✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

امام علی (ع)

 مظهر العجائب خوانده شدن حضرت علی(ع) به خاطر بروز اتفاقات بسیاری درزندگی ایشان از جمله سخن گفتن خداوند با پیامبر(ص) در معراج با صدای امیر المومنین(ع) است.
بهاری عنوان کرد: در حدیثی از کتاب فخر رازی نقل شده است که رسول خدا(ص) می‌فرماید «هنگامی که به معراج رفتم در آسمان اول ملائکه از من جویای احوال علی(ع) شدند. از آنها پرسیدم: مگر شما اورا می شناسید؟ گفتند: علی(ع) استاد و دعاگوی ما هستند. در آسمان چهارم هم خود علی(ع) را دیدم و از خداوند پرسیدم که آیا او نیز به معراج آمده است ؟ پروردگار فرمود: ملائکه آنقدر مشتاق دیدار علی(ع) هستند، ملکی شبیه به او را آفریده ام تا از دیدارش لذت ببرند. ایشان می‌فرمایند: در آسمان هفتم علی(ع)  را برروی زمین دیدم که با من سخن می‌گفت و من صدای او را می‌شنیدم و پس از آن هنگامی که خداوند(عزوجل) با من سخن گفت باز هم صدای علی(ع) را شنیدم و خداوند فرمود: به خاطر علاقه تو به علی(ع) من با صدای او باتو صحبت می کنم.»
وی به نقل از شیخ مفید افزود: رسول اکرم(ص) در زمان مبعث به حضرت علی(ع) که در آن زمان ۱۰ سال داشتند، فرمود «ای علی به من ایمان بیاور که من به پیامبری مبعوث شدم. ایشان فرمود: الان ایمان بیاورم ؟ من زمانی به شما ایمان آوردم که خداوند هنوز از روح خود در بدن آدم ابو البشر ندمیده بود.»
پیامبر(ص) در ضمن گفتارى در شإن على(ع) فرمود: ((فهو إشجعهم قلبا, و اثبتهم و اربطهم خإشا.))(4) على(ع) شجاع ترین انسان ها در روح و جان, و ثابت قدم ترین و نیرومند ترین آنها از نظر قوت قلب است. نیز خطاب به على(ع) فرمودند: ((إنت اشجعهم لقإ))(5) تو اى على در میدان نبرد در برابر دشمن از همه سپاهیان, شجاع تر مى باشى.
از سخنان معروف پیامبر(ص) در مورد شهامت على(ع) یکى اینکه على(ع) را به عنوان ((کرار غیر فرار)) (بسیار حمله کننده به دشمن بى آنکه پشت به دشمن نماید و فرار کند) خواند. ایشان این تعبیر را در ماجراى پیروزى على(ع) در جنگ خیبر براى آن حضرت به کار برد. جالب اینکه هرگاه پیامبر(ص) مى خواست کافران یاغى را تهدید کرده و رعب و وحشت در دل آنها پدیدار سازد, آنها را به وجود على(ع) تهدید مى کرد و مى فرمود: ((اگر سر از فرمان بردارید و سرکشى کنید, على(ع) را به سراغ شما مى فرستم.))
1ـ در ماجراى هجرت پیامبر(ص) از مکه به مدینه و خوابیدن على(ع) در بستر آن حضرت ـ که نشانگر قوت قلب و دلاورى بى نظیر على(ع) است ـ نقل شده است که وقتى مشرکان شبانه به خانه پیامبر(ص) هجوم بردند و حضرت على(ع) را در بستر دیدند و فهمیدند که پیامبر(ص) هجرت نموده است, ابوجهل با تعبیرات زشتى على(ع) را تحقیر کرد و به استهزا گرفت. اما حضرت على(ع) پاسخ او را با کمال صلابت و شهامت داد و فرمود: ((بل الله اعطانى من القوه ما لو قسم على جمیع ضعفإ الدنیإ لصاروا به إقویإ, و من الشجاعه ما لو قسم على جمیع جبنإ الدنیا لصاروا به شجعانا. ))(12)
دو نکته نسبت به جراحات بدن حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام وجود داشت:
الف- همه زخم‏ها در قسمت جلوی بدن او وجود داشت.
ب- زخم‏ها فراوان و عمیق بود. «که تا هزار زخم را توانستند بشمرند»
چون امام علی علیه السلام به دشمن پُشت نمی کرد، وهمواره در حالت پیشروی و خط شکنی و دفاع بود.
نوشتند:
زِرِه حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام تنها قسمت جلوی بدن را می‏پوشاند، زیرا نیازی نداشت تا پُشت سر را حفظ کند.
وعمیق بودن و فراوانی زخمها در طول 94 جنگ و یورش و تهاجم بیگانگان در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم و سه جنگ مهم در دوران 5 ساله حکومت، حقیقت دیگری از ایثارگری‏های امام علی علیه السلام را به اثبات می رساند.
وقتی در روز بیست ویکم ماه رمضان سال چهلم هجری بدن حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام را غسل می دادند و زخمهای فراوان بدن آنحضرت را شمردند، دیدند که آثار حدود هزار زخم بر پیکر آن حضرت باقیمانده است که تنها هشتاد موردش مربوط به جنگ اُحُد بود آن هنگام که همه فرار کرده و تنها امام علی علیه السلام و ابودجّانه باقی مانده واز پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم دفاع می‏کردند. [1] .
و زخم‏های پیکر حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام پس از جنگ اُحُد چنان عمیق بود که جرّاحان و پرستاران از دوختن زخم‏ها در مانده شدند، زخم اوّل را می‏دوختند و به هنگام دوختن زخم دوّم، زخم دوخته پاره می‏شد، که حضرت زهرا علیه السلام با مشاهده آن فراوان گریست.

