✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

✼  ҉ حسام الـבین شـ؋ـیعیان ҉  ✼

✐✎✐ وبلاگ رسمے و شخصے حسام الـבین شـ؋ـیعیان ✐✎✐

تفسیر آیه

یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى‌ فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ «26»

چون حضرت داود علیه السلام توجه تمام نمود به حضرت حق و از ماسواى سبحانه منقطع شد، منصب خلافت به او ارزانى شد:

یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ‌: اى داود بدرستى که ما قرار دادیم تو را، خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ‌: جانشین در زمین، یعنى تدبیر امور بندگان را به کف با کفایت تو نهادیم تا تو را خلف انبیاى گذشته گردانیدیم. فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِ‌: پس حکم کن میان مردمان به راستى و درستى، یعنى بر وفق امر ما بجا آور، وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى‌: و پیروى مکن هواى نفس و آرزوها را که اگر تابع نفس شوى به خلاف حق حکم کنى، فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ‌: پس گمراه سازد هواى نفس تو را از راه خدا و طریق حق که آن جاده شریعت است، یا دلایل واضحه است بر اثبات طریق حق. إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ‌: بدرستى که آنانکه گمراه شوند از راه خدا و طریق حق و عمل نکنند به آن، لَهُمْ عَذابٌ شَدِیدٌ: مر ایشان راست عذابى سخت، بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ‌: به سبب آنکه فراموش کردند روز حساب و جزاى اعمال را و اعراض نمودند از ذکر آن، یعنى به جهت مخالفت‌

جلد 11 - صفحه 191

حق و ملازمت هوى که مشعر است بر نسیان نشأه آخرت که اگر متذکر آن بودى، ملازمت حق و مخالفت هوى نمودى نه بعکس.

تنبیه:

در آیه شریفه دلالتى است:

1- آنکه جعل خلیفه بر خدا لازم است نه خلق، زیرا باید واجد صفات کمالیه باشد که یکى از آن، عصمت و آن را جز علام الغیوب کسى دانا نخواهد بود؛ بنابراین نصب خلیفة اللّه تخصص باشد نه تخصیص، یعنى از اول خداوند او را معین فرماید.

2- امر به حکم حق که در کلیه امورات صادره به میزان راستى و درستى نسبت به مردم رفتار کند از مخالطت و مصاحبت و معاشرت و مشارکت و مجالست، چنانچه در مکارم الاخلاق- از حضرت پیغمبر صلّى اللّه علیه و اله فرمود: اعطوا المجالس حقّها، قیل: و ما حقّها؟ قال: غضّوا ابصارکم و ردّوا السّلام و ارشدوا الاعمى و امروا بالمعروف و انهوا عن المنکر: عطا کنید مجالس را حقش.

عرض شد: حق مجالس چیست؟ فرمود: بپوشید چشمان خود را، و رد کنید سلام را، و ارشاد نمائید کوردلان را، و امر کنید به معروف و نهى نمائید از منکر «1».

3- نهى از پیروى هواى نفس نسبت به عموم، زیرا پیروى آن موجب گمراهى از صراط مستقیم و ورود به عذاب الیم؛ و احادیث بسیار در نهى متابعت هوى وارد شده، از جمله در کافى- از حضرت صادق علیه السلام فرمود:

لا تدع النّفس و هواها فانّ هواها فى رداها و ترک النّفس و ما تهوى اذاها و کفّ النّفس عمّا تهوى دواها: «2» وا نگذار نفس را با خواهشهاى آن، بدرستى که هواى نفس در هلاکت باشد؛ و واگذاشتن نفس و آنچه خواهد اذیت کند انسان را از مرض یا مکروه، و بازداشتن نفس از آنچه خواهد دواى آن باشد.


تفسیر آیه

یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى‌ فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ «26»

اى داود! همانا ما تو را در زمین جانشین قرار دادیم، پس میان مردم به حقّ داورى کن و از هواها و هوس‌ها پیروى نکن که تو را از راه خدا منحرف مى‌کند. البتّه کسانى که از راه خدا منحرف مى‌شوند برایشان عذاب سختى است به خاطر آن که روز قیامت را فراموش کردند.

پیام ها

1- خداوند تدبیر امور بندگانش را به انبیا سپرده است. «یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلِیفَةً»

2- تدبیر امور مردم، حقّ خداست که به هر کس بخواهد واگذار مى‌کند. «إِنَّا جَعَلْناکَ»

3- دین از سیاست جدا نیست. «یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلِیفَةً»

4- حکومت بر مردم، نعمت بزرگى است که شکر آن، اجراى عدالت در میان مردم است. جَعَلْناکَ خَلِیفَةً ... فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِ‌

5- محور قضاوت باید حقّ باشد. «فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ»

6- رهبران و داوران جامعه باید از هواى نفس دور باشند. خَلِیفَةً ... فَاحْکُمْ‌ ... لا تَتَّبِعِ الْهَوى‌

7- در مدیریّت حتّى المقدور نیروها را حفظ کنید. (خداوند به خاطر یک ترک اولى، اولیاى خود را از گردونه‌ى اجتماع خارج نمى‌کند). فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ‌ ...

