پنجاه و ششم

1.                 برای سالار مغنیان بر یونَت اِلِم در بلاد دور، میختام داوید وقتی که پلیشتی‌ها او را در گِت گرفتند

2.                 ای خد.ا بر من رحم فرما، زیرا که انسان من را به شدت تعقیب می‌کند تمامی روز جنگ کرده من را اذیت می‌نماید

3.                 دشمنانم تمامی روز من را به شدت تعقیب می‌کنند، زیرا که بسیاری با تکبر با من می‌جنگند

4.                 هنگامی که ترسان شوم، من بر تو توکل خواهم داشت

5.                 در خد.ا کلام او را خواهم ستود، بر خد.ا توکل کرده، نخواهم ترسید، انسان به من چه می‌تواند کرد

6.                 هر روزه سخنان من را منحرف می‌سازند، همة فکرهای ایشان دربارة من بر شرارت است

7.                 ایشان جمع شده کمین می‌سازند، بر قدم‌های من چشم دارند زیرا قصد جان من دارند

8.                 آیا ایشان به سبب شرارت خود نجات خواهند یافت، ای خد.ا امت‌ها را در غضب خویش بینداز

9.                 تو آوارگی‌های من را تقریر کرده‌ای، اشکهای من را در ذخیره‌دان خود بگذار، آیا این در دفتر تو نیست

10.            آنگاه در روزی که تو را بخوانم دشمنانم رو خواهند گردانید، این را می‌دانم زیرا خد.ا با من است

11.            در خد.ا کلام او را خواهم ستود، در خد.اوند کلام او را خواهم ستود

12.            بر خد.ا توکل دارم پس نخواهم ترسید، آدمیان به من چه می‌توانند کرد

13.            ای خد.ا نذرهای تو بر من است، قربانی‌های حمد را نزد تو خواهم گذرانید

14.            زیرا که جان من را از مرگ رهانیده‌ای، آیا پایهای من را نیز از لغزیدن نگاه نخواهی داشت، تا در نور زندگان به حضور خد.ا سالک باشم