پی نوشت ها:
[1] سفینة البحار ج 1 ص 149.
عکاس-حسام الدین شفیعیان - حسام الدین شفیعیانحسام الدین شفیعیان

امام علی (علیه السلام)

نام کامل: علی بن ابی طالب

لقب ها:امیرالمؤمنین، مرتضی، اسداللّه، حیدر کرار، سید عرب، سیدالمسلمین، امام المتّقین

تاریخ تولد:۱۳ رجب سال سی ام عام الفیل

 امام اول تمامی شاخه های مذهب شیعه، خلیفهٔ چهارم از خلفای راشدین اهل سنت

نخستین مردی است که به حضرت محمد ایمان آورد و همواره یار و یاور ایشان بود. 

هیبت على علیه السلام به حدى بود که چون چشم مبارزى به او می افتد رعب و وحشت سراسر وجودش را فرا میگرفت و در اثر هیبت آن حضرت نیروى هر گونه مقاومت و تهاجم از وى سلب میشد

نام‌گذاری امام علی(ع) به حیدرحیدر یا حیدره از اسامی امام علی(ع) و به معنای شیر است

دعای «نادعلی» است که در آن از ایشان به عنوان «مظهر العجائب» تعبیر شده است.
وی افزود: مظهر العجائب خوانده شدن حضرت علی(ع) به خاطر بروز اتفاقات بسیاری درزندگی ایشان از جمله سخن گفتن خداوند با پیامبر(ص) در معراج با صدای امیر المومنین(ع) است.
بهاری عنوان کرد: در حدیثی از کتاب فخر رازی نقل شده است که رسول خدا(ص) می‌فرماید «هنگامی که به معراج رفتم در آسمان اول ملائکه از من جویای احوال علی(ع) شدند. از آنها پرسیدم: مگر شما اورا می شناسید؟ گفتند: علی(ع) استاد و دعاگوی ما هستند. در آسمان چهارم هم خود علی(ع) را دیدم و از خداوند پرسیدم که آیا او نیز به معراج آمده است ؟ پروردگار فرمود: ملائکه آنقدر مشتاق دیدار علی(ع) هستند

آیاتی از کتاب قرآن کریم

قوم نوح با وجود آن همه نصایح و ادله و آیات باز نوح را تکذیب کردند و در مقام هلاکش بر آمدند ما او و پیروانش را در کشتی نجات آورده و خلفای روی زمین قرار دادیم و آنان که آیات ما را تکذیب کردند همه را به طوفان هلاک غرق کردیم

...

و نزدیک بود که کافران ترا در سرزمین خود سبک و دلسرد کرده و از آن جا به مکر و حیله و فریب بیرون کنند

...

این است کیفر آن کافران چون به آیات ما کافر شدند و گفتند آیا پس از آن که ما استخوانی پوسیده شویم از نو باز بر انگیخته می شویم/

...

روزی که فرشتگان را ببینند مجرمان در آن روز بشارتی از فرشته نیافته بلکه به آنها گویند ای سرکشان محروم و ممنوع از لقای رحمت و جنت خدا باشید

...

جایگاه عیسی (ع) در عقیده ی مسیحیان

پژوهشگاه علوم انسانی

رهیابی و فهم وحی مسیحی، لازم دارد که محقق، در راه تحقیق حقیقت وحی در آیین مسیحیت به شناخت و طرز اعتقاد مسیحیان درباره عیسی مسیح، اطلاع کافی داشته باشد. وجایگاه مسیح را در نظام هستی و رسالت او روشن سازد؛ زیرا به اعتقاد مسیحیان شخص مسیح، روشنترین ظهور الوهیت و کلمة الله است و این خدا است که فرود آمده و در پیکر عیسی متحد شده است.و یا مسیح علیه السلام همان وحی مجسّم می‏باشد که ذات الوهیت در پیکر او تبلور یافته است. آیا به راستی این عقیده ، در دوران مسیحیت نخستین، نیز چنین بود و یا این که بعدها در تاریخ آن آیین چنین اعتقادی به ظهور رسیده یا پدید آمده است؟