فَغَفَرْنا ... یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ‌

8- قضاوت از شئون حکومت است و باید الهى باشد. «شَدَدْنا مُلْکَهُ‌- إِنَّا جَعَلْناکَ‌

جلد 8 - صفحه 99

خَلِیفَةً- فَاحْکُمْ»

9- حکومت دینى، سابقه‌اى بس طولانى دارد. «شَدَدْنا مُلْکَهُ‌- جَعَلْناکَ خَلِیفَةً- فَاحْکُمْ»

10- رفتار خلیفه‌ى خدا باید پرتوى از افعال الهى باشد. «وَ اللَّهُ یَقْضِی بِالْحَقِّ» «1»، «فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ»

11- هر چه در برابر حقّ قرار گیرد، هوى و هوس است. «فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى‌»

12- خطر قضاوت، دورى از حقّ و توجّه به هواهاى نفسانى است. فَاحْکُمْ‌ ...

بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى‌

13- همه انسان‌ها حتّى انبیا در معرض دام هوس هستند که از طریق هشدارهاى الهى مصون مى‌مانند. «لا تَتَّبِعِ الْهَوى‌»

14- هوى پرستى ممنوع است، خواه تمایلات فردى و شخصى باشد یا گروهى و حزبى. «لا تَتَّبِعِ الْهَوى‌»

15- هوى پرستى با انحراف مساوى است. «لا تَتَّبِعِ الْهَوى‌ فَیُضِلَّکَ»

16- خطرات گام به گام پیش مى‌آید (گام اول هوى پرستى، گام دوم انحراف از راه خدا، گام سوم فراموش کردن حساب و قیامت و در نتیجه عذاب شدید).

لا تَتَّبِعِ الْهَوى‌ فَیُضِلَّکَ‌ ... لَهُمْ عَذابٌ شَدِیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ‌

17- ایمان به معاد کافى نیست، باید انسان یاد معاد باشد. (در مورد بعضى افراد قرآن مى‌فرماید: «لا یُؤْمِنُ بِیَوْمِ الْحِسابِ» «2» ایمان به معاد ندارد ولى در این آیه مى‌خوانیم: ایمان هست ولى معاد را فراموش مى‌کند. «نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ»

18- هوى پرستى و فراموش کردن روز قیامت، خطراتى است که حاکمان جامعه را تهدید مى‌کند. جَعَلْناکَ خَلِیفَةً ... لا تَتَّبِعِ الْهَوى‌ ... نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ‌

«1». غافر، 20.

«2». غافر، 27.

تفسیر نور(10جلدى)، ج‌8، ص: 100


حضرت داوود (ع) در کتاب قرآن کریم

إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ یُسَبِّحْنَ بِالْعَشِیِّ وَالْإِشْرَاقِ ﴿١٨﴾

همانا ما کوه‌‌‌‌‌ها را مسخّر و رام کردیم که با او در شبانگاه و هنگام برآمدن آفتاب تسبیح می‌‌‌‌‌‌گفتند، (۱۸)


وَالطَّیْرَ مَحْشُورَةً ۖ کُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ ﴿١٩﴾


و پرندگان را [نیز] به طور دسته جمعی [مسخّر و رام کردیم که با او تسبیح می‌‌‌‌‌‌گفتند]، و همه رجوع کننده به سوی خدا بودند، (۱۹)



حضرت داوود (ع) در قرآن

اصْبِرْ عَلَىٰ مَا یَقُولُونَ وَاذْکُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الْأَیْدِ ۖ إِنَّهُ أَوَّابٌ ﴿١٧﴾


بر آنچه می‌‌‌‌‌‌گویند شکیبا باش، و بنده ما داود را که دارای نیرومندی [در دانش و حکومت] بود یاد کن.

 او بسیار رجوع کننده [به سوی خدا] بود. (۱۷)




حضرت داوود (ع) در قرآن

وَوَهَبْنَا لِدَاوُودَ سُلَیْمَانَ ۚ نِعْمَ الْعَبْدُ ۖ إِنَّهُ أَوَّابٌ ﴿٣٠﴾


و سلیمان را به داود بخشیدیم، چه نیکو بنده‌‌ای بود به راستی او بسیار رجوع کننده [به خدا] بود. (۳۰)