لذا جا دارد که عقیده مسیح را در تاریخ قوم اسراییل که جایگاه اوّلیه‏ی عیسی مسیح است، ردیابی کرده و ظهور چنین اعتقاد (حلول) را در آیین عیسوی پی‏گیری نماییم.
عقیده به پیامبری و انسان بودن عیسی
بدون شک عیسی مسیح، خود را در نخستین روزهای قیام خود، انسان و بنده و فرستاده‏ی خدا می‏دانست و یقین داشت که خداوند او را به پیامبری برانگیخته و مانند دیگر پیامبران بنی‏اسرائیل، موسی، اشعیاء، عاسوس، برای راهنمایی و ارشاد مردم آمده است.1
عیسی مسیح، شریعت موسی و یهود را قبول داشته و خود را «کامل کننده»ی آن

در عهد جدید: انجیل متی و لوقا، چنین آمده است :
«گمان مبرید که آمده‏ام تا تورات یا صحف انبیا را باطل سازم. نیامده‏ام تا باطل نمایم بلکه تا تمام کنم. زیرا هر آینه به شما می‏گویم تا آسمان و زمین زایل نشود، همزه یا نقطه‏ای از تورات هرگز زایل نخواهد شد تا همه واقع شود. پس هر که یکی از این احکام، کوچکترین را بشکند و به مردم چنین تعلیم دهد،در ملکوت آسمان، کمترین شمرده شود، امّا هر که به عمل آورد و تعلیم نماید، او در ملکوت آسمان بزرگ خواهد شد».2
چنانچه ملاحظه می‏شود عیسی مسیح با صراحت تمام به انسان بودن و پیامبر بودن خود اعتراف می‏کند و بیان می‏دارد که او تکمیل کننده‏ی شریعت موسی علیه السلام می‏باشد.
در مطاوی عهد جدید، بارها می‏خوانیم که عیسی خود را بنده و فرستاده‏ی خدا می‏داند و از دیگران هم می‏خواهد که خدای یگانه را بپرستند.
«ای اسراییل! بشنو، خداوندی که خدای ما است یک خداوند است»مرقس12:29.
«شما سامریان، آنچه را نمی‏شناسید، می‏پرستید امّا ما آنچه را که می‏شناسیم، عبادت می‏کنیم» یوحنا: 3 13.
«خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب، خدای اجداد ما، بنده خود عیسی را به جلال رسانیده است». اعمال رسولان: 263.
شواهد گویا بر انسان بودن مسیح
مطالعه اناجیل و عهد جدید، به روشنی مدلّل می‏دارد که عیسی مسیح، خود را بنده‏ی خدا و پیامبر می‏دانسته است این حقیقت در مطاوی آیات زیاد عهد جدید، به وفور به چشم می‏خورد. اینک شواهد:
1. در انجیل متی، جریان تلاش ابلیس را در فریب او با این واکنش نقل

_______________________________
2.متی:5 17 19 و لوقا: 16 17.________________________________________
می‏کند که فرمود:
«دور شو ای شیطان، کتاب مقدس می‏فرماید: باید خداوند خود را بپرستی و فقط او را خدمت نمایی» متی:4 10 11.
2.در دیدگاه یهودیانِ مسیحی شده‏ی نخستین، عیسی یک پیامبر یهودی است و آنها، لقب پیامبران بنی‏اسرائیل ربّی و استاد به او می‏دادند و او را پسر انسان می‏خواندند.
«گفتند این است عیسی نبی از ناصره جلیل»؛ متی:21 12.
3. حتی در انجیل یوحنا، جریان ملاقات زن سامری را با عیسی چنین نقل می‏کند به عیسی گفت:
«ای آقا می‏بینم تو نبی هستی» یوحنا: 14: 19.
4. یهودیان مسیحی شده به رابطه‏ی استاد و شاگردی میان خود و او را می‏دانستند.
«یکی از روحانیان بزرگ سامریان به عیسی گفت: ای استاد! ما روحانیان این شهر می‏دانیم که شما از طرف خدا برای هدایت ما آمده‏اید» یوحنا: 3: 21.
5. در آغاز رسالت مسیح، تمام حواریون و شاگردان او، مسیح را به عنوان یکی از انبیای یهود می‏شناختند: یوحنا: 5: 36؛ اعمال رسولان: 17: 9.
مسیح در نخستین دوره از رسالت خود
اناجیل موجود و عهد جدید برای زندگانی حضرت عیسی مسیح، ادوار چندی را ترسیم می‏کنند:
1. دوره‏ی تولد مسیح، 2. دوران کودکی، 3. دوران رسالت و موعظه‏های او، 4. دوره‏ی مبارزه با امپراطوری روم، 5. جاسوسی شاگردان و گرفتاری او، 6. بالای دار رفتن، 7. سرانجام دفن و رستاخیز مسیح.
طبق شواهد اناجیل، عیسی مسیح در دوره‏ی رسالت خود در میان حواریون و در سرزمین ماورای اردن و هنگامی که برای راهنمایی «گوسفندان» به شهرهای قیصریه، جلیله و دیگر شهرهای فلسطین می‏رود، تنها یک پیامبر بوده است. حتی اعتقاد حواریون و شاگردان او در این دوره، این بوده است که جانشین یحیی تعمید دهنده و ناجی بنی‏اسراییل است.
سخنان «پطرس» کلمنت اسکندرانی، این ادعا را ثابت می‏کند.3
حتی در اولین کلیسای اورشلیمی، تمام آداب و رسوم شریعت یهود به طور کامل رعایت می‏شود.4
تنها چیزی منشأ امتیاز نودینان از یهودیان سنتی به حساب می‏آید، عقیده به عیسی پیامبر به عنوان همان پیامبر موعود از نسل داوود است که در کتابهای انبیای بنی‏اسراییل بشارت داده شده است برای آنان مسیح علیه السلام موجود الهی نبوده است، بلکه پیغمبر پیش‏گویی شده انبیای سلف می‏باشد. در این جامعه یهودی مسیحی شده اسراییلی، (پیش از تحریر اناجیل جدید) توحید به عنوان یک اصل مسلم دینی به شمار می‏رود، اساساً چنین چیزی مطرح نیست که خداوند پسری دارد که هم ذات اوست.
ظاهراً پطرس و یعقوب طرفدار چنین عقیده‏ای هستند که بعدها مورد مخالفت پولس و یوحنا قرار می‏گیرند.5 مردم زمان او، او را پیامبری می‏دانند که موءید با معجزات و کرامات می‏باشد و آنها با شگفتی، ناتوان از تحلیل هستند.
دعوت مسیح در قیصریه
«و عیسی با شاگردان خود به روستاهای قیصریه فیلپس رفت و در راه از شاگردانش پرسید وگفت که مردم مرا چه کسی می‏دانند؟ ایشان جواب دادند که: یحیی تعمید دهنده و بعضی گویند: تو الیاس هستی و بعضی گویند: یکی از انبیا هستی. او از ایشان پرسید: شما مرا که می‏شناسید؟ پطرس درجواب او گفت: تو مسیح هستی. پس به آنان دستور داد که درباره او به هیچکس چیزی نگویند».6
«به شهر خود «ناصره» برگشت و به تعلیم دادن در عبادتگاههای آنها شروع کرد. مردم از این همه حکمت و معجزه‏ای که از او می‏دیدند در حیرت افتادند و
_______________________________
3. به نقل از رامیار: نبوت اسراییلی/215 . Preachint of Peter:6:51.
4. تاریخ کلیسای قدیم در امپراطوری روم وایران، فصل 4.
5.الإسلام، دعوة نصرانیة: یوسف حدّاد، فصلهای اول و دوم، صفحه 60 97، لبنان.
6. انجیل مرقس: 8:27 30 و انجیل لوقا:9: 18 30.________________________________________
گفتند: چطور ممکن است چنین چیزی بشود. او پسر یک نجّار است و مادرش مریم را می‏شناسیم. برادرهایش هم که یعقوب ویوسف و شمعون ویهودا هستند. تمام خواهرهایش هم که همین جا زندگی می‏کنند، پس این چیزها را از کجا یاد گرفته؟ به این ترتیب به حرفهایش اعتنایی نکردند. آن وقت عیسی گفت: یک پیغمبر همه جا مورد احترام مردم است، جز در وطن خود و بین مردم خویش، پس عیسی به علت بی‏ایمانی آنها معجزات زیادی در آنجا کرد».7
«عیسی پرسید: راجع به چه موضوعی این قدر سخت مشغول گفتگو هستید؟ چرا این قدر ناراحتید؟ یک لحظه ایستادند و به هم نگاه کردند. عیسی پرسید چه وقایعی؟ گفتند: آنچه برای عیسای ناصری اتفاق افتاد، او یک پیامبر و استاد توانایی بود، معجزه‏های باور نکردنی انجام می‏داد و مورد توجه خدا و انسان بود. ولی کاهنان اعظم و ...».8
او تنها یک پیامبر است
بنا به نوشته‏های اناجیل و فرموده‏های عیسی مسیح در عهد جدید، او جز یک پیامبر نبود و به مانند دیگر انبیای اولوا العزم رسالت رهنمایی و ارشاد و پیام‏رسانی خداوند متعال را انجام می‏داد و هرگز ادعایی همچون فرزندخدا و متحد ذات حق بودن، نداشته است.
«پس عیسی به ایشان فرمود: آنچه به شما می‏گویم، از فکر و نظر خودم نیست، بلکه از خدایی است که مرا فرستاده است. اگر کسی خواست واقعاً بخواهد، مطابق خواست خدا زندگی کند، فوراً می‏فهمد که آنچه من می‏گویم از زبان خدا است نه از خودم، کسی که نظر شخصی خودش را بگوید،معلوم می‏شود می‏خواهد، مورد توجه مردم قرار بگیرد، ولی کسی که بخواهد مردم خدا را تمجید و ستایش کنند، او شخصی درستکار و بی‏ریا است».9
مسیح فقط پیامهای خداوند را می‏رساند و از خود چیزی ندارد:
«من حقایقی را که از خدا شنیده‏ام به
_______________________________
7. انجیل متی:13: 54 56. انجیل مرقس: 6: 2 6.
8. انجیل لوقا: 24: 17 21.
9. انجیل یوحنا: 7:16 19 و نیز انجیل مرقس: 9: 37(یوحنا:8: 16) ، (یوحنا: 11: 43)، (یوحنا:12: 44 50).
________________________________________
شما گفته‏ام و با این حال، شما می‏خواهید مرا بکشید. ابراهیم هرگز چنین نمی‏کرد، وقتی این طور می‏کنید، از پدر واقعیتان ، اطاعت می‏کنید. مردم جواب دادند: ما حرامزاده نیستیم، پدر ما، خدا است. عیسی جواب داد اگر خدا پدر شما می‏بود ، مرا دوست می‏داشتید. زیرا من از طرف خدا پیش شما آمده‏ام من خودسرانه پیش شما نیامده‏ام، بلکه خدا مرا پیش شما فرستاده است. چرا نمی‏توانید حرفهای مرا بفهمید؟ زیرا از پدر واقعیتان ابلیس می‏باشید و می‏خواهید خواهشهای پدر خود را به عمل آورید، شیطان از همان اول قاتل بود و از حقیقت نفرت داشت. در وجود او، یک ذره، حقیقت هم پیدا نمی‏شود، چون ذاتاً دروغگو و پدر دروغگو است. به همین دلیل است که وقتی من حقیقت را به شما می‏گویم، نمی‏توانید باور کنید. کدام یک از شما می‏تواند حتی یک گناه به من نسبت بدهد؟ هیچکدام...».10
با این اعترافات صریح، معلوم می‏شود که عیسای ناصری، یک بشر بود و هرگز ادّعا نکرد که او عنصری فراطبیعی و الوهی است.11
همچنین اعتقاد اصحاب وحواریون او نیز همین بوده است، آنها او را به پیامبری قبول داشتند نه به خدایی. جالب این که همه‏ی اناجیل موجود، برای او نسب‏نامه خاصی می‏نویسند که او از نسل داوود و یا از مادری به نام مریم متولد شده است، جز این که مریم او را از روح‏القدس باردار شده است.
این اعترافات در انجیل لوقا در رابطه با بشارت مریم چنین آمده است:
«روح القدس بر تو خواهد آمد و قدرت خدای متعال بر تو سایه خواهد افکند و به این سبب آن نوزاد مقدس پسر خدا نامیده می‏شود».12
_______________________________
10. انجیل یوحنا: 8: 4 47 نیز (یوحنا: 14: 24).
11. ر.ک: دائرة المعارف بریتانیکا: 5/636.
12. انجیل لوقا: 1: 28 36.________________________________________
تعبیر «پسر خدا بودن» در این عبارت جز یک عبارت تشریفاتی بیش نیست که به معنی بنده مقرب خداوند می‏باشد وگرنه او انسان بود فنا پذیر و زاییده از زن و مبتلا به حوادث گرما و سرما ... که البته پیامبر است(برنابا: 52: 10 20).
مسیح در معرفت قرآنی
از امتیازات قرآن کریم، این است که تاریخ انبیای گذشته را آنجا که جنبه‏ی معرفی، تبلیغی و ارشادی دارد، بازگو می‏کند و به عنوان یک کتاب بازنگر و اصلاح کننده که نسبت به کتابهای مقدس دارد«میهمن»13، جنبه‏های غلوآمیز عهد عتیق و عهد جدید را انتقاد می‏کند و عقاید مشترک ادیان ابراهیمی را به عنوان یک بحث تطبیقی ادیان، نقل می‏کند.
از این جهت قرآن زندگی پیامبری و رسالتی عیسای مسیح و مادر بزرگوار او مریم مقدس را به تفصیل نقل می‏کند و انگیزه‏های انحرافی و تهمتهای ناروای بنی‏اسرائیل را نسبت به مسیح و مریم علیمها السلام ، بازگو کرده و رد می‏کند. اینک مجموع نظریات قرآن را درباره عیسای مسیح به طور اجمال در زیر می‏آوریم:
1. عیسی مسیح ، انسان، مخلوق و بنده خداوند است که آفرینش ویژه همانند آدم دارد. امّا وجود وی هرگز خارج از نظام طبیعت و تدبیر خداوند نیست. او در زمان خاصی تولد یافته و قانون عمومی مرگ شامل حال او نیز می‏باشد:
«اِنَّ مَثَلَ عِیسی عِنْدَ اللهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ‏کُنْ فَیَکُون» ( آل عمران/59).
«در واقع مثل عیسی پیش خداوند به مانند مثل (آفرینش) آدم است که او را از خاک آفرید، پس بدو گفت: «باش» پس وجود یافت».
_______________________________
13. مائده/52.
کلام اسلامی » شماره 30 (صفحه 105)
________________________________________
«...اِنَّ اللهَ یُبَشِّرُکَ بِکَلِمَةٍ مِنْهُ آسْمُهُ الْمَسیحُ عِیسی ابنُ مَرْیَمَ...» (آل‏عمران/45).
«فرشتگان گفتند: ای مریم، خداوند تو را به کلمه‏ای از جانب خود که نامش مسیح عیسی پسر مریم است مژده می‏دهد».
«قالَ اِنّی عَبْدُ الله آتانِیَ الْکِتابَ وَجَعَلَنی نَبِیّاً» (مریم/30).
«عیسی گفت: منم بنده خدا، به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است».
«لَنْ یَسْتَنْکِفَ الْمَسِیحُ اگنْ یَکُونَ عَبْداً للهِ...» (نساء/172).
«مسیح از این که بنده خدا باشد هرگز اِبا نمی‏کند».
«اِنْ هُوَ اِلاّعَبْد اگنْعَمْنا عَلَیْهِ وَجَعَلْناهُ مَثَلاً لِبَنِی اِسْرائیلَ» (زخرف/59).
«عیسی جز بنده‏ای که بر وی منت نهاده و او را برای فرزندان اسرائیل سرمشق و آیتی گردانیده است، نیست».
«وَالسَّلامُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدْتُ وَیَومَ اگمُوتُ وَیَومَ اُبْعَثُ حَیّاً» (مریم/33).
«درود بر من، روزی که تولد یافتم و روزی که می‏میرم و روزی که زنده و برانگیخته می‏شوم».
2. عیسی، هرگز ادّعای الوهیت نکرد، آنهایی که او را به خدایی گرفتند، هوای نفس خود را به پرستش گرفتند نه عیسی را.
«وَاِذْ قالَ اللهُ یا عِیسَی ابن مَرْیَمَ ءَاگنْتَ قُلْتَ لِلّناسِ آتَّخذُونی وَاُمّی اِلهَیْنِ مِنْ دُونِ الله قالَ‏سُبْحانَکَ ما یَکُونُ لِی اگنْ اگقُولَ ما لَیْسَ لِی بِحَقٍّ اِنْ کُنْتُ قُلتُهُ فَقَدْعَلِمْتَهُ تَعْلَمُ ما فی نَفْسی وَلا اگعْلَمُ ما فی نَفْسِکَ اِنَّکَ اگنْتَ عَلاّمُ الْغُیُوبِ* ما قُلْتُ لَهُمْ اِلاّما اگمَرْتَنی بِهِ اگنِ آعْبُدُوا اللهَ‏رَبِّی وَ رَبِّکُمْ ...» (مائده/116 117).
«یاد کن هنگامی را که خدا فرمود: ای عیسی پسر مریم! آیا تو به مردم گفتی: من و مادرم را دو خدا به جای خداوند بپرستید؟ عیسی گفت: منزّهی تو، من درباره خویش، چیزی را که حق نیست، بگویم. اگر آن را گفته بودم قطعاً آن را می‏دانستی. آنچه در نفس من است تو می‏دانی، و آنچه در ذات توست من نمی‏دانم. چرا که تو خود، دانای رازهای پنهانی، جز آنچه مرا بدان فرمان دادی، چیزی به آنان نگفتم. گفتم که خدا، پروردگار من و خدای خود را عبادت کنید...».
«لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قالُوا اِنَّ اللهَ هُوَالْمَسیحُ‏ابنُ مَرْیَمَ وَقالَ الْمَسیحُ یبَنِی‏اِسْرائیلَ آعْبُدُوا اللهَ رَبّی وَرَبَّکُمْ اِنَّهُ مَنْ یُشْرِک بِالله فَقَدْحَرَّمَ اللهُ عَلَیْهِ الجَنَّةَُ و َمَاْواهُ‏النّارُ وَما لِلظّالِمینَ مِنْ اگنْصارٍ* لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قالُوا اِنَّ اللهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ وَ ما مِنْ اِلهٍ اِلاّ إلؤ واحِد...» (مائده/72 73).
«کسانی که گفتند: خدا همان مسیح پسر مریم است، قطعاً کافر شده‏اند، و حال آن که مسیح، می‏گفت: ای فرزندان اسرائیل، خدای من و خدای خودتان را بپرستید که هرکس به خدا شرک ورزد، قطعاً خدا بهشت را بر او حرام ساخته و جایگاهش آتش است و برای ستمکاران یاوران نیست .کسانی که به تثلیث قایل شده وگفتند: خدا سومین (شخص از ) سه اقنوم است، قطعاً کافر شده‏اند و حال آن که هیچ معبودی جز خدای یکتا نیست».
3. عیسی یک پیامبر، دارای رسالت و برخوردار از علم و حکمت است و کتاب او انجیل است.
«...وَآتَیْناهُ الاِنْجِیلَ فیهِ هُدًی وَ َنُور...» (مائده/46).
«و به او انجیل دادیم که در آن، هدایت و نور است».
«وَیُعَلِّمُهُ الکِتابَ وَالْحِکْمَة وَالتَّوراةَ وَالاِنْجِیلَ * وَرَسُولاً اِلی بَنِی اِسْرائیلَ...» (آل‏عمران/48 49).
«به او کتاب وحکمت، تورات و انجیل می‏آموزد و او را به عنوان پیامبری به سوی بنی‏اسرائیل می‏فرستد».
«وَاِذْ قالَ عِیسَی آبْنُ مَرْیَمَ یا بَنِی اِسْرائیلَ‏اِنّی رَسُولُ اللهِ اِلَیْکُمْ...» (صف/6).
«یادآر هنگامی که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی‏اسرائیل من پیامبر خدا به سوی شما هستم».
4. عیسی به مانند دیگر پیامبران است و در سلسله انبیای خدا است.
«وَ لَقَدْ اگرْسَلْنا نُوحاً وَاِبْراهیم و...* ثُمَّ قَفَّیْنا عَلی آثارِهِمْ بِرُسُلِنا وَ قَفَّیْنا بِعِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ وَآتَیْناهُ الاِنْجِیلَ وَجَعَلْنا فِی قُلُوبِ‏الَّذینَ آتَّبَعُوهُ رَاْفَةً وَ رََحْمَةً...»(حدید/26 27).
«ما نوح و ابراهیم را فرستادیم ... آنگاه به دنبال آنان پیامبران خود را پی‏در پی ، آوردیم عیسی پسر مریم را به دنبال آنان آوردیم و به او انجیل دادیم و در دل کسانی که پیرو او بودند، مهربانی و محبت قرار دادیم».
«...وَ اگوْحَیْنا اِلی اِبْراهیمَ ... وَ عِیسی وَ اَیُّوبَ وَ یُونُسَ وَ هارُونَ وَ سُلَیمانَ...» (نساء/163).
«ما به ابراهیم... و عیسی و ایوب و
یونس و هارون و سلیمان پیامبر وحی فرستادیم».
«...مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوراةِ وَ َلاُحِلَّ لَکُمْ بَعْضَ الَّذِی حُرِّمَ... » (آل‏عمران/50).
«می‏گوید: آمده‏ام تا تورات را که پیش از من نازل شده است تصدیق کنم و تا پاره‏ای از آن چیزهایی که بر شما حرام شده، حلال گردانم».
5. عیسی، معجزات را به اجازه خداوند اقامه می‏نماید
«...وَ اُبْرِیُ الاگکْمَهَ وَ الاگبْرَصَ وَ اُحْیِ الْمَوتی بِاِذْنِ اللهِ وَ اُنَبِّئُکُمْ بِما تَاْکُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فی بُیُوتِکُمْ...»(آل عمران/49).
«و به اذن خدا نابینای مادرزاد ومبتلا به پیسی را شفا می‏بخشم و مردگان را زنده می‏گردانم و شما را از آنچه می‏خورید و در خانه‏هایتان ذخیره می‏کنید، خبر می‏دهم».
6. عیسی در قیامت شاهد مردم خواهد بود.
«وَ إِنْ مِنْ اگهْلِ الْکِتابِ إِلاّ لَیُوْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَیَومَ القِیامَة یَکُونُ عَلَیْهِمْ شَهیداً» (نساء/159).
«و از اهل کتاب ، کسی نیست مگر این که پیش از مرگ او به او ایمان می‏آورد و روز قیامت نیز عیسی بر آنان شاهد خواهد بود».
تطابق محتوای قرآن و انجیل
با کوچکترین ملاحظه‏ی آیات قرآن کریم درباره عیسی مسیح، به خوبی روشن می‏شود، که تعالیم و معارف اسلامی در مورد مسیح علیه السلام ، کاملاً با مفاهیم و محتوای گزارشهای عهد جدید، تطابق دارد. هر دوی کتابهای مقدس (به زعم مسیحیان) به انسان بودن، پیامبر بودن و موءید بودن مسیح از طرف خداوند تأکید دارند و این که او، در سلسله انبیای بنی‏اسرائیل، متمم پیام و رسالت آنان بوده است. او و مادرش هرگز ادعای خدایی یا جزو ذات الوهیت نداشته و به جز بندگان مقرب درگاه الهی، چیزی نبوده‏اند.
نظارت و اصلاحگری و مهیمن بودن قرآن کریم نسبت به عهدین به ویژه عهد جدید، کاملاً روشن می‏سازد که چگونه قرآن عقاید مسیحیان را در مورد عیسی مسیح و پیام او، اصلاح می‏کند و او را به راستی یکی از پیامبران اولوا العزم الهی و مبشران رحمت خداوندی می‏داند.
لذا اگر ما، درباره‏ی او ادّعا کنیم، عیسی، پیامبر اسلام است، چندان ادّعای گزافی نبوده و او مبشر اسلام و پیام‏آور او بوده است.
از این جهت سرگذشت پدیده وحی در جهان مسیحیت و معانی و مفاهیم گونه‏گونی که درباره این پدیده اظهار می‏شود و سرگذشت تفسیر وحی به عنوان «وحی تجسم یافته» که خداوند از طریق عیسی مسیح خودش را به انسانها نشان می‏دهد، باعث نجات آنها می‏شود، انگیزه‏ای بوده است که دانشمندان مسیحی در طول تاریخ آن، برداشتها و تفسیرهای مختلفی از آن ارایه بدهند و احیاناً سبب انحراف و انکار دین مسیحی شده و به ظهور و پدید آمدن عصر روشنگرایی و انکار معنویات در اروپای غربی منجر بشود. در پایان، مطالعه‏ی کتاب ارزشمند «راهنمای الهیات پروتستان» (نوشته ویلیام هوردِرن و ترجمه ط میکائیلیان) را به خوانندگان محترم توصیه می‏کنیم.14
_______________________________
14. در این بخش از کتاب «تحلیل وحی از دیدگاه اسلام و مسیحیت» استفاده شده است



محل زندگی عیسی(ع) - حضرت عیسی کجاست؟ نظرات در مورد محل حضرت عیسی(ع) ۱۳۹۶/۱۲/۱۲ - ۵۴۶۵ بازدید

پرسمان دانشگاهیان


در باره اینکه حضرت عیسی کجاست؟ در بین ادیان یهود، مسیحت و اسلام تفاوت دیده می شود. هر سه دین در باره فرجام این نبی خدا سخن رانده اند. لیک اختلاف روایت هر سه دین از روز آخر ظهور و حضور عیسی در بین مردمش، موجب می شود که اعتقاد آنها در باره مکان فعلی ایشان نیز متفاوت باشد.

ما به نظر هر سه دین در اینجا اشاره می کنیم:
1ـ یهود معتقدند که عیسی کشته شده است. چون یهود ادعا مى کرد که مسیح عیسى بن مریم(ع) را کشتند. طبق این باور عیسی زنده نیست که جایی داشته باشد. قرآن کریم ادعاى یهود مبنى بر اینکه عیسى را کشتند را رد مى کند.
«وَ قَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِیحَ عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللَّهِ، وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَ إِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِیهِ لَفِی شَکٍّ مِنْهُ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّباعَ الظَّنِّ وَ ما قَتَلُوهُ، یَقِیناً، بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَیْهِ، وَ کانَ اللَّهُ عَزِیزاً حَکِیماً، وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ إِلَّا لَیُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ یَکُونُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً»(1)
2ـ مسیحیان معتقدند که یهودیان آن جناب را دار زدند و کشتند، ولى بعد از کشته شدنش، خداى تعالى او را از قبرش بیرون آورد و به آسمان برد.
بر این اساس مسیحیان معتقدند که عیسی در نزد بدر (همان خدای مسیحیان) در آسمان معنوی قرار دارد. او در دست راست خداست و تاثیرش بر جهان از طریق روح القدس است. بی شک مراد مسیحیت از مسیح نزد خدا باید وجود روحی او باشد نه جسمی.
حال آنکه آیات قرآن که ملاحظه کردید داستان کشتن و به دار آویختن را به کلى تکذیب مى کند.
3ـ مسلمین با استفاده از ظاهر آیه «وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ ... »(2) معتقدند عیسى (ع) نزد خدا زنده است و نخواهد مرد تا آنکه همه اهل کتاب به وى ایمان بیاورند. روشن است که مراد از نزد خدا آسمان نیست بلکه قرب معنوی خداست. لذا علامه طباطبائی (ره) در تفسیر آیه «وَ رافِعُکَ إِلَیَّ وَ مُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا»(3) می فرماید: کلمه "رفع" به معناى بلند کردن و برداشتن است، و از آنجایى که در آیه شریفه کلمه"رافعک" مقید به قید" الى" شده معلوم مى شود که منظور از این رفع، رفع معنوى است نه رفع صورى و جسمى، چون خداى تعالى در مکانى بلند قرار نگرفته تا عیسى (ع) را به طرف خود بالا ببرد، او مکانى از سنخ مکانهاى جسمانى که اجسام و جسمانیات در آن قرار مى گیرند ندارد، به همین جهت دورى و نزدیکى نسبت به خداى تعالى هم دورى و نزدیکى مکانى نیست. لذا منظور از رفع، رفع معنوى است یعنى ترفیع درجه و تقرب به خداى سبحان.(4) نظیر تعبیرى که در سوره مریم در شان ادریس (ع) آورده فرموده است «وَ رَفَعْناهُ مَکاناً عَلِیًّا»(5) که منظور از مکان در این آیه جمله مکانت و منزلت است، نه مکان مادى.
البته عده ای معتقدند که مراد از "رفع عیسى (ع) به سوى خدا"، بالا بردن هم روح و هم جسم عیساى زنده به آسمان است." چون از ظاهر قرآن شریف بر مى آید که خداى تعالى عیسى (ع) را در حالى که زنده بود به آسمان مادى و جسمانى بالا برده و مقام قرب خداى سبحان و محل نزول برکات و مسکن ملائکه مکرم هم همین آسمان مادى است .(6)
در کتاب عیون از حضرت رضا (ع) روایت کرده که فرمود: امر هیچ یک از انبیاء و حجج الهى بر مردم مشتبه نشد مگر امر عیسى (ع) و بس، براى اینکه عیسى (ع) را زنده به آسمان بردند و بین آسمان و زمین قبض روحش کردند و "بدن بی روح" و "روح بی بدنش" را به آسمان بردند و در آنجا دوباره روحش را به بدنش برگرداندند.

پی نوشت ها
1ـ نساء ،آیه 157.
2ـ نساء ،آیه 159.
3ـ آل عمران،آیه 55.
4ـ ترجمه المیزان، ج 3، ص: 326.
5ـ مریم،آیه 57.
6ـ ترجمه المیزان، ج 3، ص: 342.